تبليغاتX
حزب الله نو - با عشق به رهبری، سئوال دارم

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

با عشق به رهبری، سئوال دارم

 

۱- روزهای پس از انتخابات بود، برخی سایتها مشکل بالا آمدن داشتند و بلاگفا بکل از کار اُفتاده بود. آمدم نامه ای را به بخش نامه های سایت مقام عظمای ولایت بفرستم... دیدم بخش نامه های سایت مقام رهبری هم بالا نمی آید! خیلی جالب است وقتی تکرار کردم باز هم بالا نمیامد. در این میان خبرگزاری فارس، رجا نیوز و انصار نیور از همه ی سایتها سریعتر لود میشدند. حتی سایت الف دکتر توکلی کند شده بود. خیلی دلم میخواهد مرد باشند و اعتراف کنند که همان بلائی که تا چند روز (و حتی تا حالا) دارند روی سر سایتهای خبری در میاورند، سر بخش نامه های سایت مقام عزیز رهبری نیز آوردند. حیف که مرد و زن نیستند و حیف نام آدمی برایشان که برای جلوگیری از خبرگیری رهبری، دست به کارهائی میزنند که جدأ کثیف است...اسنادش در همان وبلاگ هوادار سعید امامی هست که سعید امامی در یک خاطره گوئی (سالها پیش از دستگیریش) صریحأ اعتراف میکند که نامه ی آخری را که سعیدی سیرجانی برای مقام عظمای ولایت نوشته بود را از میان میبرد و بدست ایشان نمیرساند! نمیدانم اینهم "نوع جدیدی از در خط ولایت بودن" حضرات دو آتشه است که دور رهبری سیم خاردار میکشند.

۲- هیچوقت نگفته ایم که هرکسی در تظاهرات ها بود، فرشته بوده است. برادر عزیزم آقای شهبازی به زیبائی اشاره کرد که این راه ایجاد بحران میکند، سعی کنیم به خواست معترضان گوش کنیم. برادرم قزوه برداشت به زیبائی نوشت که به خاطر یک چند سال در مصدر قدرت بودن، کاری نکنیم که فلان خبرنگار هندی در خیابانها کتک بخورد. حالا من هم جسارت میکنم و میگویم، برادران خواهرانی که اعتقاد دارید که معترضان همه اغتشاش گرند، اینرا هم بدانید سنت هشت ساله کردن ریاست جمهوری، یک سنت سرمایه دارانه و بنیان گذار آن، آقای هاشمی رفسنجانی ست. این یک واقعیت تلخ، و تز انحرافی سرکوب خط امام نیز یک ارثیه ی ناب از جریان هاشمی و کارگزاران و اهدائی به دولت احمدی نژاد است...خلاصه با این بیراهه ها و پسراهه های جناح راستی و کارگزارانی، احدی به راه عدالت نخواهد رسید...مگر اینکه طرز فکر و ایدئولوژی حضرات از تز اسلامی عدالت میان مردم، به به تز الحادی- حجتیه ای عدالت میان "خودیها" کاهش یافته باشد!...من نمیدانم مگر چه ایرادی دارد چهار سال سرکار باشیم؟! اینهمه امکانات و درآمدهای کشور بسیج شده یک گروه روی کار بماند. رهبری را در معرض هزاران ادعا قرار میدهیم. روحانیت را در بحران میاندازیم. مردم را کتک میزنیم و تک و توک تیری هم میزنیم و بعد میگوئیم خودشان به خودشان تیر زدند! منافقین زدند! سلطنت طلبان زدند! مشارکتیها زدند! بی بی سی چی ها زدند!...اینهمه تناقض گوئی برای چیست؟ گور بابای قدرت و ننگ بر این اسباب صدارت که اینهمه حرص میزنید سرش...

۳- منافقین چند روز پیش بیانیه دادند و دخالت خود را در کشتار مردم رد کردند. حالا چرا میگوئیم منافقین کردند؟ مگر میشود هم ادعا کنیم که در ایران نیستند ولی هرجا لازم داشتیم ، از داخل چراغ جادو ظاهرشان کنیم؟ یعنی مگر امکان دارد اینکه هم نیرو نداشته باشند هم داشته باشند؟! منافقین چه کثافتی هستند که در ایران نیروی نظامی داشته باشند؟ این توهمات مسخره چیست؟ داشتند با اردنگی از اشرف بیرونشان میکردند...اینکه چه دستی از میان نیروهای تندرو میخواهد منافقین را دوباره در ایران زنده کند الله اعلم. داریم کاری میکنیم که در صحنه های سیاسی جهانی، منافقین رذل از ما عاقلتر نمایانده شوند...

۴- طی این روزها هرچه میشوند میگویند: "رهبری انتخابات را تائید کرد، رهبری هوادار آقای احمدی نژاده، رهبری، رهبری،رهبری..." جالب اینجاست اینها همانها هستند که وقتی در واقعه ی هجده تیرماه رهبری در تلویزیون گریستند، آشکار و پنهان از گریستن رهبری انتقاد کردند... اینها همانها هستند که پیش از انتخابات رهبری را تحت شدیدترین فشارها قرار دادند که از احمدی نژاد حمایت کنند و کار را بجائی رساندند که ایشان از این حرکت این باند با نام "جعل سخنان شان" یاد کردند....بشخصه معتقدم رهبری نازنین نظام نباید وارد صحت انتخابات میشد. این لطمه به مقام عظمای ولایت بود. با تمامی سخنان ایشان موافقم الا این قسمت. ما در قانون اساسی جمهوری اسلامی نظارت بر رهبری هم داریم. این حرکت رهبر معظم انقلاب - که با تمام جانم دوستش دارم و در این راه به مخالف و موافقش باج نمیدهم - نیاز به بازبینی مجلس خبرگان رهبری دارد. ولایت فقیه همان اندازه که والا و بی همتاست، با ظرافتی اسلامی مورد مداقه و نظارت خبرگان و مراجع عظام اسلام است. میدانم رهبر عزیزم با خواندن این سخن شاید از حقیر برنجند اما من رنجش این نازنین را ترجیح میدهم به حضور در جمع ریاکارانه ی عده ای که ستایشگران دروغین، بدون آگاهی و جعلی رهبری بیش نیستند.  

۵- آنزمان که تمام اُصول قانون اساسی به منصه ی ظهور رسید، بقای انقلاب تضمین میشود. حالا بگذار خنجرها از راست و چپ به سمتم سرازیر شود اما لعنت خدا بر کسانی که کاری میکنند که هرکس سخن از اصل نظارت بر رهبری انقلاب میشود انگ بخورد. اما من این جرئت را میکنم و اینرا هم میگویم، چون عاشق رهبرم هستم میخواهم این نظارت بر او باشد. مرا با دشمنان دو آتشه ایشان که میگویند ولایت ایشان باطل شد یا دوستداران احساسی و متعصبی که سر میزنند در راه ایشان و اغلب از کنترل کوچکترین خشم و کین خود ناتوانند اما مدعی اسلام کامل هستند، کاری نیست.

۶- شهادت خواهرم ندا و دوستان دیگر، از تظاهر کنندگان را به همه تسلیت میگویم. و زخمی شدن نیروهای انتظامی و اعضای بسیج را نیز متأسفم. اما شهادت خواهرمان ندا آقا سلطان، درد زیادی داشت. تمام اینها نشان داد دولت نهم در اداره ی یک بحران بسیار ساده و بدوی، چقدر ضعیف است. استفاده از نیروهای لباس شخصی و بسیج، اشتباهی بزرگ بود و من مطمئنم اعضای با سابقه ی بسیج در این زمینه سئوالاتی بی جواب خواهند داشت که تا گرفتن جواب نهائی از بظاهر مسئولان آمر، آنها را رها نخواهند کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 11:50  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |