تبليغاتX
حزب الله نو - ساختار شناسی حزب الله ناب محمدی، رهبری انقلاب اسلامی و مسئله ی انتخابات

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

ساختار شناسی حزب الله ناب محمدی، رهبری انقلاب اسلامی و مسئله ی انتخابات

 

در اسناد انقلاب اسلامی موجود است که روزی یکی از بسیجیان در نزد شهید دکتر مصطفی چمران به جنبش امل و نبیه بری اهانت میکند. میگویند آقای چمران خیلی ناراحت شده و آن مجلس را بدون گفتن سخنی دیگر ترک میکند تا خشم خود را فرو خورند... بعدأ به مجلس بازگشته و طی سخنانی از بدگوئی نسبت به نیروهای انقلابی انتقاد شدیدی میکنند. اینجاست که این مسئله مطرح میشود که در برابر موج اهانت به مسئولان زحمت کشیده ی انقلاب و برای مثال روحانیت و نیروهای انقلابی که ارتباطی تنگاتنگی با امام داشته اند - و بشدت مورد اهانت جریاناتی قرار میگیرند که نه در جبهه ها و نه در دوران قبل از انقلاب سابقه ی جدی نداشته اند- براستی وظیفه ی خط حزب الله ناب محمدی چیست؟

 
یک برداشت اعتقاد دارد که حزب الله ناب محمدی، تنها "افراد" هستند. اینها "هویت و نگرش" ندارند و باید تابع مراکزی مانند سپاه پاسداران و نشریات ی داخلی بسیج باشند. این درحالی ست که این نگرش با نگرش افرادی مانند دکتر شهید بهشتی و چمران در تضاد خاصی قرار میگیرد. گفته میشود که شهیدان بهشتی و باکری حتی پس از اینکه سازمان منافقین به نظام اعلان جنگ مسلحانه داده بود، حاضر بودند با افرادی از این سازمان که دارای تردیدهائی بودند، دیدار "اقناعی" مخفیانه داشته و جلوی پاسدارانی که قصد شناسائی "افراد سمت مقابل" را از این راه داشتند، بشدت مقابله میکردند.


برداشت دیگری هست که حزب الله ناب محمدی را جریانی "سازنده" و "متکامل کننده ی" انقلاب میداند. جریان حزب الله ناب محمدی ست که لانه جاسوسی را اشغال میکند و در برابر ابر قدرتی مانند آمریکا، تمام قد می ایستد. اما باید دید چرا نگرشهائی که به جریانی با قدرت حزب الله ناب محمدی که انقلاب اسلامی را ایجاد کرد و توی دهان دستگاه شاهنشاهی زد، با نگرشهای "کنترل کننده دائمی" مینگرند سعی دارند افراد این جریان را بشکلی بدوی "یارگیری فکری" کرده ، به دام عقایدی "انجمن حجتیه مآب" آلوده کرده و بکشانند؟...

درباره ی مسئله ی انتخابات نیز اگرچه حمایت از رهبر عزیز انقلاب اسلامی مهم است، اما باید دید آیا ادامه ی انقلاب اسلامی بدون حمایت جوانان و مردم طبقه ی متوسط امکان پذیر است یا نه. همچنین باید دید پخش تصاویر سرکوب جوانان ایران توسط رسانه های گوناگون در ماهواره ها بیشتر به تخریب رهبری، انقلاب اسلامی و جریان حق طلبانه حزب الله ناب محمدی منجر نخواهد شد؟ یا باید دقت کرد این مسائل در کُل، به ضربه پذیر شدن اجتماعی- فکری حزب الله لبنان و بهم خوردن ترکیبی ما در برابر اسرائیل جنایتکار منجر میشود یا خیر... آنهم زمانی که مسئله ی هسته ای ما در مراحل نهائی خود قرار دارد. اساسأ باید دید هزینه و سود ایجاد تفرقه ی داخلی در برابر دشمنان خارجی آیا اساسأ با ژرف نگری در مصالح داخلی بدست آمده است یا با ایجاد یک نگرانی بی دلیل و فوبیک نسبت به "توهم قدرت گیری نیروهای سکولار" در صورت پیروزی میر حسین موسوی در میان نیروهای "عوامگرای نزدیک به انجمن حجتیه" رقم خورده است؟ 

برای اینکه مثالی از نحوه ی رسوخ این انجمن بزنم، به یک مورد اشاره میکنم. یادم هست سالها پیش، زمانی که انجمن حجتیه بدلیل فعالیتهای امام راحل در محاق و تنگنا قرار داشت، روحانیون حجتی در شهرهای مختلف و در سخنرانی های خود، و تنها برای ایجاد ذهنیت بدبینی، ادعا میکردند که بدلیل آزادیهای موسیقی و شطرنج و...(دقت کنید اینها را امام عزیز به ملت داده بود)، روابط جنسی میان خواهر و برادر در خانواده ها زیاد شده است...دقت کنید این دروغ چقدر زشت اما دارای ضربه ی روحی شدید به شنونده است...میخواهم بگویم متأسفانه از همین راه انجمن حجتیه توانست با جنگهای روانی سیستماتیک حتی در ذهن برخی مسئولان و روحانیون ما، نفوذ بدبینانه نموده و شیوه ی بازتولید فکری انقلاب را بمرور در چنگال کنترل خویش بگیرد.

 
مسلم است که جریان شهید داده ی انقلاب یا همان حزب الله ناب محمدی، اصل و اساس را بر "حفظ نظام اسلامی" میداند. این روند، با ادامه ی یکسویانه ی اصرار بر نتایج "قابل تأمل" انتخابات در تضاد و دوگانگی قرار میگیرد. خط پاک حزب الله ناب محمدی علاوه بر فرمانبری "آگاهانه" از رهبری انقلاب، از احاطه ی مشکوک "نیروهای خاص" در اطراف رهبری و "تحت فشار قرار دادن سیستماتیک رهبری" نیز بی خبر نمیماند. حتی و برای نمونه؛ القای این جنگ روانی و فشار زیاد که رهبری "حق ندارد از هاشمی دفاع کند" که از سوی گروهک انصار باصطلاح حزب الله برای آنچه "باصطلاح برگزاری مراسم بر علیه هاشمی پس از سخنان رهبری" تدارک دیده شده بود و با دفاع جانانه ی رهبری از هاشمی، نقش بر آب شد!


خط حقیقی حزب الله ناب محمدی، خط شریف امام و سربازان راستین امام زمان (عج) با شناخت شرایط دقیق و حساس انقلاب اسلامی، از نتایج انتخاباتی که به "ضعف تدریجی موضع نیروهای مذهبی در جامعه" منجر شود، حمایت اصیل و استراتژیک نخواهد کرد و داشتن یک چنین انتظاراتی از جریان حزب اللهی ناب محمدی جامعه را، امری غیر کارشناسانه و بدلیل عدم درک نقش والا و طلائی این نیروها در ساختار سازیهای اجتماعی و مهندسی اسلامی نظام میدانند... در اسلام عزیز، حزب الله ناب محمدی خط و موتور محرک و ایدئولوگ انقلاب است و ولایت فقیه را در پناه خود محفوظ نگاه میدارد. نگاه کردن به خط حزب الله با چشم "نیروهای صرف امنیتی در جامعه" با برداشت های شهید مرتضی مطهری از این خط فکری در تناقض تحلیلی قرار میگیرد. ایشان در جائی نسبت به خطر "خط گیری افراطی" نیروهای حزب اللهی از "جریانات ارتجاعی" بصراحت میگویند:" مشکل روحانیت شیعه، عوامزدگی آنست". اگر با دقت به گفتارهای شهید بزرگوار مطهری نگاه گردد، خطی "ظریف اما با اهمیت" از این جریان را با عرض تأسف در دیدگاه های افرادی مانند آقای مصباح یزدی که از آموزه های گرانقدر اسلام، استفاده های عوامگرایانه میکنند، براحتی میتوان دید.


یعنی حزب الله از رهبری اطاعت میکند، اما با ارائه ی مخلصانه ی شور و مشورت اسلامی وظرافتهای تحلیلی به ایشان، رهبری را به جریانات خطرناک حجتیه گرا وا نمینهد و بدین ترتیب نزدیک نمیکند، به سخنان رهبری گوش میدهد اما تنها آینده ی اسلام و انقلاب را از اهم مهمات میداند، یعنی اصل حمایت از رهبری را با وسواس غیر اسلامی و افراط گری که جریان اصیل حزب الله را به درگیریهای استهلاکی با تمامی طبقات جامعه بکشاند، آلوده نخواهد کرد، و در یک کلام؛ جریان حزب الله ناب محمدی و خط امام ره "بن بست شکنی" در راه انقلاب میکند نه "بن بست سازی" و بهیچوجه وارد تسویه حسابهای شخصی، کینه توزانه و بچه گانه میان جریانات متحجر با جوانان نمیشود.


خط نهائی حزب الله ناب محمدی، همان زمانی که در نهایت شجاعت و جوانمردی در سال ۱۳۵۲ با سازمان مجاهدین خلق ائتلاف کرد و به نبرد با رژیم شاهنشاهی پرداخت و همانطور که در سال ۱۳۵۵ و در جریان تغییر ایدئولوژیک این جریان، ضمن ادامه ی مبارزه با رژیم شاه، از این سازمان دوری کرد، اکنون نیز نمیتواند با ایزوله کردن انقلاب و آینده ی انقلاب اسلامی و شهدای گرانقدر آن، به حمایت یکجانبه از مدیریت پر اشتباه دولت نهم همت گمارد و سعی نماید به حمایت از نیروهائی پردازد که طی سالهای اخیر در نقش "اهرم فشار آرام و پنهان" بر رهبری عزیز جامعه عمل کرده اند. جریان خط پاک و ناب محمدی  حزب الله با داشتن اعتراضات آرام به نتایج این انتخابات، از همراهی نیروهائی که سرنگونی نظام و یا سرکوب جوانان را میخواهند بشدت دوری کرده، با تمام توان هر دو جریان را زیر ضرب نقد انقلابی اسلامی قرار داده و در صورت به خطر اُفتادن کیان انقلاب با ایجاد چهره ای خشونت طلب از انقلاب و درگیری نظامی میان این دو نیرو، از وظیفه ی حزب اللهی و انقلابی خود که همانا بدست گیری صحنه است کوچکترین غفلتی نخواهد کرد.


بعدالتحریر:
هشدار به جریانات لباس شخصی و معدود بسیجیانی که از راه خشونت با معترضان به نتایج انتخابات برخورد میکنند؛
با حضور نیروهای نظامی در خیابانهای کشور، آنهم بدون تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی نمیتوان موافق بود. این حضور تنها در صورت اعلان حالت فوق العاده و نظامی آنهم از مجاری قانونی امکان پذیر است. این هشدار پایانی به برخی نیروهای بظاهر عضو بسیج است که از همراهی با جریانات خودسر و لباس شخصی خوداری کنند. بدیهی است جریان حزب الله ناب محمدی(ص)وظایفی دارد که به "موقع" و در "جای" خود به مرحله ی اجرای دقیقی خواهد گذاشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:33  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |