تبليغاتX
حزب الله نو - ایران خونین دل، میخواهدت رهبر...

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

ایران خونین دل، میخواهدت رهبر...

با سلام به رهبر عزیز و بی مانند انقلابم،


نمیدانم این حرفها را به شما خواهند داد تا بخوانید یا نه. من جوانی هستم که دلم برای این انقلاب همیشه تپیده است. هرجا و هر زمان و هر نقطه ای که اینکار باعث سرافکندگی بود به اسلام افتخار کردم و خواهم کرد. امام راحل را دوست داشته ام و برای انقلابم ارزش قائلم. همان زمانی که کودک بودم خیلی دوست داشتم اگر خدای ناکرده امام رفتند، شما جایشان بیائید. یکبار به پدرم گفتم، پدرم خندید و باورم نکرد. جهان خندید و باورم نکرد. همان ها که امروزه خیلی ادعای دلبستگی به شما دارند باور نکردند که شما رهبر انقلاب ما میتوانید شوید. مگر کم به شما حملات کرده اند، چه آنها که میدانید چه آنها که شاید زیاد در جزئیاتشان نیستید...

 راه و زمان دور نمیروم، شما نازنینم با ده نمکی دیدار جوانمردانه ای کردید، همان زمان که حملات "افراد و تیم خاصی" ده نمکی عزیز را نشانه رفته بود. وقتی در این دیدار در جواب گلایه ی ده نمکی نسبت به فردی که گفته بود در صورت پخش تلویزیونی فیلم اخراجیها خود را آتش میزند فرمودید ":این که دیگر حرف بی خودی ست" آرام آرام زبان کثیف حمله کنندگان باصطلاح دو آتشه ی "ولایتمدار" به سمت شما باز شد. در جریان هستید رهبر عزیزم؟

 دو وبلاگ باصطلاح "ولایتمدار" پا را از این فراتر گذاشته، شما را من غیر مستقیم نصیحت کردند، همان ها که بعدها برای کسب وجهه ی رادیکال و حزب اللهی دروغین، تیتر زدند که "ما پرشین بلاگ را متهم میکنیم" همانها خامنه ای عزیز، همانها که بعدها وقتی با دفاع جوانمردانه ی آقای داودآبادی و حقیر و معدودی دیگر مواجه شدند و زیر ضرب فشار افکار عمومی انقلاب قرار گرفتند، با دروغ و تزویر مطلب خود را تغییر داده و تازه با نهایت بی ادبی ادعا کردند که:" نخواستیم اختلاف ایجاد شود و دشمن بهره برداری کند!" در نهایت وقاحت، بدون سر سوزنی اشاره به اهانتشان به شما...بدون کوچکترین شکلی از عذر خواهی، دستکم برای حفظ ظاهر هم که شده...آری آقایان گویا آرام آرام آنقدر "ولایت ولایت" کرده اند، که معنایش برایشان "لوث" شده. شاید مثال تا حدی بزرگنمائی شده ای باشد اما در تاریخ صدر اسلام است که گروهی از خوارج ناگهان ادعا میکنند یکی از خلفا را میخواهند پرستش کنند، و آن خلیفه هم همه شان را از تیغ میگذراند تا احدی دیگر چنین فکر خبطی نکند راجع به اسلام و ولایت امر...


تمام مدارک این حرفها در بایگانی وبلاگ حاج حمید داودآبادی هست. اینها تنها مشتی از خروار ادعاهای هواداران ذوب در ولایت است. اینها هستند که تنها خود را مالک مملکت میدانند و خامنه ای را به نفع خود ضبط میکنند. برای اینها، رهبر سلاح گرمی ست که هروقت خواستند بکار میبرند، یکبار برای بدروغ مدافع احمدی نژاد نشان دادن تان در قبل از انتخابات، یکبار هم برای فشار به رأی مردم. برای اینان تنها چیزی که مهم نیست البته آبرو و عظمت رهبری ست. میخواهند رهبر را تا جائی که میتوانند "دنباله رو" و "تأئید گر" رأی خود نمایند. همینست که تو مظلوم ترین رهبر قرنی. همینست که از جان و دل دوستت دارم و آری قبول کن که از جناح چپ نظام هم هستند کسانی که میدانند تو مظلومی و پاک.


من خوب میدانم نیت باند حسینیان چیست وقتی درست همان زمانی که شما تأکید کردید بر اتحاد، این فرد گفت که هواداران موسوی به زباله دان تاریخ تعلق دارند. من دوستت دارم و میدانم این ها دام این باندها و تیم هاست برای نابود کردن ولایت فقیه.
همان زمان که رفتند سراغ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و به شهادت آقای منتظری شما را هم بی خبر گذاشتند و ظرف چند روز تعدادی از زندانیان سیاسی را را بشکلی غیر اسلامی در ماه های حرام هجری، اعدام کردند باید میفهمیدیم اینها برای شما هیچ ارزشی قائل نیستند. همان اشتباهی که بهانه ای جاودانه و ناب داد به دست گروهکهای مکار ضد انقلاب، تا در جبران ضعف فاحش ایدئولوژیکی خود، کل انقلاب را متهم به افراط گری و خشونت نمایند...

 اگر این باند بعدها رفتند سراغ برخی از روحانیون، برای این نبود که حرف مخالفی میزدند، برای این بود که بروند سراغ کل روحانیت. روحانیتی که جلوی انگلیس ایستاد و با آمریکا نساخت. بخدا تو عزیزترین مسئول این انقلابی برای من و میدانم اوج فشار بر شما هم زیاد است. مگر در انتخابات مجلس هفتم به شورای نگهبان تذکر ندادید که نظارت عرفی کنند و نظارت استصوابی ننمایند؟ احدی از اهل ولایت گوش کرد؟ جز اینکه تنها حجت الاسلام کشانی از انصار حزب الله بود که از این حرف شما دفاع کرد و بلافاصله از صحنه ی سیاسی کشور محو شد؟

خامنه ای عزیزم، رهبر معظم انقلابم تو برای من هنوز همان انقلابی خوبی هستی که رفته ام حرف های نابت را جمع آوری کرده ام، همان حرفهائی که وبسایت و پایگاه اطلاع رسانی شما هم آنها را در خود ندارند. همان ها که ادعای ولای میکنند عمومأ این حرفها را نشنیده اند و گاهی با شکی عصبانی مینویسند :"توغلط کردی از رهبر ما حرف در می آوری!" باید هم من این اتهام را بخورم، چون آقایان در ظاهر مدعی ولایتند اما کیست که خبر نداشته باشد که در وقت اضافه ی خود راحت طلبانه و خمار آلود، با فراموشی نوارها و کتب مطهری و خامنه ای، پای منابر حجتیه مینشینند و...چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. اینها جناح راستی های دو آتشه و احمدی نژادی های فعالی هستند که اساسأ خود را بی نیاز از دنبال کردن سخنرانی های رهبری میدانند. مگر چند تایشان آشکارا ننوشتند :" برای حمله و مقابله با متجاوزان آمریکائی در عراق نیازی به حکم رهبری نیست!" آری این ولایتمداری از نوع پیشرفته است!


مگر نیامدند جلوی مجلس، پا بر زمین کوباندند و شعار های زشت دادند به گونه ای که شما روز بعدش این حرکت را بشدت نکوهیدید.
امروز تو بزرگوارم ساکت هستی. من جسارت میکنم و میگویم، اینها به شما هم هتک حرمت کردند. این افراد، دوست انقلاب نیستند. با زور و کتک زدن انقلاب جلو نمیرود. اینها دنبال جائی هستند که ریشه ی روحانیت انقلابی را بزنند. تو بزرگ این روحانیتی خامنه ای عزیزم. تو کسی هستی که همراه شریعتی بودی و امام راحل و جلال و...من حتی شنیدم که شما تا زمانی که رجوی خائن، ماهیت منافقانه اش را رو نکرده بود، برای او هم بخاطر مطالعات و زندانش ارزش قائل بودی.


من رهبر عزیز انقلابم را میشناسم. من میدانم این رهبر اجازه نخواهد داد عده ای به نام حمایت از احمدی نژاد، همه را به مرگ و زباله دان تاریخ تهدید کنند. این انقلاب، امانت الهی ست. همان دختر بد حجاب هم متعلق به انقلاب است. هرگز نمیگویم هرچه منتقدان احمدی نژاد انجام داده اند، درست بوده است. اما نباید مردم را متهم کنیم. خرد جمعی را نمیتوان دادگاهی کرد. اینها که امروز شعار میدهند درود بر احمدی، زنده باد خامنه ای، در بسیاری جاها منافقانه از رهبری استفاده کرده اند. اگر امروز آشکارا به امام راحل اهانت میکنند، فردا - خدای ناکرده- در نبود شما، به خامنه ای اتهام میبندند.


من خامنه ای را دوست دارم و بخاطر همین دوست داشتن است که نمیپذیرم رهبرم را عده ای ضبط کرده، مالک حیثیت ولایت مقدس فقیه شوند. من چون عاشق تو ام نمیپذیرم که در خانه ها بمانم. امروز روز تکلیف است. بگذار برای عشقم به تو بگویم، تنها گذاشتن موسوی، یعنی مقدمه ای برای ویران کردن جماران و مرقد امام. طرحش را شما هم میدانید. همان زمان که قرار بود بروند مرقد امام راحل ره، اما بین راه گُلهائی که توسط تدارکات خریداری شده را میریزند بیرون. این رفتن حجتیه به سر مرقد امام است. این کینه ی حجتیه از امام است...


حقیر بیش از ده سال است یکی از مسئولان اُتاقهای مذهبی اینترنتی هستم. ما طی این سالها، بخدا از کل نظام آموزشی جمهوری اسلامی موفقتر بوده ایم. میدانم اغراق است اما بهائی و کمونیست جذب کرده ایم. این حرکت انجام شده در جریان انتخابات، آب سردی بود که روی دوش حقیر به عنوان حامی نظام طی این سالها ریخته شد. خامنه ای عزیزم، من بخاطر دوست داشتن توست که نمیپذیرم در این انتخابات تقلب نشد. من رهبر انقلابم را میشناسم، او تسلیم این رأی متقلبانه نمیشود. حتی اگر تحت فشار و مصلحت سکوت کند. چه زیبا گفتی در دیدار با ده نمکی، وقتی ده نمکی گلایه کرد از فشارهای افراد بظاهر حزب اللهی بر ضد او و فیلم اخراجیها:" چه ایرادی دارد آدمی در این راه هزینه بپرازد؟"

 
رهبر عزیزم، من در این راه پر هزینه، هزینه میپردازم، در برابر همانها که در هجدهم تیرماه یک بسیجی را دستگیر کردند و در حین بازداشت به او گفتند:" ۴۸ ساعت کشور را دادیم دست شما و رهبری ، داشتید کشور را دو دستی میدادید به آمریکا و اسرائیل..." 


جسارتم را میبخشید، اما من نمیگذارم خامنه ایم را انجمن حجتیه و تیم و باند حسینیان و موتلفه با اشتباهات خود از میان ببرند، بخاطر خامنه ای هم که شده، تا روز مرگم در برابر این خیانت به خون شهدای انقلاب ساکت نخواهم نشست...


گلباگ آزادیم، نغمه ی اسلام است، پیروز این میدان، پیکار ایمان است
تا شعر عشقم هست، باید به عصیان بود، امام راحل هم، شاید که گریان بود
تا روز صدق و مهر، بر خاک من ریزد، آن نور اسلامی، اشکی که سر ریزد
اینجا جماران است، خاک شهیدان است، رأی حقیقی نیست، آنجا که حرمان است
هر بال عمر ما، از باکری بوده، از ذین العابدین، از همت، جهان آرا
آن فکر ناپاک است، از مردمان ترسید، مردم خود دین اند، ناراست را کینند
این عمر ناپایان، شاید رسد از سر، ایران خونین دل، میخواهدت رهبر...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:57  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |