آخرین وسوسه ی آب گل آلوده
مسائلی که آقای احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی و در رسانه ی ملی گفتند از نوع گفتمان امام راحل نبود. جدأ نمیخواهم اهانت کنم و میدانم احمدی نژاد هم برای این کشور کار کرده است اما این گفتمان امام و انقلاب نبود. این گفتمان مرا یاد گفتمان سازمان مجاهدین خلق و در بهترین حالت در زمانی که این سازمان هنوز میان انحراف و راه صالح دست و پا میزد میاندازد. در این گفتمان از راه الهی و آرامشی که امام ره این جامعه را بر آن بنا کردند خبری نبود. ناطق نوری بدلیل حمایت نکردن از آقای احمدی نژاد هتک حرمت شد. همسر مهندس موسوی بدلیل اینکه همراه مهندس میر حسین بوده است مورد حمله قرار گرفت...
یادمان نرود این همان خانمی ست که ماننده زنی آزاده و در برابر شایعات رایج مبنی بر اخراج شدن توسط دولت نهم ایستاد و گفت خود کناره گیری کرده است. این رادمنشی و بزرگواری خانم رهنورد را با عکس و فتوکپی بی ارزشی که آقای احمدی نژاد در برابر ۷۰ میلیون ایرانی بشکلی تأسف بار نشان داد مقایسه میکنم و اشک میریزم. آفرین خواهرم، تو برای من از هر مردی، مردتر و از هر دلاور دلاورتری. اشک میریزم که رئیس جمهور ما نتوانست در برابر آخرین وسوسه ی تندروی و وهن ایستادگی کند و رسانه ی ملی و شعور مردم ایران را به هیچ گرفت.
نمیدانم چرائیش را، اما یقین دارم با کاری که احمدی نژاد کرد، هاشمی در جامعه بخشیده شد. احمدی نژاد بزرگترین خدمت تاریخی را به هاشمی کرد، از این پس و با این اهانت بچه گانه احدی را یارای طرح پرسشی مستدل از آن دوران نیست. احمدی نژاد چنان آب را گل آلوده کرد که تا قرنی هیچ سندی مورد اعتبار نباشد و ملت ما نداند حقیقتأ از کجا خورده است... کار به جائی رسیده که همراهان منصف احمدی نژاد نیز از حرکات احمدی نژاد در جریان مناظره، ناراحت و دلچرکین هستند. من نمیگویم میر حسین بی ایراد بود، اما با اشتباهی که احمدی نژاد کرد دیگر نمیتوان روی ضعفهای میر حسین مانور زیادی داد. احمدی نژاد کاری کرد که حرفی برای گفتن نماند. با این ترتیب احمدی نژاد نه تنها خود حرکت انتحاری کرد بلکه اخلاق جامعه را بروی مین بُرد، بخدا قسم این کار ایجاد اضطراب و نگرانی در میان مردمی بود که طی سالهای انقلاب بیشترین صدمات را خورده اند. آیا خدا براحتی این کارها را میبخشد؟
سئوال من از دوستان ارزشی، افرادی که سابقه جبهه دارند و انسانهائی که عمری را با آتش داغ گلوله و خمپاره و این اواخر بمبهای شیمیائی شب و روز کرده اند اینست که برادران و خواهران من، آیا جدأ گمان میکنید این اخلاق جبهه ها ست؟ این از صفات شهیدان است؟ این گونه هتک حرمتهای بچه گانه که اساسأ معلوم نیست چه هدف حقیقی را دنبال میکند از آرمانهای امام راحل ره است؟
اگر بگوئید آری بخدا قسم من با اسلام شما بیگانه ام. بی دلیل نبود که میگویند باکری از ارومیه فراری بود و نمیخواست بعضی ها را ببیند و هدفش زودتر رفتن به میعاد با پروردگار عالمیان بود.
آقای رسول منتجب نيا یک خاطره ی زیبا دارند از شهید جهان آرا، ایشان میگویند که رفته بودند تا در یکی از شهرستانها یک سخنرانی تند بر ضد بنی صدر بکنند. وقتی میایند میبینند که شهید جهان آرا کمی غمگین هستند، علت را جویا میشوند. شهید میگویند:" برادرم، چرا توی کار امام دخالت میکنیم؟ بگذارید امام خود با بنی صدر برخورد کنند، چرا میائیم آتش نفاق را میان رئیس جمهور و نظام شعله ور کرده و آنرا به میان مردم میبریم؟"
دلم تنگ است و گریه میخواهد. بخدا همان "موسوی کم برنامه" بهتر است از کسی که برنامه اش "نابودی اخلاق و ایمان مردم" این دیار است. بخدا قسم موسوی با تمام ضعفهایش شرف دارد به مدعی که کم مانده نسلهای قدیم را که جلوی آتش گارد شاه و بعثی ها ایستادند را بطور کل دزد بنامد.

