تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

بیانیه ی مهم بخشی از نیروهای حزب الله و خط امامی اُصولگرا سراسر کشور درباره ی انتخابات ریاست جمهوری

 

نماینده خشمگین حامی احمدی نژاد در مناظره ی انتخاباتی در دانشگاه صنعتی سهند تبریز : باید از امام خمینی و شهید مطهری عبور کنیم و به مصباح یزدی برسیم!

اعلام حمايت فرزندان شاهد از ميرحسين موسوي

سردار رحیم صفوی :دولت زمان جنگ مشكلات اقتصادی را حل كرد

مشاور فرهنگی آقای احمدی نژاد: اگر بخواهیم به نظر مراجع تقلید گوش بدهیم، سنگ روی سنگ بنا نمیشود!

حمایت جامعه ی روحانیت مبارز تبریز از مهندس میر حسین موسوی

حمایت رسمی تشکل اُصولگرای آبادگران جهادی از میر حسین موسوی

بیانیه حمایت جامعه ایثارگران انقلاب اسلامی لرستان از کاندیداتوری میرحسین موسوی

استقبال تأمل برانگیز خبرگزاری حامی دولت نهم از پیشبینی روزنامه ی صهیونیستی-اسرائیلی "جروزالم پست" نسبت به پیروزی احمدی نژاد

 

و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا (قرآن کریم، سوره ی کهف، آیه ی ۲۸)

 و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است.

 

۱- انقلاب شکوهمند اسلامی در زمانی به وقوع پیوست که به قول زیبای امام راحل ره؛ "شاهان فاسد"، "روشنفکران بیمار" و "مقدس مآبان متحجر" از یکسو بسیاری از جوانان ما را در کاباره ها سرگرم تباهی ها نموده بودند و از سوی دیگر بخشی از ملت ما را درگیر تحمیق و جهالت. در حقیقت این انقلاب بود که جوانان ما را از هرزگی دوران شاهنشاهی به سمت آبادانی معنوی، جهاد سازندگی شهرها و روستاها و بعدها در پاسخ به توطئه ی دشمنان بعثی، به سوی "جبهه های حق بر علیه باطل" کشانید که آنهمه حماسه و دلیری را هم جاودانه رقم زد.

 امام خمینی، رهبری بودند که نه تنها مشارکت همگانی مردم در عرصه های تصمیم گیری و تعیین سرنوشت را "عاملی منافی دینداری" قلمداد نمی کردند بلکه این عمل را "تکلیفی شرعی و الهی" می دانستند به همین دلیل، ایشان بر لزوم برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه و رقابتی "تاکیدی دوچندان" داشتند. از نگاه ایشان مردم در انتخابات آزاد بوده و به هیچ عنوان "محتاج قیم" نمی باشند و لذا بر این اساس، میزان را "رای ملت" دانسته و بر لزوم تبعیت همگان از این رای تاکیدی مکرر می نمودند. با این اعتقاد، ایشان در تمام ایام رهبری خود حتی اجازه تعطیلی یک انتخابات را نداده و علی رغم شرایط جنگی، هیچ گاه از این باور خود دست نکشیدند.

 در سالهای پس از جنگ تحمیلی، جناحی از نیروهای سیاسی کشور، به بهانه ی تمرکزسازی تصمیمات و باصطلاح جلوگیری از آنچه جنجال در مجلس و دولت مینامید، راه حذف جناح های دیگر را از صحنه ی سیاسی کشور پیش گرفته و به مرور نیروهائی که به "خط امام" مشهور بودند، در تصفیه های گسترده از دایره ی تصمیم گیریهای نظام اخراج شدند. اما در ادامه، با کاهش کارکردی و توانمندی سیاسی جناح حاکم در اداره جامعه، سبب شدند تا نیروهای اصلاح طلب که دارای "پایه ای خط امامی" بودند، با اقبال مردمی روبرو شده و ریاست جمهوری، اکثریت مجلس و شوراهای شهر را به دست آورند.

 ولی جنگ روانی پیچیده ی نیروهای راستگرا و در عین حال نادیده گرفتن و غافل شدن برخی اصلاح طلبان تندرو از پایه ی خط امامی خود، سرانجام آنها را به دام "از دست دادن صبر سیاسی" و "بالا بُردن شدید توقعات جوانان" کشانید. اشتباهات تاکتیکی برخی عناصر خط دهنده به اصلاحات که در بزرگترین حزب این جناح- که "جبهه ی مشارکت" نام دارد- تمرکز یافته بودند، کار را بدانجا کشانید که این جناح را از رأی هشتاد درصدی در انتخابات ریاست جمهوری پیشین، به عدم حمایت  مردم از تحصن نهایی نمایندگانشان در مجلس شورای اسلامی نزول داد.

 در این هنگامه نیروی تازه نفسی که با وعده ی عدالت و آوردن "نان به سر سفره مردم" پا به عرصه ی سیاست نهاده بود، توانست بشکل نسبتأ قدرتمندی رأی های زیادی را از مردم دلزده از سیاست بازی ها، به غنیمت بدست آورد. اگر چه این نیروی سیاسی، در جریان انتخابات و پس از آن با پرسشهائی نظیر ادعای ثابت نشده ی دخالتها و جابجاسازی صندوق های انتخاباتی توسط نیروهائی خاص و ابهام در ادای عباراتی مانند برگزاری انتخابات "چند-لایه ای" و "سونامی انتخاباتی" روبرو گشت، اما اصل زیبای توجه انقلاب و مردم شهید پرور ما پس از نزدیک به بیست سال به اهمیت "عدالت، اُصول انقلاب و راه پر رهور امام راحل ره و مقام معظم رهبری"، خود امری درخشان، بی بدیل  و قابل تقدیر بود.

 

 

 ۲- ما جمعی از جوانان خط امامی و حزب اللهی جامعه، پس از غور و تفحص بسیار، به این نتیجه ایجابی نزدیک شده ایم که با اینکه شخص آقای احمدی نژاد برای خیر و آبادانی ایران تلاش کرده و میکند و نادیده گرفتن این حقیقت خود بی انصافی ست، اما در مجموع وضع دولت نهم نسبت به نگرش به سمت خواستهای به حق مردم شهید پرور انقلاب، اُصول انقلاب و مقام معظم رهبری به مرور و طی اصطحکاکهای سیاسی گاهأ بی مورد با جریانات مختلف، به نحو چشمگیری "کمرنگتر از سابق" شده و یا دستکم "گرانیگاه فکری خود" را از دست داده است. ما در سطوحی دولت نهم را بیش از حد احساسی، واکنش گرا روی جزئیات و دارای قابلیت انحراف سریع از مواضع اُصولی در هنگامه ی درگیریهای سیاسی یافتیم. تأسف برانگیز اینکه برخی رویکردهای فکری- سیاسی دولت نهم، نوعی دگردیسی این دولت را از محوریت "اُصولگرائی" به سمت "راستگرائی"، بشکلی نگران کننده بروز داده اند.

 ادامه ی حمایت ما به عنوان بخشی از نیروهای بشدت باورمند به اُصول انقلاب از دولت آقای احمدی نژاد، موجب سعادت این دولت و ظفرمندی نهائی آرمانهای به حق امام امت و مردم بی مانند این خاک شهید پرور نخواهد بود. همانطور که مقام معظم رهبری نیز فرمودند :"حمایت من از این دولت بی حساب و کتاب نیست و یکی از شرایط ادامه یافتن آن نیز عدم ورود دولت به درگیریهای جناحی ست..."

 ما پس از مشورتهای فراوان با بزرگان انقلاب و خانواده های شهدا و جانبازان و خون دلخوردگان انقلاب، آقای میر حسین موسوی را به سمت ارزشهای امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری "نزدیکتر و ثابت قدمتر" یافتیم، خصوصأ که خاصیت "فراجناحی-خط امامی" مهندس میر حسین موسوی، به نظر ما میتواند دستکم به گسترش روحیه ی غیر انتقادهای در اغلب "نیروهای نزدیک به انقلاب و نظام"  در کشور منجر شود و برای انقلاب فرصت "تنفس واقعی" در فضای آرامش و تصمیم گیری بیافریند.

 

 

 

۳- طي ساليان گذشته به خلاف ادعاها و مواضع رسانه اي حاكميت دولت نهم، كوچكترين برخوردي با مفسدان اقتصادي كه برخي از آنان در لايه "آقا و آقازاده" مي باشند صورت نپذيرفته و رييس دولت نهم كه خود را مكلف به برخورد با اين گروه زياده خواه و غارتگر بيت المال و نيز انتشار اسامي آنان نموده بود در جهت گیری نامشخص و شاید تا حدی مسامحه آميز، از انجام چنين كاري اجتناب ورزيد. كاهش بودجه برخي نهادها و سازمانهاي قانوني و افزايش بودجه برخي از موسسه هاي نزديك به دولت نهم كه از لحاظ اولويت بودجه در رده هاي پايين تري قرار دارند از مصاديق بارز هدر دادن منابع بيت المال مي باشد و دولت نهم كه خود را موظف به عدالت گستري مي دانست، از عهده چنين وظيفه اي بخوبي بر نيامده است.

 تخريب همگرايانه برادر مكتبي مير حسين با دو حربه "سكوت 20 ساله" و "تقابل با رهبري" و نيز "حربه غير اخلاقي" برخورد امام با ايشان و عدم رضايت امام از نخست وزير دوران جنگ در اكثر رسانه هاي حامي دولت با استفاده از "شيوه هاي مذبوحانه ژورناليستي" ،كارشكني در همايشهاي انتخاباتي برخي از كانديداها در مكانهاي عمومي و علي الخصوص دانشگاهها حاكي از عدم تحمل مخالف توسط حاميان منفعت طلب جناح اُصولگرای افراطی مي باشد.  همچنین سوءاستفاده از شجره طيبه بسيج و برانگيختن احساسات مذهبي مردم خصوصا با توجه به نزديك شدن ايام فاطميه با مساعدتهاي مالي وارزاق به آن هيئات و نيز تحريك برخي از مادحين در منابر نیز عملي مذموم و ناپسند مي باشد.

 

 

 

۴- دولت نهم، اگرچه تلاشی هرچند ضعیف را در مبارزه با فساد آغاز کرد اما به چند دلیل بمرور در این راه دچار شکستهائی شد. استفاده  و هزینه کردن سنگین از مقام معظم رهبری در این راه، حملات به رئوس شناخته شده ی نظام بجای طرح افراد و زوایای پنهان مانده و ناشناخته شده ی فساد در جامعه، تمرکز بر افراد حاضر در جناح های رقیب و نادیدن فساد اداری افراد حاضر در دولت خویش و ...دادن قدرت مانور ژورنالیستی به برخی نیروهای مطبوعاتی تندروی بظاهر دایه دلسوزتر از مادر، سبب شده است که احمدی نژاد دقیقأ مانند آقای خاتمی در کشاکشهای طول و دراز با نهادها و افراد متفاوت در نظام، بُرندگی و سرعت برنامه ای خود را بمرور از دست دهد. این دقیقأ دلیل همین است که آقای احمدی نژاد نیز مانند آقای خاتمی، نهایتأ به استفاده از "تذکر قانون اساسی" روی میآورد که تذکری حداکثر تزئینی،شبهه ناک و جنجالی ست تا تذکری حقیقی... 

 همینست که به باور ما "جمعی از جوانان حزب اللهی و خط امامی اُصولگرای سراسر کشور"، حضور مهندس میر حسین موسوی در دولت دهم، برخلاف پندار منفی برخی هواداران استقرار عدالت اسلامی، لج و لجبازی با احدی و جریانی نیست، بلکه در حقیقت دادن نوبت به فردی تازه نفستر برای ادامه ی این راه برای چهار سال، همراه با بازگشت به اُصول طلائی انقلاب بی مانند اسلامی ست.

 

 

 

۵- اگرچه قضاوت نهایی درباره ی دولت نهم امری آسان نیست اما به قولی، در این دولت با پدیده های "دوگانه" رودروئیم، یکسمت این دولت "بشکلی تخریبی و در راه حذف یاران انقلاب" و سمت دیگرش "به گونه ای در راه سازندگی و آبادانی و استقلال کشور" است. همین دوگانگی، به جنجالهائی نیز منجر شده است، چه آن جنجالهائی که تا حدی "اغراق آمیز" و "درون ساخته" بوده و چه آن اختلافاتی که حقیقتأ بالا گرفته و به "اخراج نیروهای سابقأ هوادار دولت نهم" از دولت منجر شده ست. این تناقض همچنین به سئوالاتی میان مردم انقلابی و اقشار مذهبی جامعه - خصوصأ بر سر ماجرای دفاع تأسف برانگیز ریاست جمهوری از آقای کردان در جلسه ی استیضاح و برکناری ایشان- دامن زده است.

 شاید بتوان گفت که احمدی نژاد خودش دغدغه ی انقلابی دارد ولی با ضعف بارز تیم "مشاور افکار عمومی" در دولت خویش و ناگزیر نزول به سمت شیوه ی تبلیغی-تخریبی جناحی، و نیز گماشتن برخی مدیرانی که تهی مایه، داراری افکاری منفعت جویانه و گرایشاتی گاهأ متضاد با اساس دین مبین اسلام بوده، و در نتیجه خائن به مردم و نظام و دین هستند، نتوانست به دغدغه های خالص و انقلابی اولیه دولتش پاسخ عدالت طلبانه ای بدهد. 

 

 

 

۶- دانشجویان و جوانان اُصولگرای پیرو اسلام ناب محمدی (ص) میدانند که تصمیم مهندس میر حسین موسوی-این یادگار امام راحل و نخست وزیر محبوب سالهای حضور و خلوص دفاع مقدس - برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تصمیمی بس سخت و شگفت انگیز بوده است. سخت از این منظر که میر حسین میدانست در این راه با مخالفت و سرسختی بخشی از جامعه روبرو خواهد شد که موضعشان طی سالیان اخیر در فرمانبری از فرمایشات مقام معظم رهبری حالت "شعاری" و همراه با "تحقیر باقی نیروهای انقلاب" داشته و هرگز در این سخنان "تعمق حقیقی و وجدانی" نداشته اند.

 سخت از این منظر که "اصلاح طلبی" و مفهوم اصیل آن، بمرور و با تخطی "بخشی هرچند محدود  از اصلاح طلبان رادیکال" از راه و طریق امام راحل، "ضربات معنائی" خورده است. و اما شگفت انگیز از این منظر که میر حسین، در میان ناباوری و بهت بسیاری از هوادارانش تن به این راه پرماجرا داد! شگفت انگیز چون محافل تندروی "بظاهر هوادار" دولت نهم نیز که هزاران پیش گوئی-متأسفانه آلوده به دغدغه ی غیر انقلابی "حفظ مصدر و قدرت"- خود را بر طبق معمول انجام دادند، نتوانستند آنرا پیش بینی نمایند.  

 

 


۷-ما به عنوان جمعي از هواداران اصولگراي مهندس مير حسين موسوي با اشاره به تاكيد امام راحل برنقش مساجد،بسيج ،انجمن و شوراهاي اسلامي، نگراني جدي خود را از انحراف اين پايگاههاي مردمي داشته و اعلام مي كنيم كه استفاده ابزاري از كانونهاي مردمي به ضرر نظام و مردم مي باشد. بمرور و پس از فوت امام راحل، جریانی سعی نمود با تقویت شاخه ای خاص در "بسیج"نخست این جریان را از "بسیج همگانی و بیست میلیونی" مورد نظر امام راحل دور نموده، و سپس در اقدامی کاملأ خاص نقش نیروهای فرهنگی مستقر در مساجد را در هدایت جوانان کشور کمرنگ سازد.

 از آنسو انجمن های اسلامی به دلیل بسته بودن فضای اجتماعی سیاسی جامعه، زیر بار فشار و تقاضای شدید "نیروهای سکولار" برای ورود به "تنها مجرای باز مانده ی سیاسی" در دانشگاه ها، قرار گرفتند. اگرچه بیشتر این انجمن های اسلامی توانستند هویت اسلامی خود را حفظ نمایند، اما بدلیل توطئه ی چند لایه و پیچیده در بست و محدودیت فضای سیاسی دانشگاه ها، تعدادی از این انجمن ها نهایتأ در برابر این فشار تقاضای عضویت، گاهأ اکثریت خود را از جناح مذهبی از دست دادند و در تهیه ی برخی بیانیه های خود بمرور بی دقتی هائی بروز دادند. جالب اینجا که برخی با شادمانی از فرو غلطیدن معدودی انجمن های اسلامی به این سمت و سوی، شادمانه و به عنوان "سند بر حقی" خود استفاده نمودند و در این راه "مصالح انقلاب و امام راحل" را به هیچ گرفتند. 

 

 

 

 ۸- هرگونه خریدن رأی در انتخابات، چه از راه توزیع رایگان مایحتاج عمومی مردم باشد (حتی اگر با اهانتی مانند "رساندن هوا برای تنفس "توجیه شود ) و چه از راه پائین آوردن سن رأی دهندگان باشد، عملی غیر صادقانه و در راه ایجاد جامعه ای "نوکر صفت و طاغوت پذیر" است. اینها همان چیزهائی ست که امام راحل ره طی سالیان با آن جنگیدند. هرگونه "هدف قرار دادن تجمعات قانونی" بشکل پاشیدن گاز فلفل و...بر صورت مردم شرکت کننده در آنها، حرکتی زشت و ظالمانه است و باید از سوی مقامات محترم انتظامی و قضائی بشدت پیگیری گردد. جدا از این مسئله، باورهای اعتقادی یک مسلمان به وی اجازه نمیدهد دست به همان کارهائی بزنیم که در کشورهای غیر اسلامی رایج است. بهمین دلیل است که در ایران اسلامی مان، شائبه ی دخالت نیروهای منتسب به بسیج در انتخابات نهم ریاست جمهوری، حتی در صورت وجود اغراق و درست نبودن ۱۰۰ درصدی این ادعا، نقطه قوتی برای انتخابات در کشور اسلامی ما به شمار نمیرود.

 انتظار ما از مسئولان اینست که برای ارج و قرب بسیج عزیز هم که شده، حتی با شائبه ی حضور نیروهای بسیجی در میدان انتخابات نیز مبارزه گردد. از آنسو از دوستان خودی و هوادار مهندس میر حسین نیز انتظار داریم  بدلیل اشتباه چند فرد منتسب به بسیج، از بی انصافی به کلیت این نهاد ارزشمند انقلابی خوداری گردد و سعی شود حرمت نهادهای انقلابی را تا آنجا که امکان دارد بخاطر اشتباهات قابل جبران نشکنیم، که این نهاد دلداده ی امام راحل بوده است.

 

 

 

 ۹- حمايت سازمان مجاهدين انقلاب و نيز جبهه مشاركت از مير حسين حمايتي "عادي" و غير "هم-حزبي بودن محض" بوده و با توجه به اينكه اين احزاب در بطن نظام و معتقد به قانون اساسي مي باشند و قانوناً حق فعاليتهاي مختلف سياسي و اجتماعي دارند با بررسيهاي خود مير حسين را به عنوان كانديدا برگزيده اند و حمايت اين گروه دال بر انحراف مير حسين نبوده و نبايد مورد دستاويز جرياني شود كه امروزه با انحصارگري و بستن راه برشيوه و طريق امام راحل، هدفش مبارزه با ايجاد ايراني آبادتر ،عدالت خيز تر و آزادتر است. مسلمأ هردو سوی "این حمایت" پیشاپیش میدانند در مسائلی اختلاف دیدگاه هائی چند وجود دارد و وجود هم خواهد داشت. این صداقت که در هر دو طرف نیز وجود دارد، نمیتواند و نباید پیراهن عثمان جریانی شود که امروزه بدنبال ایجاد دامی ست که طی آن با سرگرم کردن خیزش خط امام به مبارزه با دوستانی که اندک تفاوت فکری با هم دارند، پروژه ی "شکست موسوی" را با ایجاد "درگیری های استهلاکی" در بین هوادارانش، عملیاتی نماید.

 

 

 

۱۰- بر طبق نظر تعدادی از هواداران دولت نهم، این جریانها و احزاب هستند که افراد را بدنبال خود میکشند! آنها برای ترساندن "نیروهای اُصولگرا" از مهندس میر حسین موسوی، سعی دارند القا کنند که میر حسین بزودی طعمه ی "جبهه ی مشارکت" شده و یا سرانجام در ماشین فولکس "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" سوار خواهد شد! جدا از اینکه حتی اندک "ژرف اندیشی" در شعارهای میر حسین مانند "بازگشت به اُصول"، نشان دهنده ی "عُمق انحراف" چنین تحلیهائی ست، تاریخ معاصر ما خود نشان میدهد که بر خلاف این دیدگاه عوامانه، اتفاقأ این "افراد با تجربه" هستند که تأثیر گذاری مثبت و منفی مهمی در جریانها دارند. نه حضور جلال آل احمد در حزب توده وی را فردی "منحرف" بار آورد و نه سازمان مجاهدین خلق ایران توانست از انحراف افرادی مانند مسعود رجوی و...جان سالم بدر ببرد . البته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای این انقلاب زحمات بسیاری کشیده است. ما نیز ممکنست در برخی موارد با دوستان اختلافاتی داشته باشیم، اما از تلاش های مستمرانه برای "حذف" و "تخریب" این سازمان نیز باخبریم و مسلمأ میر حسین از هرگونه تلاش برای حذف هر جریانی دارای فعالیت در راستای قانون اساسی جلوگیری خواهد کرد.

 اگرچه ناکامی و عجز فکری بظاهر اُصولگرایان افراطی و هواداران تندروی دولت نهم از عدم درک امکان تأثیر "افراد تأثیر گذار"،حیرت انگیز و شاید دلیل حقیقی نفهمیدن و درک ننمودن درس تاریخی حضور "امام امت" در جریان سازی انقلاب اسلامی مان، توسط مدعیان این جریان است!

 

 

 

۱۱- اخیرأ با سواستفاده از نام یکی از آیات عظام، سخن از "ظهور بسیار نزدیک" آقا امام زمان (عج) در برخی محافل شده است. این درحالیست که این مرجع عالیقدر هرگز چنین ادعائی را شخصأ تأئید نکرده اند. جدا از این مورد اساسأ دادن چنین خبری، امری منکر و مخالف با نشانه های حقیقی ظهور آن بزرگوار است. امروزه، دقیقأ مانند زمان امیرکبیر، خطر نوعی اندیشه ی مبتنی بر نگرش حجتیه و شیخیه، آستانه ی انقلاب ما را تهدید میکند. برخی رفت و آمدها، برخی ادعاهای ظهور و برخی مراسم و کلماتی که در آنها استفاده میشود، مطابق آیات و احادیث معتبر ائمه ی اطهار (ع) نیست و با مکتب حسینی امام راحل و مقام معظم رهبری تفاوت های عدیده ای دارد. ما شاهد ظهور افراد و جریاناتی هستیم که قصد استفاده ی دنیوی از نام آقا امام زمان (عج) در کشور را دارند و دلیل گسترش چنین گرایشاتی را، بسته بودن راه فعالیتهای سالم اجتماعی اقتصادی و سیاسی میدانیم.

 

 

 

۱۲- با تمام انتقادات موجود از دولت نهم، انتقاد از آقای احمدی نژاد نباید به تخریبهای سازمان یافته یا تسویه حسابهای شخصی و انتقامهای عقیدتی تبدیل شود، حقانیت جریان اصیل اُصولگرائی در این بوده است که از ورود به دایره ی تخریب و استهزا و افراط بدور باشد. براستی کدامین انقلابی اصیل است که خدای ناکرده بخواهد فردی را بهر دلیلی هم که شده مورد اهانت و حتی اشاره قرار دهد؟

 متأسفانه گاهأ افرادی در جامعه بسمت "نوعی نفاق" در ساختن و بازگفتن" لطیفه های غیر لطیف" بر ضد آقای احمدی نژاد روی آورده اند. ما هواداران اُصولگرای آقای مهندس میر حسین موسوی، آشکارا هر حرکتی که به نام و در قالب ظاهری انتقاد از آقای احمدی نژاد و دولت نهم، اما در شکل تمسخر و تحقیر و فحاشی انجام میشود را بشدت محکوم میکنیم و از هواداران صادق برادرمان میر حسین موسوی نیز میخواهیم که از این دست افراد دوری کرده و نگذارند دل امام راحل با این دست اهانتها خون شود. همان خطی که به ما نشان داد که مهندس میر حسین موسوی انتخابی درست برای ادامه ی انقلاب و راه امام و رهبری ست، به ما مُدام گوشزد میکند که مبادا در دام تخریب شخصت و ترور فردی و ناسپاسی محض نیز فروغلطیم.

 

 

 

 ۱۳- به نظر ما ایرانیان خارج از کشور، بخشی از سرمایه های مهم کشورند. دادن نام فراری و اهانت به آنها، نشان از همان اندیشه ی جاهلی دوران پیامبر اکرم (ص) است که به مهاجران راه حق و حقیقت، بدبینی مزمن پیدا کرده بود. صرف زندگی در خارج از ایران، نباید نقطه ی ضعفی برای احدی محسوب گردد. چه بسا اندیشمندان حقیقی اسلامی و تاریخدانان و دانشمندان و فلاسفه ی بسیاری که در برون از مرزهای این میهن نازنین میزیند اما در صورت ایجاد شرایط مناسبتر علمی و فرهنگی، به دامان موطن خود باز خواهند گشت. به نظر ما برخی جناح های داخلی، با نگاهی بدبینانه و غیر ارزشی به هموطنان ساکن خارج از کشور مینگرند. این دیدگاه نه تنها باید تغییر نماید بلکه ما از هموطنان عزیز خارج از این مرز و بوم میخواهیم با شرکت همه جانبه در سرنوشت ملی خود، به کاندیدای راه اصیل انقلاب، رأی بدهند.

 

 

  

۱۴- دفاع ما از مهندس میر حسین موسوی، با اینکه مشروط نیست و همه جانبه است، اما در یکجا شاید با برخی دوستان مدافع مهندس میر حسین موسوی، تفاوت از منظر "نوع و ادامه ی حمایت" مان داریم و آن اینست که ما با احدی، "عهد اُخوت دائمی" نبستیم. حمایت ما از این یادگار امام راحل منوط به "مطالبات خط امامی ما از مير حسين" است، که بشکلی همه جانبه آنرا قبل و پس از انتخابات، از ایشان بدون هیچ تعارفی بازخواست خواهیم کرد که این خواست مقام عظمای ولایت از ما نیز هست؛ در ذیل بخشی از این مطالبات و رئوس مهم آنرا میاوریم:

 

 الف) مطالبات اقتصادی

 

- حرکت بر مدار و مبنای اقتصاد اسلامي و جلوگيري از مفاسد اقتصادي مطابق با فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و تلاش در برخورد قاطع با مافياي اختاپوسي در اقتصاد كشور

 

-پرداختن كامل به اجراي سياستهاي اصل 44 و اهتمام جدي به جهت خصوصي سازي و كوچك كردن بدنه دولت و ايجاد بدنه نظارتي قوي و تغییر نقش و جایگاه دولت

 

-ايجاد يك تيم اقتصادي "با تجربه و غير سياسي" به منظور تثبيت پايه هاي اقتصادي كشور و حل معضلات اقتصادی مانند تورم،بیکاری و رکود و نيز رونق بنگاههاي اقتصادي و تخصيص منابع به نفع قشر كم درآمد و دهكهاي پايين جامعه

 

- سازندگی و پیشرفت همه جانبه کشور بر مبنای سند چشم انداز و در جهت توازن منطقه ای

 

- افزايش رفاه و تامين اجتماعي و حمايت از اقشار مختلف علي الخصوص اقشار محروم و ضعیف جامعه، مبارزه با تكدي گري و گدا پروري و تلاش در جهت محو فقر  و حفظ شان والاي اجتماعي مردم غيور ايران

 

-احياي شوراهاي انقلابی- قانونی حذف شده (این یادگار فکری و مورد تأکید بسیار شهید بهشتی) و نيز سازمان مهم مدیریت و برنامه ریزی و افزایش اختیارات آنها

 

-حمايت كامل از صنايع مولد و ايجاد فرصتهاي شغلي براي قشر جوان جامعه و نيز حمايت از جامعه عظيم كارگري و مقابله با شركتهاي پيمانكار استثمار كننده اين قشر زحمت كش

 

ب) مطالبات فرهنگی

 

- مددرسانی به حفظ، بازسازی و گسترش فرهنگ والای ملی و اسلامی با توجه به نگرانيهاي موجود در جامعه و هشدار جدي مقام معظم رهبري مبني بر تهاجم فرهنگي غرب و شبيخون فرهنگي

 

- تشکیل بسیج بیست میلیونی و تحقق آرزوی امام راحل و خروج بسیج از نیروئی محدود با بینش سیاسی خاص

 

- نظارت بیشتر بر دانشگاه آزاد اسلامی بدون سیاسی کردن موضوع

 

-  انجام وظیفه قانونی امر به معروف و نهی از منکر از سوی دستگاه های دولتی به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه نیروی انتظامی و پایان دادن به نگاه ابزاری به این وزارتخانه به عنوان فیلتر رسانه ای کشور و انجام دهنده صرف وظایف روتین وزارتخانه ای

 

ج) مطالبات سیاست خارجی

 

- پيش بردن اهداف انقلاب وجمهوري اسلامي در دنيا بر اساس سه اصل عزت،حكمت و مصلحت

 

- عدم سازش با آمریکای امپریالیست تا زمانی که در سازوکارهای سیاسی این کشور راهکار صهیونیستی-امپریالیستی دیده شود

  

 -  اجرای سیاست تنش زائی و صدور نرم و مهربانانه تفکرات نظام اسلامی و انقلاب شکوهمند اسلامی در عین حفظ عزت و آبروی ملی و زدودن تصویر خشن ساخته و پرداخته ی استکبار جهانی و صهیونیسم غاصب بین الملل از چهره ملت بزرگوارمان

 

- حمایت از ملت های مظلوم و تحت ستم جهان به ویژه مردم مظلوم فلسطین در برابر اسرائیل جنایتکار

 

- خودداری از متحد کردن ناگزیر یهودیان مقیم کشور و یهودیان میانه روی محافل جهانی با صهیونیستها 

 

د)مطالبات سیاسی- اجتماعی

 

- ایجاد ثبات سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی با اطاعت از رهبری و اجرای کامل قانون اساسی بدور از هرگونه کشمکش های گروهی و سهم خواهی

 

- انجام کامل فرمان هشت ماده ای امام راحل در خصوص حقوق شهروندی- مبارزه ی فعال با "جریان درجه بندی و ستاره دار سازی" مردم و دانشجویان کشور شهید پرورمان

 

-توسعه و حمايت از آزادي بيان و انديشه و مقابله با امنيتي كردن فضاي جامعه در عین پایبندی به فضای سالم امر به معروف و نهی از منکر اسلامی (مورد تأکید زیاد شهید مطهری بوده است)

 

- دفاع از اصول مترقی قانون اساسی و اجرای کامل این اصول به ویژه اصول مربوط به حقوق ملت

 

-  دفاع کامل و واقعی از حق حاکمیت ملی و افزایش زمینه های مشارکت مردم در عرصه های تصمیم گیری و اداره جامعه

 

 - مبارزه ی قانونی با نظارت فراقانونی و استصوابی شورای نگهبان

 

- جلوگیری از فعالیت غیرقانونی انتخاباتی نیروهای نظامی مانند بسیج و نیز جلوگیری از دخالت سیاسی نیروهای سکولار مانند انجمنهای حقوق بشری مدل غربی در جریان انتخابات 

 

- پافشاری بر اُصول انقلاب، مواضع هویتمند و هوشمندانه ی خط امامی، کوتاه نیامدن از مواضع بر حق انقلابی در برابر برخی فشارهای احتمالی مخالفان خط امام و شهدا

 

- و ما در یک کلام میر حسینی میخواهیم که اجازه ی "ضبط و بهره برداری اُصول" نازنین انقلاب اسلامی را از عناصر منتسب به افراطی گری گرفته و آن را به صاحبان انقلاب که همانا مردم همیشه در صحنه هستند بازگرداند،انشالله

 

 

در پایان وظیفه ی خود میدانیم که از همه ی نیروهای انقلابی تقاضا نمائیم که برای ادامه ی شجره ی طیبه ی انقلاب اسلامی و راه پر سعادت شهدای جان برکف آن هم که شده، دست به "حمایت همه جانبه" و در عین حال "مطالبه آمیزی" از مهندس میر حسین موسوی عزیز زده و بدانند در این راه پر مخاطره که میر حسین از نظر امکانات تبلیغی در سطوحی بسیار ضعیفتر قرار دارند هر فرد، یک ستاد و هر شال سبز یک نماد انقلابی و ارزشی ست! و هر رأی اُصولگرایانه به ایشان، در کنار رأی های اصلاح گرایانه قرار خواهد گرفت و "تناسب بسیار لازمی" برای حفظ این انقلاب اسلامی و این نتیجه ی زحمات امام امت (ره) در این شرایط خاص و حساس داخلی ایجاد خواهد نمود. ما به عنوان نیروهای اُصولگرای هوادار مهندس میر حسین موسوی، هرگز راه خود را از برادران و خواهران اصلاح طلب اصیل و انقلابی خود جدا نمیدانیم. دو نیروی سالم سیاسی حامی مهندس میر حسین موسوی، دست در دست هم این "میر کاروان" را به قله ی خدمت دولت دهم خواهند رساند، همچنین برادران و خواهران هوادار دولت نهم نیز مانند برادران و خواهران خود ما هستند و ما باور داریم که نباید از حذف هیچ فرد و جریان معتقد به انقلاب خشنود و شادمان شد، که بایستی طلسم "حذ‌ف فله ای مدیران دولتی" را یکبار برای همیشه بشکنیم انشالله.

 

به امید احیای ارزشهای اصیل انقلاب و پیروزی مهندس مير حسين موسوي در انتخابات!

 

 وفق الله و سماحة السيد العزيز مير حسين موسوي.

 

امضاء توسط حامیان بیانیه به ترتیب الفبا:

انتخابات دهم، حزب الله نسل نو ، دفترچه ی یادداشت، سيد محسن شوريده،سعید اوضح، شورا یار کاشمر، علی جهانشاهی، عبد عاصی ، كبوتر حرم، کنار گذر، یادداشتهای یک انقلابی خط امامی، کوچ، نگاهی دوباره، نسیم قهستان ، نگاه ما، هبوط، ورقاء

 

 

برادران و خواهرانی که مایلند نام یا نام وبلاگ و سایت شان به لیست حامیان این بیانیه چهارده گانه افزوده شود لطفأ در بخش نظرات اعلام نمایند، با این افراد از طریق نظرات وبلاگ و سایت شان و یا با ایمیل تماس گرفته خواهد شد تا از اصل درخواست این عزیزان اطمینان به عمل آید. یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 0:42  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

دولت خط امامی و رئیس یک اتحادیه کارگری ایرلند

 

داشتم به یک رادیو از ایرلند گوش میدادم، که البته برای تقویت زبان انگلیسی رادیوی جالبی ست. دیدم دارد با یک رئیس اتحادیه کارگری مصاحبه میکند که کارخانه شان در جریان این رکود اقتصادی جهان، ورشکست شده است. خبرنگار آخر مصاحبه از این فرد پرسید:"فکر میکنید چرا این اتفاق در جهان اُفتاد؟" رئیس اتحادیه جواب داد:"من درس نخوانده ام اما تجربیاتی در این جهان بدست آورده ام پس از پنجاه سال کار...من فکر میکنم دلیل این سرنگونی اقتصادی در جهان این بود که همه ی ما، تک تک مان، کمی حریص شده ایم... دیگر به اندک راضی نیستیم...دنبال زیادتر از دهان مان میگردیم..دنبال پولی هستیم که نتوانیم خرجش کنیم...دنبال..."

الله اکبر. الآن در میان ما هم همینست، طمع زیاد شده است. حرص فراوان شده. یادم هست زمانی که "ساده زیستی" و "خط امامی" بودن ارزش بود. حالا متأسفانه کسانی که "ادعای ارزش" هم دارند این چیزها را مسخره میکنند. فکر میکنند با یک اندیشه ی "شبه سرمایه داری" میتوان به خیلی جاها رسید. دریغ و درد که چنین نیست. الآن در خود آمریکا، دارند مردم را به کم خرجی دعوت میکنند، همین چیزی که مقام معظم رهبری هم به زیبائی نامگذاری سال کردند.


اگر میر حسین انتخاب شود، اُمید است این اصراف گری افراطی موقف شود. باید با تمام لجاجت ها، توضیح داد، دیگر ادامه ی این وضع ممکن نیست. جهان این کار را نمیکند. کشورهای زیرک دارند پولهای خود را تنها برای سرمایه گزاری جمع میکنند. نه اینکه با دادن پولهای ملی در شکل ارزاق، ایجاد روحیه ی "پول پرستی و ارزاق طلبی افراطی" نمایند. ما به پایان دولت نهم، و ایجاد یک برنامه ی جدید توسط میر حسین و تحت نظر مستقیم مقام عظمای ولایت نیاز داریم. مردم، هوای تازه و برنامه ی تازه میخواهند، انشالله سحر نزدیک است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:43  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

منتقد و سردار مشائی!


منتقد با بیان اینکه :"اساسأ میر حسین فعلأ باید پاسخ دهد" ادامه داد:"ما هیچوقت نگفتیم حتی اگر جوابمان را کامل هم گرفتیم باز هم سئوال پشت سئوال نمیپرسیم، اصلأ اگر نپرسیم گناه کبیره است، آنقدر میپرسیم که طرف کم آورد!" وی مهندس میر حسین را شخصیتی مبهم، دارای مورد و ایراد دار اساسی اعلام کرده و گفت:"امام هم مدام با ایشان دعوا داشتند، اصلأ معلوم نیست چرا ایشان را برکنار نمیکردند!" وی گفت:"درباره ی خانم ایشان هم اطلاعاتی داریم که فعلأ صحیح نیست مطرح کنیم و میگذاریم برای دقیقه ی نود!" وی احادیث اسلامی درباره ی حفظ آبروی افراد را بیخود و کشکی خواند و گفت:" ما باید بتوانیم پا برهنه روی احادیث هم راه برویم و نباید هیچ منعی در این زمینه باشد"

 

منتقد سپس ادعا کرد:"این مردک، مهندس هم نیست اما حالا نمیخواهیم زیاد افشایش هم کنیم!" وی میر حسین را همکلاس کردان و دارای مدرک از دانشگاه هاوائی خواند! وی در جواب خبرنگاری که پرسید :"شما مگر تا دیروز هوادار کردان نبودید؟" گفت:"آن دیروز بود، اما امروز ما انقلابی تر شده ایم!" وی ادعا کرد:"عکس مربوط به مقام رهبری در خانه ی موسوی مونتاژ، کلک و فتو شاپ است!" وی از این مظلوم نمائ ها (!؟) ابراز تعجب کرد و گفت :"این عکسها هیچ ارزشی ندارد! اساسأ ما اعتقاد داریم نباید احدی از حمایت مقام رهبری سواستفاده ی انتخاباتی بکند!" وی مهندس میر حسین را فردی نادان، هشت خط و عضو پنهان نهضت آزادی خواند و گفت:"این آقا معلوم نیست چرا احساس خطر کرده،همین مشکوک است، مردم که مسلمأ فقط ما هستیم از اوضاع راضی هستیم و چون تیزبین ترین افراد هستیم اگر مشکلی بود خودمان میدیدیم. ایشان باید میخوابیدند، خجالت نمیکشند که منافق شده و کاندید شده اند؟!"


منتقد با خشمگین کردن حالت ابروان خود ادامه داد:" این فرد همکار هاشمی رفسنجانی ست و ماجرای انتقادات روزنامه ی سلام از دوران سازندگی، یک دروغ و راه گم کردن است!" منتقد سپس ادامه داد:" این آقا اصلأ بیاید به جای انتخابات، فعلأ به هشت میلیون سئوالی که بشکل کامپیوتری دوستان مان تهیه کرده اند پاسخ دهد." منتقد سئوالات هشت میلیونی از مهندس میر حسین موسوی را به قسمتهای متفاوت تقسیم کرد و گفت:"مثلأ چرا ایشان اینهمه سکوت کرده اند، نکند منافق ساکت هستند؟! اگر هستند چرا نمیگذارند اعدامشان کنیم؟ خب حالا اگر هم بی گناه باشد میرود بهشت." منتقد در ادامه گفت :"ایشان تنها کسی ست که باید جواب بدهد چون رأی هم نخواهند آورد!" وی سئوال از کاندیداهائی که رأی میاورند را بی اهمیت خواند و گفت": آقای احمدی نژاد کاری نکرده که جواب دهد، دو کاندیدای دیگر نیز که اساسأ ایرادی ندارد خب کاندید شده اند، ما که هیچ و هیچ سئوالی نداریم از اینها!"

 

منتقد در ادامه با ابراز تأسف از اینکه به کسی که به سئوالات هشت میلیونی جواب نمیدهد اجازه مسافرت انتخاباتی داده میشود گفت:" اینکه این آقا میرود به سئوالات مردم و دانشجویان پاسخ میدهد، حرکتی انحرافی ست! اگر مرد هستند اول بیایند به ما جواب دهند." وی مقایسه ی منتقدان موسوی با قوم بنی اسرائیل را بی دلیل خواند و گفت:"فرق ما با آنها اینست که آنها گاهأ راضی میشدند، ما بمیریم راضی نمیشویم از هیچ جوابی!"  وی قوم بنی اسرائیل را مظلوم خواند و گفت :"همانطور که سردار مشائی گفتند اسرائیل دوست ما هستند!"


منتقد سپس رقاصی زنان با قرآن مجید را امری بی اهمیت خواند و گفت :"این مراجع ما هم الکی حساس شده اند، اینها باید دقت کنند دولت نهم همه ی کارهایش اسلامی ست حتی اگر نباشد!" منتقد سپس با ابراز نگرانی از فساد در جامعه، ادامه داد:"اگر میگذاشتند حاکمیت بیشتر دست ما باشد اینهمه مشکلات نبود!" منتقد سپس با گفتن تشکر از پرسشها و اهانتهای رنگارنگ نسبت به مهندس موسوی، زمان اهدای جایزه ی نخل طلائی به بهترین اهانت و هتک حرمت کننده مهندس و همسرشان را به بعد از انتخابات موکول کرد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:31  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

گفتگوهای اینترنتی یا قلم فرسائی های استهلاکی ؟

 

بشخصه با بحث و جدل مخالفتی ندارم، که اسلام به ما میگوید جدل احسن باعث رشد و آگاهی ست. البته متأسفانه نیت برخی افراد چنین نیست. برای مثال برخی بحثها برای "شناسائی" ست. حالا این شناسائی یا بشکل شناسائی "محل زندگی" افراد (با ردگیری آی پی و سرویس دهنده و خط تلفن افراد) انجام میشود و یا بشکل شناسائی افراد از نظر فکری و اندازه ی "میزان فهم شان از اوضاع" و اعلام نتیجه به "برخی مراکز" به عنوان "خطر احتمالی افراد و وبلاگهای نامبرده" در برابر جریان انحصارطلب. اینگونه حرکتها قابل تأسف است و نشان از این دارد که متأسفانه برخی با سواستفاده از "نیت و اساس بحث" دارند به اصل گفتگوی سالم در شبکه ی اینترنت ضربه میزنند. جدأ میگویم، مگر برای ما جز همین یکراه هم برای گفتگو مانده است؟ از نظر این عزیزان خوبست همه ی جوانان نوشتن و آگاهی و وبلاگ را کناری گذارده و بروند به شبکه های فساد داخل جامعه بپیوندند تا این خوارج مسلکان خیالشان راحت شده و به خیال خامشان پس از مرگ بشکل اْتوماتیک وارد بهشت گردند؟

دسته ی سومی هم هستند که تنها و بشکل هیستریکوار نسبت به مهندس موسوی دچار پرسش شده اند، اما به اندازه ی نخودی درباره ی ۳ کاندیدای دیگر انتخاباتی سئوالی ندارند! من با ایراد پرسش از مهندس میر حسین موسوی مخالف نیستم اما برخی گویا اهداف خاصی را دنبال میکنند. اولأ مگر من یا فلان هوادار مهندس، نماینده ی ایشانیم؟! ما نمیتوانیم از جانب ایشان به پرسشها جواب دهیم. انتظار جواب کامل و تمام به همه ی پرسشسهای راجع به نخست وزیر محبوب دوران جنگ تحمیلی، اگر از روی "سوء نیت" نباشد، در خوشبینانه ترین دیدگاه نشان از دیدگاهی "بدوی و غیر علمی" ست. سئوال من از کسانی که عمومأ خود دانشجو هستند اینست که آیا "چگونگی و آکادمیک بودن" این پرسشها برای شما قابل تفسیرند؟! آیا اگر اشکالی در آقای الف بود، آقای ب چون آقای الف را دوست دارد باید جواب بدهد؟! و این جواب از نظر دوستان دانشگاهی دیده ی ما "درست و منطقی" ست؟!؟ جالب اینکه تا جواب ۱۰ تا سئوالشان را میدهی، مانند یک درویش دوره گرد ۱۰ تا سئوال تازه از خرقه ی خود بیرون میکشند! آخر این چه سیرک سیاسی ست!

کسانی که اگر انقلاب هم سرنگون شود راضی نمیشوند تعصب خود را از روی یکنفر تغییر داده و به مهندس میر حسین موسوی رأی دهند، هیچ نیازی به صغرا کبرای امثال من ندارند. اینها مثال همان حرف شهید مدرس هستند که با گلایه ی دردناکی گفتند:" حالا که قرار است در تاریخ نابود شویم، بیائید با دست خودمان اینکار را نکنیم" برای اینها، کاپشن احمدی نژادی و روی زمین نشستن و مردم را بدنبال ماشین خود کشانیدن یعنی انقلابی گری، حالا اینکه وبلاگ میزنند و ما را به بحثهای اقناعی فرا میخوانند واقعأ هم وقت خود را میگیرند و هم وقت ما را و گویا میخواهند دستکم از نظر وجدانی خیال خود را راحت کنند که "بله! ما بحث هم کردیم اما اینها جواب نداشتند! "

جدا از گروه بالا، افراد دیگری هم هستند که دارند فعالیتهای "غیر گفتگوئی" روی این ماجرا انجام میدهند. ما که ناآگاه و بدور از برخی اخبار نیستیم و میدانیم که این کارگروه ها تشکیل شده و به افرادی مأموریتهای اینترنتی محول شده است و از همین حالا پرونده سازی بر علیه هواداران مهندس میر حسین موسوی بشکل گسترده ای دارد انجام میگیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:0  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

نگاه عجیب برادر عزیز سلیمی نمین، جامعه اسلامی دانشجویان و سایت جهان نیوز

 

۱- طی روزهای گذشته شاهد دیدارهایی ما بین برخی نیروهای اُصولگرا با آقای میر حسین موسوی بوده ایم. تقریبأ تمامی این عزیزان بعدها و طی مصاحبات و نوشته هائی از روحیه ی انقلابی و سازش ناپذیری و پیگیری خواسته های اساسی امام و انقلاب و رهبری از جانب مهندس موسوی ابراز خشنودی کرده اند. در این میان آقای عباس سلیمی نمین گرامی، مهندس میر حسین موسوی را بشکل دیگری دیده اند که متأسفانه اندکی مبهم و بشکل عجیبی عاری از برخی پایه ای ترین الزامات یک نقد علمی ست. این برادر عزیز ادعا میکنند که :"ميرحسين را فردي وارسته مي‌دانم اما معتقد نيستيم كه وي بتواند و انگيزه لازم را براي مقابله با مفاسد سازمان يافته داشته باشد"(!) اما سئوالی که اینجا ایجاد میشود اینست که مبنای "وارستگی" اساسأ از نظر برادرمان سلیمی نمین چیست؟ مگر میشود یکنفر هم "وارسته" باشد و هم "بی انگیزه"؟ آیا خدای ناکرده ما بدین ترتیب به همان جائی نزدیک نمیشویم که برخی از خوارج صدر اسلام ضمن احترام ظاهری به ائمه ی اطهار(ع)، آنها را "دارای انگیزه ی لازم" برای مبارزه با "ظلم اموی و عباسی" نمیدیدند؟!  یا ایشان باز در ادامه از طرف مهندس موسوی حرف زده و از جانب ایشان میگویند :" موسوي طي سالهاي گذشته عضو هيات موسس دانشگاه آزاد بود و با وجود اينكه اذعان داشت تخلفاتي در اين دانشگاه وجود دارد اما براي اينكه موجبات ناراحتي بعضي افراد را فراهم نكند و خود را در مقابل اين افراد قرار ندهد، نه تنها با اين تخلفات برخوردي نداشت، بلكه از اين سمت هم كناره‌گيري نكرد، در واقع براي اينكه مقابل برخي افراد قرار نگيرد، ترجيح داد كه از كنار برخي تخلفات بگذرد"(!) اما اگر آقای سلیمی نمین دقت میکردند جامعه ی سیاسی و حتی خود مهندس موسوی اذعان داشتند که ایشان سکوت کامل کرده بود و به قول خودشان "خیلی مسائل را فرو خوردم و دم بر نیاوردم" آیا اگر چنین باشد، امیر المومنین هم با سکوتی که طی نزدیک به بیست سال کردند و قیامی ننمودند از نظر برادرم سلیمی نمین خدای نکرده لایق سرزنش اند؟ باز آقای سلیمی نمین با کم انصافی خاصی ادامه میدهند که:"واقعيت‌ را نمي‌توانيم در دو دهه قبل دنبال كنيم، واقعيت‌ها طي اين دو دهه خيلي تغيير كرده و افراد بايد در صحنه مي‌بودند و در چالش‌ها و فعاليت هاي روز مره متوجه اين واقعيت مي شدند كه چه كساني در سخن به گونه‌اي ابراز نظر مي‌كنند ولي در عمل و خفا به گونه ديگري عمل مي‌كنند و اين يكي از مشكلات ميرحسين موسوي است." این در حالیست که ، بسیاری از منتقدان میر حسین هم از میزان صداقت مهندس موسوی در برخورد با تندرویهای جناح خودشان اذعان دارند(درحالیکه مهندس هم از سخنان مجتهد شبستری انتقاد غیر مستقیم کردند هم از نوشته ی ابراهیم نبوی) و جای درد، دریغ و تأسف دارد که برادرمان سلیمی نمین بدون استناد دقیقی در سخنان شان مهندس موسوی را بزیر چنین ابهاماتی میگیرند.

 

۲-آقای جوانفکر گفته اند که کمکهای دولت به مردم، رساندن هوا برای تنفس بوده است! یادم آمد جامعه ی اسلامی دانشجویان یک بیانیه تند داده بود که سخنان مهندس میر موسوی که گفته بودند در زمانشان کسی گرسنه نماند، اهانت به فضیلت شخصی انسانها و...جدأ جالب است سخنان میر حسین اهانت است اما سخنان تندتر آقای جوانفکر، رحمت! کاش تشکلهای سیاسی ما اینقدر اسیر جناح ها نبودند. البته من نمیگویم مهندس موسوی بهترین حرف را زده است و شاید میتوانسته اند آنرا در کلمات بهتری هم بیان کنند اما چرا بعضی ها سیاسی با افراد برخورد میکنند؟ کسانی که با گذاشتن پسوند اسلامی به نام خود، مسئولیت عظیم دنیوی و اُخروی خود را هم سنگینتر میکنند...

 

 

۳-چندی بود که سایت جهان نیوز یک نظر سنجی زده درباره ی انتخابات ریاست جمهوری زده بود. این سایت، سایتی متعلق به نیروهای راست و اُصولگرای مجلس است. در مدت کوتاهی رأی های آقای مهندس موسوی به ۶۳% رسید اما این میزان به اندازه ی ۵۱ % برای آقای احمدی نژاد رسید. جمعیت شرکت کننده هم به ۲۴۷۴نفر رسیده بود که آقایان ناگهان نظر سنجی را برداشتند! جالب توجه است که این نظر سنجی از سازه ی کامپیوتری بسیار پیشرفته استفاده میکرد و امکان نداشت از یک کامپیوتر بتوان ۲ بار رأی داد. سئوالم اینجاست مگر دوستان نمیگویند  که مهندس رأی نمیاورد؟ اگر اینطور است اینهمه هراس و برداشتن نظر سنجی از سایت برای چیست؟! آنهم سایتی که اکثر مراجعه کنندگانش اُصولگرا هستند. یا علی

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:14  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

سوزاندن دل انقلابیون قدیمی انقلاب به چه بهانه ای

 

دلم خیلی گرفته. اوایل ادعا میشد که انتخابات پرشوری خواهیم داشت و ...اما اینجا براحتی بگویم، "برخی" هواداران آقای احمدی نژاد تا نام فردی دیگر را میبینند به زبان تهدید و ارعاب روی میاورند. یکی شان مینویسد:"میدانید میر حسین یعنی رفتن به جهنم؟!" دیگری میگوید:"میخواهید کشور را بدهید به اسرائیل؟!" فرد سومی پیدایش میشود که :"از کجا وصل میشوی، مردی آدرس بده!" چرا فکر میکنیم میر حسین کشور را فاسد میکند؟ یا به دشمن میفروشد؟ یا خائن است؟ این حرفها که اغلب بی پایه است تبدیل به پیامک و اسم ام اس هم شده..."دیدار مهم مهندس موسوی با جبهه ی ملی"...دیداری که دروغ محض بوده است و هرگز انجام نشده...اما خیال میکنید حتی افشای این دروغها هم خللی در ادامه ی این روند ایجاد میکند؟

این روند دروغ پردازی، شایعه سازی و تهمت بر علیه یک کاندیدای خاص، دارد "پرده های تقوا" و "متانت و عفت اسلامی" را در جامعه میدرد. کار بجائی رسیده که برخی از هواداران صبورتر آقای احمدی نژاد هم از این کارها ناراحتند. چرا ستاد انتخاباتی برادرم احمدی نژاد به این دوستان تذکری نمیدهد؟ چرا این افراد میتوانند اینهمه دروغ را به این سرعت در جامعه پخش کنند؟ پس نظارت بر تخریبهای انتخاباتی کجا رفت؟ من نمیگویم تخریب بر ضد احمدی نژاد نیست، چرا هست اما نه به این اندازه، نه آنهم دروغ از اساس...
کجا حامی مهندس موسوی آمده به دروغ گفته که ":احمدی نژاد میخواهد کشور را به فساد اخلاقی بکشد!" ببینید این اتهامات زشت است و دارای بار معنائی تلخی، و آن اینکه متأسفانه برخی دوستان ما "ترمز بُریده کلامی" شده اند. هرچه میخواهند میگویند هر اتهامی که میلشان بکشد میزنند.

 میر حسین یار امام راحل بوده است، حرمت امام را لااقل نگاه داریم. دستکم بخاطر امام ننویسیم: "اندیشه ی مهندس موسوی مُرد!" از این حرفها، بوی تعهد به مشام نمیرسد. بوی نفرت و کینه و دشمنی ست که گوئی تلنبار شده است. مبادا کسانی که با خود امام راحل مشکلی دارند بخواهند در این میان خود را پنهان نمایند. مراقب برخی تحلیلهای تند و تیز بر ضد کاندیداها باشیم.
باید هواداران دارای سعه صدر آقای احمدی نژاد نگذارند این افراد میدان دار شوند. انقلاب نباید یکپارچگی خود را از دست دهد، فردا چه بر احمدی نژاد و چه موسوی رئیس جمهور شوند بیائیم حمایت شان کنیم. روحیه ی تکروی ما ایرانیان، که در فوتبال مان عیان است، دارد ما را از ریشه میزند. این سخن با هواداران مهندس موسوی هم هست، مبادا ما هم به دام تخریبهای افراطی بیفتیم.


خیلی دلم گرفته که به جائی رسیدیم که آدرس همدیگر را میخواهیم پیدا کنیم. اینها که از پشت سیمها شمشیر نفاق و دشمنی شان اینقدر قوی ست، در جامعه بسیار ضعیف و کم جرئتند. کاش حامیان انقلاب، حامیان اصیل آقای احمدی نژاد اجازه ندهند عده ای به نام دفاع از رئیس جمهوری، حامیان کاندیدای دیگر را مورد تعقیب و آزار و اتهام و فحاشی قرار دهند. 


من مطمئنم این تندرویها، نهایتأ نتایج معکوسی برای برخی تندروها در پی دارد اما سوزاندن دل "دلسوزان انقلاب" به دلیل حمایت از میر حسین موسوی، امری ظالمانه، مشکوک و ضد انقلابی ست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:29  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

مخالفانی سیاسی دارم که فقط انتقاد میکنند،سوال سياسي جواب نمي‌دهم، از من سوال كاري بپرسید

 

متاسفانه وجود من مانع دادن امكانات و اعتبارات به شهر تهران شده است  


به گزارش ايسنا، محمدباقر قاليباف امروز چهارشنبه در مراسم اختتاميه نمايشگاه «توانمندي‌ها و كارنماي خدمات شهري» در آغاز صحبت‌هاي خود با بيان اين كه ترجيح مي‌دهم از اين به بعد آمار ندهم،‌ اضافه كرد: برخي از افراد، طوري آمار و ارقام را خدشه‌دار مي‌كنند و يا زير سوال مي‌برند كه من ترجيح مي‌دهم اين آمارها را به اين شكل بيان نكنم. اما همين قدر مي‌توانم بگويم كه در جهت و مسير اشتباه راه نمي‌رويم و هر آنچه در حوزه اجرايي، عمراني و اجتماعي شهر تهران انجام مي‌شود، بر اساس تجربه و صلاحديد كارشناسي شده است.

وي افزود: اگر با ديد منطقي به اقدامات شهرداري در حوزه خدمات شهري نگاه شود، متوجه تحولات جدي و اساسي ملموس در سطح جامعه نسبت به گذشته خواهيد شد.

قاليباف با بيان اين كه اين روزها با منتقدان زيادي روبرو هستم، خاطر نشان كرد: بعضي از آن‌ها فقط تقدير و بعضي فقط انتقاد مي‌كنند و برخي هم هر دو يا هيچ يك را ندارند، در عين حال برخي از منتقدان كه جزو مخالفان سياسي من هم هستند، قطعا در حوزه كار و اقدامات شهرداري به اين موضوع اذعان دارند كه اقدامات بسيار چشمگيري در حوزه خدمات شهري صورت گرفته است و تهران امروز چشم‌نوازتر و تميزتر شده است.

وي با تاكيد بر اين كه تجربه ديگران و استفاده از روش‌هاي تطبيقي علمي در كشورهاي ديگر در جلوي كار ما قرار گرفته، گفت: به عبارتي در شهرداري «بزن و برويي» كار نكرده‌ايم،‌ هر چند كه نسبت به عيب و نقص‌هاي خود اذعان داريم.

شهردار تهران در عين حال تصريح كرد: عليرغم اقدامات موثر و مفيدي كه انجام شد، نبايد خود را از مسير اصلي دور كنيم و مغرور شويم، چرا كه تا رسيدن به نقطه قابل قبول كه شان مردم و فرهنگ ايراني و اسلامي باشد، فاصله زيادي داريم.

وي ادامه داد: شرايط فعلي ما در برخي از زمينه‌ها نظير توليد هشت هزار تن زباله در روز به هيچ وجه قابل دفاع نيست و بازيافت اين ميزان از زباله در روز را هيچ گاه به عنوان نقطه قوت مديريتي خود محسوب نمي‌كنيم، چرا كه در هر صورت وقت و سرمايه‌ گرانبهايي از دست مي‌رود.

قاليباف تاكيد كرد: چرا بايد سرانه 800 گرمي زباله را در شهر تهران شاهد باشيم و حتي گاهي مصرف برخي منازل و واحدها دو كيلوگرم زباله‌ در روز برسد. در هر صورت ما خجالت مي‌كشيم كه بگوييم روزي سه بار در شهر تهران جمع مي‌كنيم، در حالي كه شرايط جمع كردن زباله در كشورهاي ديگر هفته‌اي يك‌بار يا سه روز يك‌بار است.

وي با تاكيد بر اين كه فرهنگ‌سازي در زمينه‌ كاهش توليد زباله و بازيافت آن بايد از كودكان آغاز شود، بيان كرد: متاسفانه در حال حاضر ميزان برخورد با توليدكنندگان زباله يكسان نيست و فردي كه روزي 100 گرم زباله توليد مي‌كند، با فردي كه دو كيلو زباله را به شهر تحميل مي‌كند، فرقي با هم ندارند. فرد اول به دليل كمبود منابع اقتصادي روز چهار هزار تومان درآمد دارد و نمي‌تواند بيشتر از اين صرف زندگي خود كند و دومي روزي 400 تا 500 هزار تومان درآمد دارد و در عين حال چند ميليون تومان هم براي توليد زباله‌اش به شهر تحميل مي‌كند و اين شرايط به هيچ وجه با عدالت اجتماعي و اقتصادي برابر نيست.

به گزارش ايسنا، شهردار تهران در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود با بيان اين مطلب كه متاسفانه از برخي از صحبت‌هاي من تلقي سياسي مي‌شود و شرايط كار در شهرداري را بدين ترتيب سخت مي‌كند، اظهار كرد: متاسفانه وجود من در شهرداري تهران مانع ارائه بسياري از امكانات و اعتبارات شده است و بسياري از خدمات به دليل حضور من به شهرداري داده نمي‌شود.

وي در ادامه گفت: كار ما براي احزاب سياسي نيست، بلكه براي خدمت به مردم است و حرفمان اين است كه نان و آب شهرداري را به خاطر حضور من قطع نكنيد، چرا كه به اين ترتيب خدمت و كمك به مردم را قطع كرده‌ايد و بهتر است با همكاري يكديگر براي مردم شهري بهتر را فراهم كنيم.

قاليباف تصريح كرد: زماني كه در نيروي انتظامي فعاليت مي‌كردم با همكاري رسانه ملي اتفاقات خوب و مهمي به وجود آمد. امروز هم من با شهرداري تهران هستم و اينجا عرصه بسيار مهمي براي خدمت به مردم است و مي‌تواند اتفاقات بسيار مهمي در آن روي دهد.

وي اذعان كرد: شهرداري در درون خود توان محدودي دارد، اما همين توان را تا حد نهايي به كار گرفته و لازم است كمك‌هاي ديگري به شهرداري داده شود، من بارها اعلام كرده‌ام كه رسانه ملي با هزينه‌اي كه ما پرداخت مي‌كنيم، بدون اين كه اسم يا تصوير من يا شهرداري تهران را بياورد، شروع به فرهنگسازي كند تا كار روي زمين نماند.

شهردار تهران عنوان كرد: ما مديون اسلام، انقلاب و شهدا هستيم و مكلفيم كارآمدي دين در جامعه را به اثبات برسانيم و گرنه جوانان ما را به دليل بي‌توجهي و كم كاري خودمان از دستمان مي‌گيرند و مي‌برند، اين نكته را بايد بارها و بارها تاكيد كنيم كه كارها فقط با شعار پيش نمي‌رود و نمي‌توان با شعار جوانان را حفظ كرد.

وي يادآور شد: تهران امروز ما از مشكلات زيادي از جمله كمبود فضاي سبز و توزيع نشدن نرمال آن، مسايل بهداشتي عديده و نبود آب سالم و نيز نداشتن شبكه فاضلاب سراسري رنج مي‌برد، اگر بخواهيم به كارهاي انجام شده نگاه كنيم، نقاط قوت زيادي وجود دارد، اما اگر بخواهيم به كارهاي باقيمانده نگاه كنيم، متوجه مي‌شويم كه كار روي زمين مانده و نكرده زيادي وجود دارد.

قاليباف همچنين در پايان اين مراسم در جمع خبرنگاران، در پاسخ به اين سوال كه آيا شما بالاخره ساختمان «بهشت» را ترك كرده و به ساختمان «پاستور» مي‌رويد يا نه؟ پاسخ داد: سوال سياسي جواب نمي‌دهم، از من سوال كاري كنيد. در عين حال همه حرف‌هاي خود را در مورد مسايل سياسي در گفت‌وگوي قبلي خود با خبرگزاري مهر گفته‌ام.

وي در پاسخ به سوالي ديگري در رابطه با عملكرد شهرداري در پروژه نوسازان، توضيح داد: هفته آينده و در جريان بازديد از پروژه «غدير» به صورت مفصل در مورد اين موضوع صحبت خواهم كرد.

شهردار تهران در پاسخ به سوالي در رابطه با برنامه‌هاي شهرداري در سال اصلاح الگوي مصرف نيز، گفت: تا قبل از پايان ارديبهشت ماه در مصاحبه‌اي مفصل در مورد برنامه پنج‌ساله شهرداري تهران در مورد اين موضوع نيز صحبت مي‌كنم.

وي همچنين در مورد علت استعفاي واعظ مهدوي ـ معاون هماهنگي و برنامه‌ريزي‌ خود ـ نيز، گفت: علت موافقت من، به دليل اصرار وي بوده و به نظر مي‌رسد استعفاي وي دلايل انتخاباتي داشته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:34  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

آقای صفار هرندی، و سانسور موهای پیرزن فیلم "مدار بسته"

 

سلام جناب صفار هرندی، خوبید انشالله؟ برای جوانان مذهبی و کسانی که آرزوی شان ایجاد هنر و فضای مذهبی بوده است، رسیدن شما به جایگاه وزارت ارشاد، لطفی بود که میتوانست ما را از جایگاه کنونی عبور داده، به آن شاهراه تمدن اسلامی نزدیکتر سازد. نه برادرم، دنبال فتح قله ها نیستیم، اما ما از مصر کم نداریم که سریالهای تلویزیونی دست سومش با برخی سریالهای دست اول ما تنه زنی میکند. ما کارگردان متعهد کم نداشته و نداریم اما نگاه سالم به نویسنده و کارگردان بمرور میان ما کم شده است، رنگ باخته و هرز رفته است. ما به نگاه "ناسالم یابی" دچاریم. نگاهی که اگر بجای خود باشد بی ایراد است. اگر در متن و وزن خود قرار داشته باشد، سالم است و نجات دهنده ی کشور از خطرات احتمالی. اما تمام ایران، تمام کشور و تمام هستی را نباید در چارچوب "روزنامه ی کیهان" دید.

 این دردی ست که ما نسبت به شما داشتیم و داریم، وگرنه چه اهمیتی دارد که مینویسیم؟ بخدا این زمان کوتاه که در دست شماست ابدی نخواهد بود و اسب مقام و وزارت به بزرگتر از شما هم لگد زده است. آنسو، جمعی سکولار، بی دین و بدون درد نشسته اند تا ما با تحجر خود زمینه ی نابودی خود را فراهم کنیم. شما برادرم، بجز یکبار برای سر صحنه و یکبار هم تبریک برای دست اندرکاران فیلم سینمائی اخراجیها، کاری نکرده اید. انتقادی هم نیست، الزامی هم نیست اما مگر چند بار از این کارها میشود؟ چند تا آدم مذهبی میایند کاری میسازند که بالای...(رقم نمیگویم، جنجال راه نمیاندازم) بفروشد و مخاطب جذب کند؟ من هیچ کاری نکرده ام، اگرچه گاهی، در میان راهی، جوابی داده ام به کسانی که تا پای اهانت به مقام معظم رهبری هم سر این فیلم پیش رفتند. کسانی که به قول آقای داوودآبادی "میشناسیم که هستند" و شما بهتر از ما هم میشناسید. اینها همانها بودند که بعدأ نوشتند "ما پرشین بلاگ را متهم میکنیم"(!) تنها برای اینکه خود را رادیکالتر هم نشان دهند.

براستی برادرم صفار شما کجا بودید آنروز که فردی به ظاهر دو آتیشه تا آنجا پیش رفت که مقام معظم رهبری را بدلیل دیدار با ده نمکی متهم به ندانم کاری غیر مستقیم کرد :"آخر کیست که نداند که مافیای فساد در همکاری فیلم اخراجیها با این فرد همکاری داشته اند(!)" آری کجا بودید برادر عزیز و ارزشی من، وقتی وقاحت تا بدآنجا رفت که مقام معظم رهبری هم متهم به اشتباه شد و آقایان همه را به همه چیز متهم کردند و تنها جز صدائی از دو، سه نفر درنیامد؟

امروز که میوه ی زحمات دست اندرکاران این فیلم رخ نموده و ثابت شده که یک "مافیای فساد" نمیتواند این فیلم را بسازد، لطف شما مهربانی ست اما دیرهنگام و اذان دیر وقت است. شما برادر عزیزم با رسیدن به آن مقام اختیاراتی داشتید که همه ی آنها را در نهایت شگفتی وارد "معاملات سیاسی" کردید. اینکه فلان سازمان و واحد متعلق به شماست یا شهرداری، چند نفر از دختران و پسران جامعه را نجات داد؟ من یادم است همان زمانی که شما در کیهان تهران در حال "فراماسون"  و " جاسوس همزمان دو جانبه ی چپ گرا و سلطنت طلب از زمان شاه(!؟!)"خواندن "شاملو" بودید، مقام معظم رهبری با جوانان دیدار کردند و پس از اینکه گفتند اخوان ثالث با ایشان دوست هستند، درباره ی شاملو حرفی جالب زدند:"این فرد(نامش را نبردند) فردی ست که اساس شعر را هم خوب نمیداند و فقط تند و تیزی میکند" آری برادران، بدون دروغ "جاسوس همزمان دو جانبه ی چپ گرا و... (!) " هم میتوانستید شاملو را نقد کنید، مگر رهبری نکرد؟ مگر براهنی بعد از ۱۰ سال دقیقأ عین این حرف رهبری را درباره ی شاملو نزد؟ بخدا کار رهبری "درس ناب" بود آنهم درباره ی شاملو که متأسفانه شعری هم بر علیه شخص امام راحل داشتند، یعنی رهبری عصبانی نشدند، نگفتند به دانشجویان باید فلانی را کُشت! خیلی با نقد قوی ادبی ماهیت "غیر ادبی" شاملو را افشا کردند...

برادرم مرا میبخشید اما کاری که شما با پست وزارت کردید، سیاسی هم نبود، جناحی حتی نبود...که در یک کلام و با تخفیفی دوستانه، روزمرگی محض و دفاع از کارهای هنوز انجام نشده ی دولت نهم بود. دستکم تکلیف جناح راست با چنین پست هائی از پیش روشن است، اما شما با آنهمه ادعای "اُصولگرائی ناب" چه شد که اینگونه به آرمانهای امام راحل بی مهری کردید؟ میخواهید بگویم همانی که یوسفعلی میر شکاک برای مهاجرانی نوشت:" درک جناح راست که از شعر و داستان مانند درک بقال سر کوچه است، شما که میدانستید شعر و داستان چیست چرا به نیروهای مذهبی هنرمند خیانت کردید؟" آقای صفار شما چرا شدید سخنگوی موازی وموقت دولت، اینکار را تا بدانجا ادامه دادید که مشاور آقای احمدی نژاد نیز از رفتار نادرست شما انتقاد کرد؟

ما اُمیدمان این بود که شما ذهنیت "کیهانی" را کناری مینهید و دست برادران ارزشی و مذهبی، از هر جناحی که باشند را به گرمی میگیرید...زهی خیال باطل... شما غرق در معجزه ی قرن بیست و یکم اید برادرم. شما همه چیز را برای این معجزه و برای ادامه ی چهار سال دیگر آن میخواهید، درحالیکه معجزه ای این چنین دارای مخارج باشد که باید وزارت ارشادش وظایف اصلی اش را فراموش کند و ۲۴ ساعته سخنگوئی سیاسی نماید، به چه دردی میخورد؟ اگر کیهان را ورق بزنیم یعنی دوران وزارت شما را ورق زده ایم. نه مطلبی که کارستان بوده نه قدمی که حتی بشود در برابر جمع هر روز قویتر سکولار از آن دفاع کرد...

برادرم،جدأ تبریک میگویم که روی مهاجرانی را سفید کردید. تبریک میگویم پس از پایان تهاجمات به دست اندرکاران اخراجیها، تبریکی هم به فروش زیاد فیلم گفتید. تبریک میگویم که باز هم هفته ی گذشته از کار وزارتی خود غافل شدید و گفتگوی سیاسی کردید. با همین پشتکار شماست که هنر پیشگان خارجی بمرور تلویزیون ما را فتح میکنند و ما هم میرویم مرگ سینمای اصیل و متعهد ایرانی را سالهای دیگر همراه شما جشن بگیریم. براستی مگر همین نبود که شما سالها در کیهان تهران میخواستید؟ فیلم خارجی اگر اشتباه نکنم بیشتر مورد علاقه تان بود، چون قابلیت سانسوری اش بالا بود و مانند فیلم ایرانی اینقدر هزینه ی سیاسی اجتماعی سانسور کردنش بالا نبود. همینست که "به رنگ ارغوان"ابراهیم حاتمی کیا باید مرگ نشین شود و بپوسد درحالیکه هیچ نکته ی وحشتناکی ندارد جز اینکه متفاوت است و آگاه کننده درباره ی انقلاب، و فیلمهای "بخدا دوست دارم" که برای "جردن نشینان" ساخته میشود، مثل آب خوردن جواز پخش میگیرند.

  مدار بسته ( ۱۳۶۴)

یادم میاد در آغاز انقلاب، فیلم مدار بسته در زمان حیات امام راحل داشت پخش میشد،در آن فیلم در میان زنان فیلم، آن پیرزنی که نقش مادر را بازی میکرد، حجاب نداشت و تلویزیون هم صحنه ای از بی حجابی و موهای سفید آن مادر زحمتکش را نشان میداد...مدتی پیش دیدم آن فیلم از صدا و سیما پخش شد. خیلی جالب بود، معلوم بود کسی دستور داده آن صحنه حذف شود چون وقتی فیلم را اجاره هم کردم باز آن صحنه حذف شده بود، خیلی ظالمید بخدا. موهای یک پیر-مادر زحمتکش را حرام میدانید. بینش امام راحل که این فیلم در زمانشان پخش شد را به هیچ میگیرید. فتوای بسیاری از مراجع تقلید را که موی زن در آن سنین را بهیچوجه محرک شهوت نمیدانند به سخره میگیرید. شما و کیهان کاری کردید که اسلام ناب محمدی امام راحل در پستوهای تحجر و واپسگرائی خاک بخورد و جوانان ما جنیفر لوپز و انریکو انگزیالس ببینند و گوش کنند.اگر روزی کسی رفت تحقیق کند که منشأ کنونی انجمن حجتیه در کشور چیست، نباید راه خیلی دوری برود...آقای صفار و آقای ضرغامی، لطفأ مرد باشید و آن فیلم را همان گونه که زمان امام پخش شد ، دستور پخش در شبکه ی پخش فیلمهای اجاره ای و صدا و سیما دهید و از شعور بینندگان و امت انقلابی مردانه عذر خواهی کنید و آشکارا بیائید و بگوئید که با کسی که آن سانسور مسخره را انجام داده برخورد جدی میکنید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:55  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

نگاهی دوباره به اجلاس دوربان ۲ و یک پرسش تلخ از اصولگرایان ...

 

اجلاس دوربان دو در کشور سوئیس برگزار شد. آقای احمدی نژاد در این اجلاس حملاتی به رژیم صهیونیستی داشت، حتی پیش از آن نیز چند نفر سعی کردند با پرتاب گوجه فرنگی و داد و بیداد در کنفرانس اخلال ایجاد نمایند که پلیس ژنو مانع از کار آنها شد. من کاری ندارم سخنان آقای احمدی نژاد سخنان خوب و قوی بود هرچند کاش زودتر انجام میشد. کاش بجای اشتباهاتی مانند انکار هولوکاست یا طرح نابودی اسرائیل، مدتها پیش گفته شده بود. این سخن رئیس جمهوری محترم، در حقیقت در تناقض با دو گفته ی ذکر شده ی دیگرشان قرار میگیرد و نسبت به آن دو، اساسأ در مسیر درست تری ست. یعنی جناح دولت نهم و اُصولگرایان افراطی برای نخستین بار در "بن بستی تاریخی" و بدلیل عواقبی که سخنان پیشینشان در سطح جهانی علیه ایران ایجاد نمود، به گفتمان حقیقی و مردمی انقلاب در برابر اسرائیل که همانا افشای ماهیت جنایتکار اسرائیل است تن دادند و از دام داد سخن دادن افراطی و غیر عملی "نابودی اسرائیل" بیرون جستند.

در این میان، اُصولگرایان افراطی و حتی میانه رو بناگهان سخن از پیروزی جانانه رئیس جمهوری کرده اند! این ادعا جای شگفتی دارد، این ادعا دقیقأ درحالی ادا میشود که این پلیس ژنو بود که جلوی اخلال گران را گرفت، نه کسی دیگر... ما تا به کی میخواهیم در توهمات عقبرفته ی خود گمان کنیم که امپریالیسم جلوی صهیونیسم خواهد ایستاد؟ اُصولگرایانی که حتی تا پای ادعای خیالی "منزوی شدن حتمی اسرائیل در اروپا" هم پیش رفته اند، در دام همان دام خیالی اُفتاده اند که "این امپریالیسم با آن امپریالیسم سر ما درگیر خواهد شد!" این طرز فکر، اتفاقأ ماهیت "سیاست پنهان وابستگی" جناح راست و دولت نهم به اعطای صدقه سر اروپا را نشان میدهد. اما عزیزان، اروپا هرگز نمیاید اسرائیل را تنها بگذراند و جانب ما را بگیرند، اینها اگر بدلیل پاره ای از ادعاهای کله گنده ی حقوق بشری خود هنوز نمیتوانند روابط عالی با اسرائیل داشته باشند به این دلیل نیست که با اسرائیل مشکلی کنونی دارند. اروپا مشکل خود را با اخراج یهودیان از اروپا حل کرده است. حالا آقای احمدی نژاد و هواداران دارند جشن میگیرند که اسرائیل ضربه خورد! چه ضربه ای؟ از کجا؟ چطور؟

تا آنجا که من دیدم اینکار مصرف داخلی خاص خودش را هم داشت. دستکم اُصولگرایان با این دوپینگ سیاسی میتوانند راحت سر خود را کلاه بگذراند و دور احمدی نژاد حلقه بزنند. در اجلاس دوربان ۲، احمدی نژاد اشتباهات قبلی خود را خوب جبران کرد، از دانشگاه کلمبیا گرفته تا سازمان ملل، یعنی برای خودش خوبی کرد. این حرفها قبلها بارها از جانب مسئولان نظام بخصوص امام راحل و رهبر عزیز انقلاب گفته شده بود و تازگی نداشت اما گفتن این سخنان درست از زبان احمدی نژاد، عجیب بود و تازگی داشت و برای جناح راست که بشکلی تاریخی نابودی جناح های انقلابی دیگر را میخواهد صد البته عزیز بود!

ایجاد موج و دوپینگ انتخاباتی حتی اگر به نتایجی انتخاباتی هم منجر شود، مشکلات پایه ای این دولت و تکروی آنرا رفع نخواهد کرد. دولتی که در مجلسی برگزار شده توسط کارگزار آن، دختران در ظرف سینی قرآن مجید را میرقصانند و صدای مراجع را هم در می آورند، نمیتواند برای اسلام و ایران کار اساسی انقلابی انجام دهد. ما یک دولت حقیقتأ بسیجی میخواهیم که به گفته ی امام بسیج متعلق به آحاد مردم است نه دولت "بسیج خاص" که به تعداد معدودی تعلق دارد. نه دولت مشائی، نه دولت زریبافان، نه دولت بذرپاش، ما دولتی میخواهیم که بتواند به انتقادات گوش دهد، نه اینکه هر صدای انتقادی را بشدیدترین وجه تخریب نماید. اغراق درباره ی اجلاس دوربان ۲ اگر هم موج-چه ای راه بیاندازد، مسلمأ انتقاداتی که به کارکرد چهار ساله ی این دولت وارد است را جواب واقعی نخواهد داد. مردم اینروزها نه تنها صهیونیسم خارجی را بیزارند از کسانی که در داخل کشور نیز با رفتارهای طاغوتوار و شبه صهیونیستی به تحقیر دیگران میپردازند گلایه دارند و نمیتوانند سقوط اخلاقی انقلاب شان را به تماشا بنشینند. به قول مقام بی مانند ولایت، "ما دچار ضعف شدید فرهنگ عمومی هستیم و این را همه باید با هم جبران کنیم" انشالله...

 کلام آخر اینکه ایرادی ندارد اگر قرار است این سخنرانی پرشور "اروپائی مآبانه" راه حلی شود برای "عدم اجماع اُصولگرایان و جناح راست" بروی آقای احمدی نژاد، (آنهم اُصولگرایانی که تا همین دیروز برای دفاع از احمدی نژاد وضوی شک و تردید میگرفتند) اما ضربه زدن به مفهموم اُصولگرائی و کلاه گذاشتن برسر مولفه های اساسی و پایدار انقلاب چیزی نیست که مردم شهید پرور ما بسادگی از آن بگذرند. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:41  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |