بیانیه ی مهم بخشی از نیروهای حزب الله و خط امامی اُصولگرا سراسر کشور درباره ی انتخابات ریاست جمهوری
اعلام حمايت فرزندان شاهد از ميرحسين موسوي
سردار رحیم صفوی :دولت زمان جنگ مشكلات اقتصادی را حل كرد
مشاور فرهنگی آقای احمدی نژاد: اگر بخواهیم به نظر مراجع تقلید گوش بدهیم، سنگ روی سنگ بنا نمیشود!
حمایت جامعه ی روحانیت مبارز تبریز از مهندس میر حسین موسوی
حمایت رسمی تشکل اُصولگرای آبادگران جهادی از میر حسین موسوی
بیانیه حمایت جامعه ایثارگران انقلاب اسلامی لرستان از کاندیداتوری میرحسین موسوی
و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا (قرآن کریم، سوره ی کهف، آیه ی ۲۸)
و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است.
۱- انقلاب شکوهمند اسلامی در زمانی به وقوع پیوست که به قول زیبای امام راحل ره؛ "شاهان فاسد"، "روشنفکران بیمار" و "مقدس مآبان متحجر" از یکسو بسیاری از جوانان ما را در کاباره ها سرگرم تباهی ها نموده بودند و از سوی دیگر بخشی از ملت ما را درگیر تحمیق و جهالت. در حقیقت این انقلاب بود که جوانان ما را از هرزگی دوران شاهنشاهی به سمت آبادانی معنوی، جهاد سازندگی شهرها و روستاها و بعدها در پاسخ به توطئه ی دشمنان بعثی، به سوی "جبهه های حق بر علیه باطل" کشانید که آنهمه حماسه و دلیری را هم جاودانه رقم زد.
امام خمینی، رهبری بودند که نه تنها مشارکت همگانی مردم در عرصه های تصمیم گیری و تعیین سرنوشت را "عاملی منافی دینداری" قلمداد نمی کردند بلکه این عمل را "تکلیفی شرعی و الهی" می دانستند به همین دلیل، ایشان بر لزوم برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه و رقابتی "تاکیدی دوچندان" داشتند. از نگاه ایشان مردم در انتخابات آزاد بوده و به هیچ عنوان "محتاج قیم" نمی باشند و لذا بر این اساس، میزان را "رای ملت" دانسته و بر لزوم تبعیت همگان از این رای تاکیدی مکرر می نمودند. با این اعتقاد، ایشان در تمام ایام رهبری خود حتی اجازه تعطیلی یک انتخابات را نداده و علی رغم شرایط جنگی، هیچ گاه از این باور خود دست نکشیدند.
در سالهای پس از جنگ تحمیلی، جناحی از نیروهای سیاسی کشور، به بهانه ی تمرکزسازی تصمیمات و باصطلاح جلوگیری از آنچه جنجال در مجلس و دولت مینامید، راه حذف جناح های دیگر را از صحنه ی سیاسی کشور پیش گرفته و به مرور نیروهائی که به "خط امام" مشهور بودند، در تصفیه های گسترده از دایره ی تصمیم گیریهای نظام اخراج شدند. اما در ادامه، با کاهش کارکردی و توانمندی سیاسی جناح حاکم در اداره جامعه، سبب شدند تا نیروهای اصلاح طلب که دارای "پایه ای خط امامی" بودند، با اقبال مردمی روبرو شده و ریاست جمهوری، اکثریت مجلس و شوراهای شهر را به دست آورند.
ولی جنگ روانی پیچیده ی نیروهای راستگرا و در عین حال نادیده گرفتن و غافل شدن برخی اصلاح طلبان تندرو از پایه ی خط امامی خود، سرانجام آنها را به دام "از دست دادن صبر سیاسی" و "بالا بُردن شدید توقعات جوانان" کشانید. اشتباهات تاکتیکی برخی عناصر خط دهنده به اصلاحات که در بزرگترین حزب این جناح- که "جبهه ی مشارکت" نام دارد- تمرکز یافته بودند، کار را بدانجا کشانید که این جناح را از رأی هشتاد درصدی در انتخابات ریاست جمهوری پیشین، به عدم حمایت مردم از تحصن نهایی نمایندگانشان در مجلس شورای اسلامی نزول داد.
در این هنگامه نیروی تازه نفسی که با وعده ی عدالت و آوردن "نان به سر سفره مردم" پا به عرصه ی سیاست نهاده بود، توانست بشکل نسبتأ قدرتمندی رأی های زیادی را از مردم دلزده از سیاست بازی ها، به غنیمت بدست آورد. اگر چه این نیروی سیاسی، در جریان انتخابات و پس از آن با پرسشهائی نظیر ادعای ثابت نشده ی دخالتها و جابجاسازی صندوق های انتخاباتی توسط نیروهائی خاص و ابهام در ادای عباراتی مانند برگزاری انتخابات "چند-لایه ای" و "سونامی انتخاباتی" روبرو گشت، اما اصل زیبای توجه انقلاب و مردم شهید پرور ما پس از نزدیک به بیست سال به اهمیت "عدالت، اُصول انقلاب و راه پر رهور امام راحل ره و مقام معظم رهبری"، خود امری درخشان، بی بدیل و قابل تقدیر بود.
۲- ما جمعی از جوانان خط امامی و حزب اللهی جامعه، پس از غور و تفحص بسیار، به این نتیجه ایجابی نزدیک شده ایم که با اینکه شخص آقای احمدی نژاد برای خیر و آبادانی ایران تلاش کرده و میکند و نادیده گرفتن این حقیقت خود بی انصافی ست، اما در مجموع وضع دولت نهم نسبت به نگرش به سمت خواستهای به حق مردم شهید پرور انقلاب، اُصول انقلاب و مقام معظم رهبری به مرور و طی اصطحکاکهای سیاسی گاهأ بی مورد با جریانات مختلف، به نحو چشمگیری "کمرنگتر از سابق" شده و یا دستکم "گرانیگاه فکری خود" را از دست داده است. ما در سطوحی دولت نهم را بیش از حد احساسی، واکنش گرا روی جزئیات و دارای قابلیت انحراف سریع از مواضع اُصولی در هنگامه ی درگیریهای سیاسی یافتیم. تأسف برانگیز اینکه برخی رویکردهای فکری- سیاسی دولت نهم، نوعی دگردیسی این دولت را از محوریت "اُصولگرائی" به سمت "راستگرائی"، بشکلی نگران کننده بروز داده اند.
ادامه ی حمایت ما به عنوان بخشی از نیروهای بشدت باورمند به اُصول انقلاب از دولت آقای احمدی نژاد، موجب سعادت این دولت و ظفرمندی نهائی آرمانهای به حق امام امت و مردم بی مانند این خاک شهید پرور نخواهد بود. همانطور که مقام معظم رهبری نیز فرمودند :"حمایت من از این دولت بی حساب و کتاب نیست و یکی از شرایط ادامه یافتن آن نیز عدم ورود دولت به درگیریهای جناحی ست..."
ما پس از مشورتهای فراوان با بزرگان انقلاب و خانواده های شهدا و جانبازان و خون دلخوردگان انقلاب، آقای میر حسین موسوی را به سمت ارزشهای امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری "نزدیکتر و ثابت قدمتر" یافتیم، خصوصأ که خاصیت "فراجناحی-خط امامی" مهندس میر حسین موسوی، به نظر ما میتواند دستکم به گسترش روحیه ی غیر انتقادهای در اغلب "نیروهای نزدیک به انقلاب و نظام" در کشور منجر شود و برای انقلاب فرصت "تنفس واقعی" در فضای آرامش و تصمیم گیری بیافریند.
۳- طي ساليان گذشته به خلاف ادعاها و مواضع رسانه اي حاكميت دولت نهم، كوچكترين برخوردي با مفسدان اقتصادي كه برخي از آنان در لايه "آقا و آقازاده" مي باشند صورت نپذيرفته و رييس دولت نهم كه خود را مكلف به برخورد با اين گروه زياده خواه و غارتگر بيت المال و نيز انتشار اسامي آنان نموده بود در جهت گیری نامشخص و شاید تا حدی مسامحه آميز، از انجام چنين كاري اجتناب ورزيد. كاهش بودجه برخي نهادها و سازمانهاي قانوني و افزايش بودجه برخي از موسسه هاي نزديك به دولت نهم كه از لحاظ اولويت بودجه در رده هاي پايين تري قرار دارند از مصاديق بارز هدر دادن منابع بيت المال مي باشد و دولت نهم كه خود را موظف به عدالت گستري مي دانست، از عهده چنين وظيفه اي بخوبي بر نيامده است.
تخريب همگرايانه برادر مكتبي مير حسين با دو حربه "سكوت 20 ساله" و "تقابل با رهبري" و نيز "حربه غير اخلاقي" برخورد امام با ايشان و عدم رضايت امام از نخست وزير دوران جنگ در اكثر رسانه هاي حامي دولت با استفاده از "شيوه هاي مذبوحانه ژورناليستي" ،كارشكني در همايشهاي انتخاباتي برخي از كانديداها در مكانهاي عمومي و علي الخصوص دانشگاهها حاكي از عدم تحمل مخالف توسط حاميان منفعت طلب جناح اُصولگرای افراطی مي باشد. همچنین سوءاستفاده از شجره طيبه بسيج و برانگيختن احساسات مذهبي مردم خصوصا با توجه به نزديك شدن ايام فاطميه با مساعدتهاي مالي وارزاق به آن هيئات و نيز تحريك برخي از مادحين در منابر نیز عملي مذموم و ناپسند مي باشد.
۴- دولت نهم، اگرچه تلاشی هرچند ضعیف را در مبارزه با فساد آغاز کرد اما به چند دلیل بمرور در این راه دچار شکستهائی شد. استفاده و هزینه کردن سنگین از مقام معظم رهبری در این راه، حملات به رئوس شناخته شده ی نظام بجای طرح افراد و زوایای پنهان مانده و ناشناخته شده ی فساد در جامعه، تمرکز بر افراد حاضر در جناح های رقیب و نادیدن فساد اداری افراد حاضر در دولت خویش و ...دادن قدرت مانور ژورنالیستی به برخی نیروهای مطبوعاتی تندروی بظاهر دایه دلسوزتر از مادر، سبب شده است که احمدی نژاد دقیقأ مانند آقای خاتمی در کشاکشهای طول و دراز با نهادها و افراد متفاوت در نظام، بُرندگی و سرعت برنامه ای خود را بمرور از دست دهد. این دقیقأ دلیل همین است که آقای احمدی نژاد نیز مانند آقای خاتمی، نهایتأ به استفاده از "تذکر قانون اساسی" روی میآورد که تذکری حداکثر تزئینی،شبهه ناک و جنجالی ست تا تذکری حقیقی...
همینست که به باور ما "جمعی از جوانان حزب اللهی و خط امامی اُصولگرای سراسر کشور"، حضور مهندس میر حسین موسوی در دولت دهم، برخلاف پندار منفی برخی هواداران استقرار عدالت اسلامی، لج و لجبازی با احدی و جریانی نیست، بلکه در حقیقت دادن نوبت به فردی تازه نفستر برای ادامه ی این راه برای چهار سال، همراه با بازگشت به اُصول طلائی انقلاب بی مانند اسلامی ست.
۵- اگرچه قضاوت نهایی درباره ی دولت نهم امری آسان نیست اما به قولی، در این دولت با پدیده های "دوگانه" رودروئیم، یکسمت این دولت "بشکلی تخریبی و در راه حذف یاران انقلاب" و سمت دیگرش "به گونه ای در راه سازندگی و آبادانی و استقلال کشور" است. همین دوگانگی، به جنجالهائی نیز منجر شده است، چه آن جنجالهائی که تا حدی "اغراق آمیز" و "درون ساخته" بوده و چه آن اختلافاتی که حقیقتأ بالا گرفته و به "اخراج نیروهای سابقأ هوادار دولت نهم" از دولت منجر شده ست. این تناقض همچنین به سئوالاتی میان مردم انقلابی و اقشار مذهبی جامعه - خصوصأ بر سر ماجرای دفاع تأسف برانگیز ریاست جمهوری از آقای کردان در جلسه ی استیضاح و برکناری ایشان- دامن زده است.
شاید بتوان گفت که احمدی نژاد خودش دغدغه ی انقلابی دارد ولی با ضعف بارز تیم "مشاور افکار عمومی" در دولت خویش و ناگزیر نزول به سمت شیوه ی تبلیغی-تخریبی جناحی، و نیز گماشتن برخی مدیرانی که تهی مایه، داراری افکاری منفعت جویانه و گرایشاتی گاهأ متضاد با اساس دین مبین اسلام بوده، و در نتیجه خائن به مردم و نظام و دین هستند، نتوانست به دغدغه های خالص و انقلابی اولیه دولتش پاسخ عدالت طلبانه ای بدهد.
۶- دانشجویان و جوانان اُصولگرای پیرو اسلام ناب محمدی (ص) میدانند که تصمیم مهندس میر حسین موسوی-این یادگار امام راحل و نخست وزیر محبوب سالهای حضور و خلوص دفاع مقدس - برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تصمیمی بس سخت و شگفت انگیز بوده است. سخت از این منظر که میر حسین میدانست در این راه با مخالفت و سرسختی بخشی از جامعه روبرو خواهد شد که موضعشان طی سالیان اخیر در فرمانبری از فرمایشات مقام معظم رهبری حالت "شعاری" و همراه با "تحقیر باقی نیروهای انقلاب" داشته و هرگز در این سخنان "تعمق حقیقی و وجدانی" نداشته اند.
سخت از این منظر که "اصلاح طلبی" و مفهوم اصیل آن، بمرور و با تخطی "بخشی هرچند محدود از اصلاح طلبان رادیکال" از راه و طریق امام راحل، "ضربات معنائی" خورده است. و اما شگفت انگیز از این منظر که میر حسین، در میان ناباوری و بهت بسیاری از هوادارانش تن به این راه پرماجرا داد! شگفت انگیز چون محافل تندروی "بظاهر هوادار" دولت نهم نیز که هزاران پیش گوئی-متأسفانه آلوده به دغدغه ی غیر انقلابی "حفظ مصدر و قدرت"- خود را بر طبق معمول انجام دادند، نتوانستند آنرا پیش بینی نمایند.
۷-ما به عنوان جمعي از هواداران اصولگراي مهندس مير حسين موسوي با اشاره به تاكيد امام راحل برنقش مساجد،بسيج ،انجمن و شوراهاي اسلامي، نگراني جدي خود را از انحراف اين پايگاههاي مردمي داشته و اعلام مي كنيم كه استفاده ابزاري از كانونهاي مردمي به ضرر نظام و مردم مي باشد. بمرور و پس از فوت امام راحل، جریانی سعی نمود با تقویت شاخه ای خاص در "بسیج"نخست این جریان را از "بسیج همگانی و بیست میلیونی" مورد نظر امام راحل دور نموده، و سپس در اقدامی کاملأ خاص نقش نیروهای فرهنگی مستقر در مساجد را در هدایت جوانان کشور کمرنگ سازد.
از آنسو انجمن های اسلامی به دلیل بسته بودن فضای اجتماعی سیاسی جامعه، زیر بار فشار و تقاضای شدید "نیروهای سکولار" برای ورود به "تنها مجرای باز مانده ی سیاسی" در دانشگاه ها، قرار گرفتند. اگرچه بیشتر این انجمن های اسلامی توانستند هویت اسلامی خود را حفظ نمایند، اما بدلیل توطئه ی چند لایه و پیچیده در بست و محدودیت فضای سیاسی دانشگاه ها، تعدادی از این انجمن ها نهایتأ در برابر این فشار تقاضای عضویت، گاهأ اکثریت خود را از جناح مذهبی از دست دادند و در تهیه ی برخی بیانیه های خود بمرور بی دقتی هائی بروز دادند. جالب اینجا که برخی با شادمانی از فرو غلطیدن معدودی انجمن های اسلامی به این سمت و سوی، شادمانه و به عنوان "سند بر حقی" خود استفاده نمودند و در این راه "مصالح انقلاب و امام راحل" را به هیچ گرفتند.
۸- هرگونه خریدن رأی در انتخابات، چه از راه توزیع رایگان مایحتاج عمومی مردم باشد (حتی اگر با اهانتی مانند "رساندن هوا برای تنفس "توجیه شود ) و چه از راه پائین آوردن سن رأی دهندگان باشد، عملی غیر صادقانه و در راه ایجاد جامعه ای "نوکر صفت و طاغوت پذیر" است. اینها همان چیزهائی ست که امام راحل ره طی سالیان با آن جنگیدند. هرگونه "هدف قرار دادن تجمعات قانونی" بشکل پاشیدن گاز فلفل و...بر صورت مردم شرکت کننده در آنها، حرکتی زشت و ظالمانه است و باید از سوی مقامات محترم انتظامی و قضائی بشدت پیگیری گردد. جدا از این مسئله، باورهای اعتقادی یک مسلمان به وی اجازه نمیدهد دست به همان کارهائی بزنیم که در کشورهای غیر اسلامی رایج است. بهمین دلیل است که در ایران اسلامی مان، شائبه ی دخالت نیروهای منتسب به بسیج در انتخابات نهم ریاست جمهوری، حتی در صورت وجود اغراق و درست نبودن ۱۰۰ درصدی این ادعا، نقطه قوتی برای انتخابات در کشور اسلامی ما به شمار نمیرود.
انتظار ما از مسئولان اینست که برای ارج و قرب بسیج عزیز هم که شده، حتی با شائبه ی حضور نیروهای بسیجی در میدان انتخابات نیز مبارزه گردد. از آنسو از دوستان خودی و هوادار مهندس میر حسین نیز انتظار داریم بدلیل اشتباه چند فرد منتسب به بسیج، از بی انصافی به کلیت این نهاد ارزشمند انقلابی خوداری گردد و سعی شود حرمت نهادهای انقلابی را تا آنجا که امکان دارد بخاطر اشتباهات قابل جبران نشکنیم، که این نهاد دلداده ی امام راحل بوده است.
۹- حمايت سازمان مجاهدين انقلاب و نيز جبهه مشاركت از مير حسين حمايتي "عادي" و غير "هم-حزبي بودن محض" بوده و با توجه به اينكه اين احزاب در بطن نظام و معتقد به قانون اساسي مي باشند و قانوناً حق فعاليتهاي مختلف سياسي و اجتماعي دارند با بررسيهاي خود مير حسين را به عنوان كانديدا برگزيده اند و حمايت اين گروه دال بر انحراف مير حسين نبوده و نبايد مورد دستاويز جرياني شود كه امروزه با انحصارگري و بستن راه برشيوه و طريق امام راحل، هدفش مبارزه با ايجاد ايراني آبادتر ،عدالت خيز تر و آزادتر است. مسلمأ هردو سوی "این حمایت" پیشاپیش میدانند در مسائلی اختلاف دیدگاه هائی چند وجود دارد و وجود هم خواهد داشت. این صداقت که در هر دو طرف نیز وجود دارد، نمیتواند و نباید پیراهن عثمان جریانی شود که امروزه بدنبال ایجاد دامی ست که طی آن با سرگرم کردن خیزش خط امام به مبارزه با دوستانی که اندک تفاوت فکری با هم دارند، پروژه ی "شکست موسوی" را با ایجاد "درگیری های استهلاکی" در بین هوادارانش، عملیاتی نماید.
۱۰- بر طبق نظر تعدادی از هواداران دولت نهم، این جریانها و احزاب هستند که افراد را بدنبال خود میکشند! آنها برای ترساندن "نیروهای اُصولگرا" از مهندس میر حسین موسوی، سعی دارند القا کنند که میر حسین بزودی طعمه ی "جبهه ی مشارکت" شده و یا سرانجام در ماشین فولکس "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" سوار خواهد شد! جدا از اینکه حتی اندک "ژرف اندیشی" در شعارهای میر حسین مانند "بازگشت به اُصول"، نشان دهنده ی "عُمق انحراف" چنین تحلیهائی ست، تاریخ معاصر ما خود نشان میدهد که بر خلاف این دیدگاه عوامانه، اتفاقأ این "افراد با تجربه" هستند که تأثیر گذاری مثبت و منفی مهمی در جریانها دارند. نه حضور جلال آل احمد در حزب توده وی را فردی "منحرف" بار آورد و نه سازمان مجاهدین خلق ایران توانست از انحراف افرادی مانند مسعود رجوی و...جان سالم بدر ببرد . البته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای این انقلاب زحمات بسیاری کشیده است. ما نیز ممکنست در برخی موارد با دوستان اختلافاتی داشته باشیم، اما از تلاش های مستمرانه برای "حذف" و "تخریب" این سازمان نیز باخبریم و مسلمأ میر حسین از هرگونه تلاش برای حذف هر جریانی دارای فعالیت در راستای قانون اساسی جلوگیری خواهد کرد.
اگرچه ناکامی و عجز فکری بظاهر اُصولگرایان افراطی و هواداران تندروی دولت نهم از عدم درک امکان تأثیر "افراد تأثیر گذار"،حیرت انگیز و شاید دلیل حقیقی نفهمیدن و درک ننمودن درس تاریخی حضور "امام امت" در جریان سازی انقلاب اسلامی مان، توسط مدعیان این جریان است!
۱۱- اخیرأ با سواستفاده از نام یکی از آیات عظام، سخن از "ظهور بسیار نزدیک" آقا امام زمان (عج) در برخی محافل شده است. این درحالیست که این مرجع عالیقدر هرگز چنین ادعائی را شخصأ تأئید نکرده اند. جدا از این مورد اساسأ دادن چنین خبری، امری منکر و مخالف با نشانه های حقیقی ظهور آن بزرگوار است. امروزه، دقیقأ مانند زمان امیرکبیر، خطر نوعی اندیشه ی مبتنی بر نگرش حجتیه و شیخیه، آستانه ی انقلاب ما را تهدید میکند. برخی رفت و آمدها، برخی ادعاهای ظهور و برخی مراسم و کلماتی که در آنها استفاده میشود، مطابق آیات و احادیث معتبر ائمه ی اطهار (ع) نیست و با مکتب حسینی امام راحل و مقام معظم رهبری تفاوت های عدیده ای دارد. ما شاهد ظهور افراد و جریاناتی هستیم که قصد استفاده ی دنیوی از نام آقا امام زمان (عج) در کشور را دارند و دلیل گسترش چنین گرایشاتی را، بسته بودن راه فعالیتهای سالم اجتماعی اقتصادی و سیاسی میدانیم.
۱۲- با تمام انتقادات موجود از دولت نهم، انتقاد از آقای احمدی نژاد نباید به تخریبهای سازمان یافته یا تسویه حسابهای شخصی و انتقامهای عقیدتی تبدیل شود، حقانیت جریان اصیل اُصولگرائی در این بوده است که از ورود به دایره ی تخریب و استهزا و افراط بدور باشد. براستی کدامین انقلابی اصیل است که خدای ناکرده بخواهد فردی را بهر دلیلی هم که شده مورد اهانت و حتی اشاره قرار دهد؟
متأسفانه گاهأ افرادی در جامعه بسمت "نوعی نفاق" در ساختن و بازگفتن" لطیفه های غیر لطیف" بر ضد آقای احمدی نژاد روی آورده اند. ما هواداران اُصولگرای آقای مهندس میر حسین موسوی، آشکارا هر حرکتی که به نام و در قالب ظاهری انتقاد از آقای احمدی نژاد و دولت نهم، اما در شکل تمسخر و تحقیر و فحاشی انجام میشود را بشدت محکوم میکنیم و از هواداران صادق برادرمان میر حسین موسوی نیز میخواهیم که از این دست افراد دوری کرده و نگذارند دل امام راحل با این دست اهانتها خون شود. همان خطی که به ما نشان داد که مهندس میر حسین موسوی انتخابی درست برای ادامه ی انقلاب و راه امام و رهبری ست، به ما مُدام گوشزد میکند که مبادا در دام تخریب شخصت و ترور فردی و ناسپاسی محض نیز فروغلطیم.
۱۳- به نظر ما ایرانیان خارج از کشور، بخشی از سرمایه های مهم کشورند. دادن نام فراری و اهانت به آنها، نشان از همان اندیشه ی جاهلی دوران پیامبر اکرم (ص) است که به مهاجران راه حق و حقیقت، بدبینی مزمن پیدا کرده بود. صرف زندگی در خارج از ایران، نباید نقطه ی ضعفی برای احدی محسوب گردد. چه بسا اندیشمندان حقیقی اسلامی و تاریخدانان و دانشمندان و فلاسفه ی بسیاری که در برون از مرزهای این میهن نازنین میزیند اما در صورت ایجاد شرایط مناسبتر علمی و فرهنگی، به دامان موطن خود باز خواهند گشت. به نظر ما برخی جناح های داخلی، با نگاهی بدبینانه و غیر ارزشی به هموطنان ساکن خارج از کشور مینگرند. این دیدگاه نه تنها باید تغییر نماید بلکه ما از هموطنان عزیز خارج از این مرز و بوم میخواهیم با شرکت همه جانبه در سرنوشت ملی خود، به کاندیدای راه اصیل انقلاب، رأی بدهند.
۱۴- دفاع ما از مهندس میر حسین موسوی، با اینکه مشروط نیست و همه جانبه است، اما در یکجا شاید با برخی دوستان مدافع مهندس میر حسین موسوی، تفاوت از منظر "نوع و ادامه ی حمایت" مان داریم و آن اینست که ما با احدی، "عهد اُخوت دائمی" نبستیم. حمایت ما از این یادگار امام راحل منوط به "مطالبات خط امامی ما از مير حسين" است، که بشکلی همه جانبه آنرا قبل و پس از انتخابات، از ایشان بدون هیچ تعارفی بازخواست خواهیم کرد که این خواست مقام عظمای ولایت از ما نیز هست؛ در ذیل بخشی از این مطالبات و رئوس مهم آنرا میاوریم:
الف) مطالبات اقتصادی
- حرکت بر مدار و مبنای اقتصاد اسلامي و جلوگيري از مفاسد اقتصادي مطابق با فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و تلاش در برخورد قاطع با مافياي اختاپوسي در اقتصاد كشور
-پرداختن كامل به اجراي سياستهاي اصل 44 و اهتمام جدي به جهت خصوصي سازي و كوچك كردن بدنه دولت و ايجاد بدنه نظارتي قوي و تغییر نقش و جایگاه دولت
-ايجاد يك تيم اقتصادي "با تجربه و غير سياسي" به منظور تثبيت پايه هاي اقتصادي كشور و حل معضلات اقتصادی مانند تورم،بیکاری و رکود و نيز رونق بنگاههاي اقتصادي و تخصيص منابع به نفع قشر كم درآمد و دهكهاي پايين جامعه
- سازندگی و پیشرفت همه جانبه کشور بر مبنای سند چشم انداز و در جهت توازن منطقه ای
- افزايش رفاه و تامين اجتماعي و حمايت از اقشار مختلف علي الخصوص اقشار محروم و ضعیف جامعه، مبارزه با تكدي گري و گدا پروري و تلاش در جهت محو فقر و حفظ شان والاي اجتماعي مردم غيور ايران
-احياي شوراهاي انقلابی- قانونی حذف شده (این یادگار فکری و مورد تأکید بسیار شهید بهشتی) و نيز سازمان مهم مدیریت و برنامه ریزی و افزایش اختیارات آنها
-حمايت كامل از صنايع مولد و ايجاد فرصتهاي شغلي براي قشر جوان جامعه و نيز حمايت از جامعه عظيم كارگري و مقابله با شركتهاي پيمانكار استثمار كننده اين قشر زحمت كش
ب) مطالبات فرهنگی
- مددرسانی به حفظ، بازسازی و گسترش فرهنگ والای ملی و اسلامی با توجه به نگرانيهاي موجود در جامعه و هشدار جدي مقام معظم رهبري مبني بر تهاجم فرهنگي غرب و شبيخون فرهنگي
- تشکیل بسیج بیست میلیونی و تحقق آرزوی امام راحل و خروج بسیج از نیروئی محدود با بینش سیاسی خاص
- نظارت بیشتر بر دانشگاه آزاد اسلامی بدون سیاسی کردن موضوع
- انجام وظیفه قانونی امر به معروف و نهی از منکر از سوی دستگاه های دولتی به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه نیروی انتظامی و پایان دادن به نگاه ابزاری به این وزارتخانه به عنوان فیلتر رسانه ای کشور و انجام دهنده صرف وظایف روتین وزارتخانه ای
ج) مطالبات سیاست خارجی
- پيش بردن اهداف انقلاب وجمهوري اسلامي در دنيا بر اساس سه اصل عزت،حكمت و مصلحت
- عدم سازش با آمریکای امپریالیست تا زمانی که در سازوکارهای سیاسی این کشور راهکار صهیونیستی-امپریالیستی دیده شود
- اجرای سیاست تنش زائی و صدور نرم و مهربانانه تفکرات نظام اسلامی و انقلاب شکوهمند اسلامی در عین حفظ عزت و آبروی ملی و زدودن تصویر خشن ساخته و پرداخته ی استکبار جهانی و صهیونیسم غاصب بین الملل از چهره ملت بزرگوارمان
- حمایت از ملت های مظلوم و تحت ستم جهان به ویژه مردم مظلوم فلسطین در برابر اسرائیل جنایتکار
- خودداری از متحد کردن ناگزیر یهودیان مقیم کشور و یهودیان میانه روی محافل جهانی با صهیونیستها
د)مطالبات سیاسی- اجتماعی
- ایجاد ثبات سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی با اطاعت از رهبری و اجرای کامل قانون اساسی بدور از هرگونه کشمکش های گروهی و سهم خواهی
- انجام کامل فرمان هشت ماده ای امام راحل در خصوص حقوق شهروندی- مبارزه ی فعال با "جریان درجه بندی و ستاره دار سازی" مردم و دانشجویان کشور شهید پرورمان
-توسعه و حمايت از آزادي بيان و انديشه و مقابله با امنيتي كردن فضاي جامعه در عین پایبندی به فضای سالم امر به معروف و نهی از منکر اسلامی (مورد تأکید زیاد شهید مطهری بوده است)
- دفاع از اصول مترقی قانون اساسی و اجرای کامل این اصول به ویژه اصول مربوط به حقوق ملت
- دفاع کامل و واقعی از حق حاکمیت ملی و افزایش زمینه های مشارکت مردم در عرصه های تصمیم گیری و اداره جامعه
- مبارزه ی قانونی با نظارت فراقانونی و استصوابی شورای نگهبان
- جلوگیری از فعالیت غیرقانونی انتخاباتی نیروهای نظامی مانند بسیج و نیز جلوگیری از دخالت سیاسی نیروهای سکولار مانند انجمنهای حقوق بشری مدل غربی در جریان انتخابات
- پافشاری بر اُصول انقلاب، مواضع هویتمند و هوشمندانه ی خط امامی، کوتاه نیامدن از مواضع بر حق انقلابی در برابر برخی فشارهای احتمالی مخالفان خط امام و شهدا
- و ما در یک کلام میر حسینی میخواهیم که اجازه ی "ضبط و بهره برداری اُصول" نازنین انقلاب اسلامی را از عناصر منتسب به افراطی گری گرفته و آن را به صاحبان انقلاب که همانا مردم همیشه در صحنه هستند بازگرداند،انشالله
در پایان وظیفه ی خود میدانیم که از همه ی نیروهای انقلابی تقاضا نمائیم که برای ادامه ی شجره ی طیبه ی انقلاب اسلامی و راه پر سعادت شهدای جان برکف آن هم که شده، دست به "حمایت همه جانبه" و در عین حال "مطالبه آمیزی" از مهندس میر حسین موسوی عزیز زده و بدانند در این راه پر مخاطره که میر حسین از نظر امکانات تبلیغی در سطوحی بسیار ضعیفتر قرار دارند هر فرد، یک ستاد و هر شال سبز یک نماد انقلابی و ارزشی ست! و هر رأی اُصولگرایانه به ایشان، در کنار رأی های اصلاح گرایانه قرار خواهد گرفت و "تناسب بسیار لازمی" برای حفظ این انقلاب اسلامی و این نتیجه ی زحمات امام امت (ره) در این شرایط خاص و حساس داخلی ایجاد خواهد نمود. ما به عنوان نیروهای اُصولگرای هوادار مهندس میر حسین موسوی، هرگز راه خود را از برادران و خواهران اصلاح طلب اصیل و انقلابی خود جدا نمیدانیم. دو نیروی سالم سیاسی حامی مهندس میر حسین موسوی، دست در دست هم این "میر کاروان" را به قله ی خدمت دولت دهم خواهند رساند، همچنین برادران و خواهران هوادار دولت نهم نیز مانند برادران و خواهران خود ما هستند و ما باور داریم که نباید از حذف هیچ فرد و جریان معتقد به انقلاب خشنود و شادمان شد، که بایستی طلسم "حذف فله ای مدیران دولتی" را یکبار برای همیشه بشکنیم انشالله.
به امید احیای ارزشهای اصیل انقلاب و پیروزی مهندس مير حسين موسوي در انتخابات!
وفق الله و سماحة السيد العزيز مير حسين موسوي.
امضاء توسط حامیان بیانیه به ترتیب الفبا:
انتخابات دهم، حزب الله نسل نو ، دفترچه ی یادداشت، سيد محسن شوريده،سعید اوضح، شورا یار کاشمر، علی جهانشاهی، عبد عاصی ، كبوتر حرم، کنار گذر، یادداشتهای یک انقلابی خط امامی، کوچ، نگاهی دوباره، نسیم قهستان ، نگاه ما، هبوط، ورقاء
برادران و خواهرانی که مایلند نام یا نام وبلاگ و سایت شان به لیست حامیان این بیانیه چهارده گانه افزوده شود لطفأ در بخش نظرات اعلام نمایند، با این افراد از طریق نظرات وبلاگ و سایت شان و یا با ایمیل تماس گرفته خواهد شد تا از اصل درخواست این عزیزان اطمینان به عمل آید. یا علی




