کلید خوردن پروژه ی انتقاد مصلحت گرایانه از رهبری معظم نظام توسط راست افراطی
جای تعجب نیست اندیشه ای که اساسش بر حمله و تخریب بزرگان انقلاب است، یک قدم پای خود را جلوتر گذارده و به آرامی به محدوده ی رهبر بزرگوار انقلاب نیز نزدیک شود. برای اینکه متوجه شویم این جریان بیمار چگونه براحتی "نقد مقام معظم رهبری" را "اصلاحگرایانه" مینامد، لازم نیست آنها را بازجوئی نمائیم.لطفأ اندکی به این جملات رسوا کننده دقت نمائید:
"...بنده فیلم اخراجیها را نقد کردم و هنوز هم به نقد خودم پای بندم هرگز به خودم اجازه نداده ام از فرمان فرمانده ام تخطی کنم اما هرگز فرمانده ام نگفته من قوه تعقلم را به کار نیاندازم هرگز نگفته من نقد نکنم اتفاقا رهبر من دوستدار کسانیست که با تیزبینی با دید اصلاحگرایانه دست به نقد می زنند چرا که نقد موجب زنده شدن و پویایی هر حرکتی است... " حاج رضا بخش نظرات
البته نقد فیلم اخراجیها، تنها دروغی نیست که در این کلمات ادعا میشود. اینکه ایشان ادعا دارند به نقد خود پایبندند نیز جز دروغی کودکانه نیست چرا که بلافاصله پس از اشتباهی که کردند و سعی نمودند افرادی مانند "مرتضی شیمیائی و ..." را به تأئید حملات شان به مقام معظم رهبری وادار نمایند و نتوانستند، مطلب شان را بلافاصله ظرف چند روز حذف کرده، ادعا نمودند "به مصلحتی پست را حذف کردم(!)" سپس در جای دیگر در دروغی متفاوت با دروغ اول ادعا میکنند"تنها به دلیل درخواست حاج محسن شوریده مطلب را حذف کردم(!)"
این درحالیست که وی کوچکترین احترامی برای امثال آقای شوریده قائل نبوده و نیست و تنها "منافع پر غل و غش سیاسی" خود را مد نظر قرار میدهد.
در نهایت در دروغی باور نکردنی در بخش نظرات وبلاگ آقای داوود آبادی میگوید":برای اینکه صهیونیسم از اختلافات سواستفاده نکند، پست را حذف کردم(!)" یعنی درست ۳ هفته پس از پست اهانت آمیزشان تازه یادشان اُفتاد که بله دشمنی هم وجود دارد!
البته کل مطلب گویا بود. با همان لحنی که به دکتر احمد توکلی آن دروغ کثیف را نسبت داده و ایشان را فردی "مخالف امام ره" جا زده بود مقام عظمای ولایت مورد خطاب غیر مستقیم حاج رضا قرار گرفه بود. این همان دکتر توکلی ست که بر خلاف این دروغ وادعای واهی حاج رضا ،حتی روزنامه ی خود را بسته بود تا مبادا با آگهی دولتی ادامه ی حیات روزنامه ی فردا را تضمین نکند.به نمونه ای از این تلاشهای مذبوحانه توجه کنید:
"...این مطلب برای رشد فکری خودت هم خوب است و می توانی اشکالات خودت را متوجه بشوی در ضمن یکی دو روز پیش با مرتضی شیمیایی صحبتی داشتم وقتی موضوع پستهای تو را برایش گفتم کلی خندید..." حاج رضا بخش نظرات2
وقتی مطلبی مهم مانند بی احترامی به مقام عظمای ولایت براحتی تبدیل به مطالب "نقل و نبات و جوک" های ایشان و حضرت شیمیائی میشود. البته که ایشان بر طبق گفته ی خودشان "امکان" ندارد به مقام عزیز رهبری کوچکترین بی احترامی کند. چرا؟ چون ایشان براحتی آب خوردن ادعا میکند "تمام عمرش را برای انقلاب گذاشته" یعنی که یعنی، اگر هم فکر نمی کنید ایشان همان کسی ست که براحتی دود خوردگان انقلاب را به اندک سوأ نظری راهی سطل آشغال "ضد انقلاب" مینماید، دوباره به پستهای قاطی پاتی ایشان نگاهی بیافکنید که تقریبأ جز "احمدی نژاد" همه ی اصولگرایان را دچار "هرجائی گری عقیدتی" مینامد...و سپس بدون توجه توجه به این سخن زیبای امام ره که ملاک را وضع حال فعلی افراد مینامد، گذشته ی خود را چنان به رُخ میکشد که نگو و نپرس...
البته بیماری فکری راست افراطی، این نیست که اینبار به کاهدان زده اند و مقام عظمای ولایت را مفتضحانه نشانه رفته اند، "اینها" بشکلی مشخص از چند حرکت "رهبر نازنین انقلاب" نگران و حتی کمابیش خشمگین اند، حال اگر فردی مانند حاج رضا در میان راست افراطی از سر سادگی این "خشم پنهان" را بروز میدهد و چند روز بعدش به توصیه "چند تن از دوستان" آنرا حذف میکند، باید دستهایش را بوسید که نشان میدهد پشت هزاران "جانم فدای رهبر" جاهلانه، گاهأ چه کینه های خاصی بر ضد رهبر عزیز انقلاب در دل میپرورند.
ناراحتی خاص راست افراطی از یکی، دو دیدار مقام عظیم رهبری با مسعود ده نمکی، سید محمدخاتمی و... و انتقادات اخیر رهبری عزیز نظام از "ناراستی پاره ای گزارشاتی که طی سالها به ایشان داده میشده است" و اینکه رهبر بی مانند انقلاب چند بار اشتباهات دولت نهم را آشکارا گوشزد کرده اند. اینها که سالهاست سعی خاصی داشته اند "گزارشگر جامعه به مقام عظمای ولایت" باشند، مسلمأ با برخی جهت گیریهای خاص و هوشمندانه ی رهبری، غافلگیر و برای نخستین بار با زبانی "متلک آمیز" دیداررهبر نازنین انقلاب با مسعود ده نمکی را به عنوان دیدار با فردی که "باند فسادی در تهیه ی فیلمش نقش داشته اند" علنأ به استهزا میگیرند.
جالب اینجا که حاج رضا در دلایل متفاوت و رنگارنگی که برای حذف پست شان راجع به دیدار رهبری انقلاب با مسعود ده نمکی عنوان میدارند، کلمه ای از امکان بی احترامی به رهبر معظم انقلاب نام نمیبرند و سعی دارند نشان دهند این "غرور زشت" را حتی در برابر رهبر انقلاب نیز ادامه میدهند، آری مُرغ برای اینان یک پا دارد.
سپس حاج رضا من را نخست متهم میکند که با وبلاگ خیزش سرخ "همکاری" داشته، سپس نظرشان را عوض کرده و میگویند من از "دل وبلاگ گروهی خیزش سرخ" بیرون آمده ام!، و در نهایت در چرخشی سخیف میگویند که "وبلاگ حزب الله نو حتی شجاعت افراد خیزش سرخ را هم ندارد" . این درحالیست که ایشان بر خلاف توصیه های بسیاری،مداومأ به بحث های موافق و مخالفی با این وبلاگ مشغول بوده و پیوند این وبلاگ را در وبلاگ دوست ایشان، شیمیائی میتوان براحتی یافت!
البته بنده و بسیاری از دوستان با این وبلاگ نظراتی محدود رد و بدل کرده ایم اما مبنای این اتهام "همکاری خاص" چیست؟ حاج رضا - البته بدلیل تقاضاهای مالی و سفارشی که برای مسئولان برای گرفتن بودجه ی مبارزات اینترنتی دارند - بدروغ ادعا میکند "گروهک خیزش سرخ! که بعدها ادعا کند که "بله! این گروهک را هم از پا درآوردم!" چه جالبست چهار، پنج نفر از بر و بچه های انجمن های اسلامی خارج و داخل کشور تبدیل میشوند به گروهک منحرف! سازمان خطرناک! افراد التقاطی! درحالیکه اینان حتی امام خمینی رحمت الله علیه را هم دوست داشتند...
آنهمه پاسدارهای ما زیر اُتوهای داغ منافقین شهید شدند تا امروز حضراتی به نام "دوستان حاج رضا"ادعا نمایند:"حاج رضا در مبارزه با گروهکهای التقاطی تخصصی بالا دارند" ای خاک بر سر تخصص گزافه گویانه و مدعی خواهانه تان که شکستن کمر منافقین را به جای نسبت دادن به مبارزات پاسداران و مردم دلیر انقلاب، به یک مدعی و مغرور تمام عیار نسبت میدهید.
یاد حرف زیبای فرمانده سعید قاسمی میفتم که چندی پیش به زیبائی گفتند:"اخیرأ کلاسی خطرناک در ادعای خون شهدا باز شده است"
کاش میمُردیم و چنین روزهائی را نمیدیدیم که "مفت خوران" و "شعبان بی مخها" و "جوجه چماقدارانی" که الفبای ادب به بزرگان و مسئولان زحمت کش کشور را هم از یاد بُرده اند، چگونه مدعیانه به حرمت شامخ مقام معظم رهبری هم به آهستگی متعرض شده و وقتی دیدند خیلی باصطلاح اوضاع "خراب" شده، به اشاره ی فلان دوست، بدون عذر خواهی و با قیافه ای تمامأ حق به جانب مطلب خود را پاک میکنند.

