تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

کلید خوردن پروژه ی انتقاد مصلحت گرایانه از رهبری معظم نظام توسط راست افراطی

 چگونه نشریه همت به اتهام اهانت به هاشمی رفسنجانی تعطیل شد، و سایت حاج رضا آشکارا به مقام معظم رهبری اهانت کرد و هیچ تذکری هم از احدی نگرفته است...

جای تعجب نیست اندیشه ای که اساسش بر حمله و تخریب بزرگان انقلاب است، یک قدم پای خود را جلوتر گذارده و به آرامی به محدوده ی رهبر بزرگوار انقلاب نیز نزدیک شود. برای اینکه متوجه شویم این جریان بیمار چگونه براحتی "نقد مقام معظم رهبری" را "اصلاحگرایانه" مینامد، لازم نیست آنها را بازجوئی نمائیم.لطفأ اندکی به این جملات رسوا کننده دقت نمائید:

"...بنده فیلم اخراجیها را نقد کردم و هنوز هم به نقد خودم پای بندم هرگز به خودم اجازه نداده ام از فرمان فرمانده ام تخطی کنم اما هرگز فرمانده ام نگفته من قوه تعقلم را به کار نیاندازم هرگز نگفته من نقد نکنم اتفاقا رهبر من دوستدار کسانیست که با تیزبینی با دید اصلاحگرایانه دست به نقد می زنند چرا که نقد موجب زنده شدن و پویایی هر حرکتی است... " حاج رضا بخش نظرات 

البته نقد فیلم اخراجیها، تنها دروغی نیست که در این کلمات ادعا میشود. اینکه ایشان ادعا دارند به نقد خود پایبندند نیز جز دروغی کودکانه نیست چرا که بلافاصله پس از اشتباهی که کردند و سعی نمودند افرادی مانند "مرتضی شیمیائی و ..." را به تأئید حملات شان به مقام معظم رهبری وادار نمایند و نتوانستند، مطلب شان را بلافاصله ظرف چند روز حذف کرده، ادعا نمودند "به مصلحتی پست را حذف کردم(!)" سپس در جای دیگر در دروغی متفاوت با دروغ اول ادعا میکنند"تنها به دلیل درخواست حاج محسن شوریده مطلب را حذف کردم(!)"

این درحالیست که وی کوچکترین احترامی برای امثال آقای شوریده قائل نبوده و نیست و تنها "منافع پر غل و غش سیاسی" خود را مد نظر قرار میدهد.

در نهایت در دروغی باور نکردنی در بخش نظرات وبلاگ آقای داوود آبادی میگوید":برای اینکه صهیونیسم از اختلافات سواستفاده نکند، پست را حذف کردم(!)" یعنی درست ۳ هفته پس از پست اهانت آمیزشان تازه یادشان اُفتاد که بله دشمنی هم وجود دارد!

البته کل مطلب گویا بود. با همان لحنی که به دکتر احمد توکلی آن دروغ کثیف را نسبت داده و ایشان را فردی "مخالف امام ره" جا زده بود مقام عظمای ولایت مورد خطاب غیر مستقیم حاج رضا قرار گرفه بود. این همان دکتر توکلی ست که بر خلاف این دروغ وادعای واهی حاج رضا ،حتی روزنامه ی خود را بسته بود تا مبادا با آگهی دولتی ادامه ی حیات روزنامه ی فردا را تضمین نکند.به نمونه ای از این تلاشهای مذبوحانه توجه کنید:

"...این مطلب برای رشد فکری خودت هم خوب است و می توانی اشکالات خودت را متوجه بشوی در ضمن یکی دو روز پیش با مرتضی شیمیایی صحبتی داشتم وقتی موضوع پستهای تو را برایش گفتم کلی خندید..." حاج رضا بخش نظرات2

وقتی مطلبی مهم مانند بی احترامی به مقام عظمای ولایت براحتی تبدیل به مطالب "نقل و نبات و جوک" های ایشان و حضرت شیمیائی میشود. البته که ایشان بر طبق گفته ی خودشان "امکان" ندارد به مقام عزیز رهبری کوچکترین بی احترامی کند. چرا؟ چون ایشان براحتی آب خوردن ادعا میکند "تمام عمرش را برای انقلاب گذاشته" یعنی که یعنی، اگر هم فکر نمی کنید ایشان همان کسی ست که براحتی دود خوردگان انقلاب را به اندک سوأ نظری راهی سطل آشغال "ضد انقلاب" مینماید، دوباره به پستهای قاطی پاتی ایشان نگاهی بیافکنید که تقریبأ جز "احمدی نژاد" همه ی اصولگرایان را دچار "هرجائی گری عقیدتی" مینامد...و سپس بدون توجه توجه به این سخن زیبای امام ره که ملاک را وضع حال فعلی افراد مینامد، گذشته ی خود را چنان به رُخ میکشد که نگو و نپرس...

البته بیماری فکری راست افراطی، این نیست که اینبار به کاهدان زده اند و مقام عظمای ولایت را مفتضحانه نشانه رفته اند، "اینها" بشکلی مشخص از چند حرکت "رهبر نازنین انقلاب" نگران و حتی کمابیش خشمگین اند، حال اگر فردی مانند حاج رضا در میان راست افراطی از سر سادگی این "خشم پنهان" را بروز میدهد و چند روز بعدش به توصیه "چند تن از دوستان" آنرا حذف میکند، باید دستهایش را بوسید که نشان میدهد پشت هزاران "جانم فدای رهبر" جاهلانه، گاهأ چه کینه های خاصی بر ضد رهبر عزیز انقلاب در دل میپرورند.

ناراحتی خاص راست افراطی از یکی، دو دیدار مقام عظیم رهبری با مسعود ده نمکی، سید محمدخاتمی و... و انتقادات اخیر رهبری عزیز نظام از "ناراستی پاره ای گزارشاتی که طی سالها به ایشان داده میشده است" و اینکه رهبر بی مانند انقلاب چند بار اشتباهات دولت نهم را آشکارا گوشزد کرده اند. اینها که سالهاست سعی خاصی داشته اند "گزارشگر جامعه به مقام عظمای ولایت" باشند، مسلمأ با برخی جهت گیریهای خاص و هوشمندانه ی رهبری، غافلگیر و برای نخستین بار با زبانی "متلک آمیز" دیداررهبر نازنین انقلاب با مسعود ده نمکی را به عنوان دیدار با فردی که "باند فسادی در تهیه ی فیلمش نقش داشته اند" علنأ به استهزا میگیرند.

جالب اینجا که حاج رضا در دلایل متفاوت و رنگارنگی که برای حذف پست شان راجع به دیدار رهبری انقلاب با مسعود ده نمکی عنوان میدارند، کلمه ای از امکان بی احترامی به رهبر معظم انقلاب نام نمیبرند و سعی دارند نشان دهند این "غرور زشت" را حتی در برابر رهبر انقلاب نیز ادامه میدهند، آری مُرغ برای اینان یک پا دارد.

سپس حاج رضا من را نخست متهم میکند که با وبلاگ خیزش سرخ "همکاری" داشته، سپس نظرشان را عوض کرده و میگویند من از "دل وبلاگ گروهی خیزش سرخ" بیرون آمده ام!، و در نهایت در چرخشی سخیف میگویند که "وبلاگ حزب الله نو حتی شجاعت افراد خیزش سرخ را هم ندارد" . این درحالیست که ایشان بر خلاف توصیه های بسیاری،مداومأ به بحث های موافق و مخالفی با این وبلاگ مشغول بوده و پیوند این وبلاگ را در وبلاگ دوست ایشان، شیمیائی میتوان براحتی یافت!

البته بنده و بسیاری از دوستان با این وبلاگ نظراتی محدود رد و بدل کرده ایم اما مبنای این اتهام "همکاری خاص" چیست؟ حاج رضا - البته بدلیل تقاضاهای مالی و سفارشی که برای مسئولان برای گرفتن بودجه ی مبارزات اینترنتی دارند - بدروغ ادعا میکند "گروهک خیزش سرخ! که بعدها ادعا کند که "بله! این گروهک را هم از پا درآوردم!" چه جالبست چهار، پنج نفر از بر و بچه های انجمن های اسلامی خارج و داخل کشور تبدیل میشوند به گروهک منحرف! سازمان خطرناک! افراد التقاطی! درحالیکه اینان حتی امام خمینی رحمت الله علیه را هم دوست داشتند...

آنهمه پاسدارهای ما زیر اُتوهای داغ منافقین شهید شدند تا امروز حضراتی به نام "دوستان حاج رضا"ادعا نمایند:"حاج رضا در مبارزه با گروهکهای التقاطی تخصصی بالا دارند" ای خاک بر سر تخصص گزافه گویانه و مدعی خواهانه تان که شکستن کمر منافقین را به جای نسبت دادن به مبارزات پاسداران و مردم دلیر انقلاب، به یک مدعی و مغرور تمام عیار نسبت میدهید.
  
یاد حرف زیبای فرمانده سعید قاسمی میفتم که چندی پیش به زیبائی گفتند:"اخیرأ کلاسی خطرناک در ادعای خون شهدا باز شده است"

کاش میمُردیم و چنین روزهائی را نمیدیدیم که "مفت خوران" و "شعبان بی مخها" و "جوجه چماقدارانی" که الفبای ادب به بزرگان و مسئولان زحمت کش کشور را هم از یاد بُرده اند، چگونه مدعیانه به حرمت شامخ مقام معظم رهبری هم به آهستگی متعرض شده و وقتی دیدند خیلی باصطلاح اوضاع "خراب" شده، به اشاره ی فلان دوست، بدون عذر خواهی و با قیافه ای تمامأ حق به جانب مطلب خود را پاک میکنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 11:32  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

حیثیت انقلاب ما و بوی مُردار شعبان بی مخ ها...

 

حیثیت انقلاب ما برخلاف پندار جناح چپ، فقر زدائی و ایجاد تعاونی های ارزان فروش نیست. حتی در زمان مولا امیرالمومنین علی (ع) نیز، فقیر وجود داشته است وگرنه داستان آن بزرگمردی که هنگام رکوع، به فقیر کمک میکند بی دلیل و غلط از آب در می آید.

حیثیت انقلاب ما، بر خلاف افکار جناح راستی، تصفیه و سرکوب مداوم جناح های دیگر انقلاب و پر رنگتر کردن مرزهای خودی و نیم خودی و نصفه خودی و...نیست. انحراف در افکار یکی یا دو جریان را نباید خدای ناکرده به "تمامی مردم جامعه" تعمیم داد و خود را بهترین و پاکترین قلمداد نمود که این خود راه شیطان است و بی نسبت با آئین پاک اسلام.

حیثیت انقلاب ما بر خلاف پندار رئیس جمهوری عزیزمان، ظهور مهدی موعود (عج) نیست، که او حیثیت اسلام است. ما مساوی با اسلام نیستیم و خطاهائی داریم که باید نخست به رفع آنها کمر بندیم و کمتر از مهدی موعود (عج‌) خرجهای سیاسی نابخشودنی کنیم. گره زدن مداوم انقلاب و دولت نهم به آن یگانه ی تاریخ، ،جز گسترش موج هتک حرمت مقام امام دوازدهم شیعیان، چه ثمری خواهد داشت؟

حیثیت انقلاب ما بر خلاف افکار منافقین و دار و دسته، ایجاد حکومتی شبیه معمر قذافی یا صدام حسین نیست و نبوده است. چنین حکومتهائی بدلیل تندی مزاج، یا سرنگون میشوند و یا باید هر روز با ترفندی حفظ سنگر نمایند!

حیثیت انقلاب ما با افکار نهضت آزادی بدست نمی آید. کسانی که تنها "کتک خوردن" شان ملس باشد، در جامعه ای که در کوچکترین دعوای خیابانی آن، یکی، دو نفر مجروح میشوند، قدرت دفاع از کشور و آرمانها را نخواهند داشت.

البته در برابر این تفریط ، حیثیت انقلاب ما هم در افراط کردن در شدت عمل و رفتن و تهدید و کتک زدن این و آن نیست! به عکس، تنها چیزی که این انقلاب را با آبرو کرد، بیرون کردن "جاهلان و عیاشان و باج بگیران و نوچه پروران زورگو" بود. اگر روزی "شعبان بی مخ ها" و "اوستا اوستا" کردن های نوچه هایشان به گوش برسد، باید برای آینده ی این انقلاب نگران بود.

چندی پیش، با فردی مجادله ای قلمی داشتم و از طرز برخورد دوگانه شان با ملاقات رهبری عزیز نظام با آقای ده نمکی و اصرارشان بر این حرف باطل که " مقام معظم رهبری با فردی دیدار کرده اند که باند فسادی در تهیه ی فیلم سینمائی اش با وی همراهی کرده اند" گلایه نمودم و از سطح اطلاعات این برادر در ایراد چنین اتهاماتی انتقاد کردم. بلافاصله نامهای "آرش کماندار" و "مرتضی شیمیائی" در دفاع از این فرد در نظرات وبلاگ و...ظهور پیدا کردند...

ولیکن جای این سوال تلخ وجود دارد که اگر این آقایان ادعای "حزب اللهی" دارند، چرا باید اینگونه "نوچه اوستا" وار و به سبک "جاهلین زمان شاه خائن" به دفاع از دوست و مرشد خود برخیزند؟

اگر روزی، دوباره افرادی ظاهر شوند که بوی مُردار همان شعبان بی مخ ها و ارادت ورزان نوچه وارشان را بدهند، وظیفه ی دستگاه های نظارتی و ارشادی نظام ، تماشای "انتقادات معنادار از دیدار رهبر معظم انقلاب با آقای ده نمکی" نیست و هر کوتاهی که در برخورد با گستاخ گران بشود، سیلی تلخی ست که به شکلی مفتضحانه "گوهر ولایت انقلاب" را نشانه رفته است.

بعد التحریر:

با اینکه این فرد، باز هم مرا متهم ساخته و در بخش نظرات شان گفته است :"وبلاگ حزب الله نو فرد مرموزی ست و سالهاست عقبه ی آنرا میشناسم(!)" اما به این دلیل که اصل آن پست اهانت آمیز به مقام محترم رهبری را سرانجام پاک کردند، از ایشان تشکر میکنم. اشکالی ندارد تشکر یک فردی که به گفته ی حاج رضا به شکل مرموزی! وبلاگ حزب الله نو را اداره میکند پذیرا باشیم! یادم می آید در آغاز بحث اتهامات غیر مستقیمی به دیگر دوستان و حتی ... زدند، اشکالی ندارد بگذار به جای بزرگان و دوستان، اینبار حقیر را نشانه روند. به خدا از آغاز هم برای خودم در این بجث به اندازه ی ارزنی ارزش قائل نبودم،هر کاری کردم از معنادار بودن پشت پرده برخی جملات ایشان و از اهانت احتمالی به مقام نازنین ولایت ناراحت بودم که با حذف این پست شان، حاج رضا نشان دادند درباره ی حرمت مقام بی مانند رهبری آنچنان هم که متأسفانه برای مدت کوتاهی نشان دادند، الحمد الله بی احتیاط نیستند و این جای تشکر دارد. اما اگر دوست دارند به من هر اتهامی بزنند، به خدای بزرگ واگذار میکنم، خداوند هم رحیم است...اما من حاج رضا را منافق و ...نمیدانم، اگر ایشان درباره ی مسائل با اندکی دقت بیشتر بنویسند، بخدا از من هم بهترند.

در ضمن به دو دلیل پست فعلی را حذف نمیکنم، یک اینکه درباره ی شخص ایشان نیست، دومأ انتقادی ست بر این مبنا که دوستی ها و رفاقت ها نباید سبب شود "حق" را به چاه افکنیم. نکته ای بس ضروری ست که متأسفانه بشکلی ناپسند دارد زیر پا گذاشته میشود و باید امر به معروف و نهی از منکر نمود تا حتی اگر هم فلانی را "سالهاست دوست" داریم، با وی در اداره ای "همکار" هستیم  و وی را "دوست نزدیک حزب اللهی" خود میدانیم، این دلیل نشود از هر حرف وی دفاع ۱۰۰% نمائیم که اینها نشانی از "اخلاق اسلامی و حزب اللهی حقیقی" ندارند، انشالله.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 14:2  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

دلیل تعلل نظام در برخورد با نیروهای خودسر چیست؟

با تأکیدات موکد مسئولان عالیرتبه نظام، نیروههای خودسر و افراطی، خطر عمده ای برای انقلاب محسوب میشوند. حتی دکتر احمدی نژاد نیز چندین بار و در انتقاد به واگذاری طرح های  امنیت اجتماعی و مبارزه با بد حجابی به صراحت گفته اند:" من اجازه نمیدهم که مسئولیت این دست کارها، به جائی واگذار شود که حتی فرماندهی مشخصی ندارد"

با نزدیک شدن به زمان انتخابات، ضرورت برخورد جدی با این نیروهای خودسر افزایش میابد. در سال گذشته دیدیم که حتی دولت نهم با عوامل سایت خبری نوسازی، بشدت برخورد کرد. این نشان داد که این دست نیروها، نه تنها تابع رهبر معظم انقلاب نیستند، که حتی مایل به شاخ و شانه کشیدن با دولت نهم نیز میباشند.

تعلل نظام در برخورد با نیروهای خودسر، توان عملیاتی نظام را در برابر یک حادثه ی غیر مترقبه، بشکلی جدی کاهش خواهد داد و بار و دامنه ی خسارات حوادث طبیعی یا نظامی دشمن احتمالی را پیچیده تر خواهد کرد. اکنون که به حمد الله نیروهای اُصولگرا توانسته اند بر ارکان اجرائی و قانونی کشور مسلط شوند، نباید اجازه داد افرادی که کینه ی بزرگان انقلاب را در دل میپرورند در فضای اینترنتی "قدرت رسانه ای" کسب کرده، به شانتاژهای "خاص و ترفند آمیز" شبه سیاسی دست زنند.

تعلل نظام و دستگاه های نظارتی در محدود سازی این دست نیروها و وبلاگها، که هر روز "شخصیت دیگری" از انقلابیون را مورد حملات ناجوانمردانه قرار میدهند، به تضعیف بنیه ی انقلاب و چند دستگیهای خطرناک سیاسی در داخل کشور منجر خواهد شد. در روزهای آتی، بیانات قابل پیش بینی ایام انتخابات رهبر بی مانند انقلاب اسلامی، ثابت خواهد کرد "مارهای خوش خط و خال" نفاق سیاسی که رنگی بظاهر تند و تیز و انقلابی هم به خود گرفته اند، چقدر برای آینده ی انقلاب و کشور ضروری یا غیر ضروری هستند.خوبست دستگاه های نظارتی با دقت بیانات رهبری عزیز نظام را دنبال نمایند.انشالله

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 14:22  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

"خانه ی صدام" و هشدارهای حاج رضا به بالاترین مقام نظام؟!

 

"خانه ی صدام" ساخته ی شبکه ی آمریکائی اِچ بی اوی آمریکاست و نسبتأ ساخته ی قوی و بی طرفی ست و حتی بطور ضمنی به چراغ سبز آمریکا به صدام در حمله به ایران و حتی اشغال کویت اشارات تکان دهنده ای میکند. این شبکه ی آمریکائی و استودیوی آمریکائی ست که این تصویر بسیار نزدیک به صدام جلاد و هراسناک از اطرافیانش را میسازد. اما در ایران، ما هنوز نتوانسته ایم یک فیلم، سریال و حتی مستندی قوی درباره ی صدام بسازیم که به نسل جوان نشان دهد این چه دیو خون آشام و سیری ناپذیری بوده است....میدانید چرا؟ چون ما درگیر باند "جهل"شامل عده ای نادان و متحجر و خودسر و یا  باند "بی بند و بار" شامل افراد لیبرال مسلک و مارکسیست زده هستیم.

مثالی از گروه اول میزنم، آقای "حاج رضا" برای اینجانب تذکرنامه داده اند! که چرا من از اعدام منافقین انتقاد کرده ام! جالب اینکه من هرگز چنین انتقادی نکرده ام! کل وبلاگ مرا بگردید و اگر چنین انتقادی دیدید جایزه دارید! دروغ که هناق نیست!البته که حاج رضا میگوید! تنها حرفی که من زده بودم این بود که رهبری بی مانند نظام از پاره ای اعدامهای اوایل انقلاب ممکنست رضایت نداشته باشند، و اینرا بیش از دوبار، دستکم درسند رسمی حکم ریاست جدید دادگاه ویژه ی روحانیت و دیدار با مسئولان زندانهای سراسر کشور، اظهار داشته و از "عجله کاریها و خطاهای اوایل انقلاب" نام بُرده و خواسته اند که در دوره ی جدید، از این دست اقدامات خودداری شود.

البته حاج رضا بلافاصله با لحنی سرزنش آمیز برای رهبر عزیز انقلاب نیز تأئین تکلیف کرده و ادامه میدهند که ":منافقین قصد داشتند ظرف یک هفته ایران را بگیرند و اعدامهای تابستان سال ۶۷ ضروری بود" عجب! اولأ مگر ایران بازار شام است که گروهک شکست خورده ی منافق ایران را یک هفته ای بگیرد؟! آیا این کلام فردی ست که ادعای "در میان مردم" بودن و "حزب اللهی" دارد؟! کدام فرد نادانی ست که حتی ادعا کند منافقین ظرف یک هفته میتوانستند ایران را فتح کنند و این اعدامها برای جلوگیری از آن بوده است؟؟ جدأ در این میان آیا حاج رضا جزو همان فریب خوردگان خزعبلات رجوی ها نیست؟!

دومأ چه کسی از منافقین و اعدامهای آنان حرفی زد؟ من گفتم درباره ی انجام اعدام مهدی هاشمی، حرف و حدیث فراوان بوده است و بر طبق نظرات آقای سلیمی نمین و آقای منتظری، متأسفانه آقای رفسنجانی دراینباره فشارهای آورده است که این فشارها با رضایت کامل مقام نازنین رهبری همراه نبوده است...
این حرف چنان حضرت حاج رضا، را برآشفته که ایشان شمشیر دفاع از رفسنجانی برداشته و حتی دارند محترمانه رهبر معظم انقلاب را سرزنش میکنند!

گویا رهبر نازنین انقلاب "حق" ندارد کلمه ای درباره ی گذشته بگویند! فقط آقای رفسنجانی حق دارد درباره ی گذشته خط خطی نمایند! اگر کلمه ای هم از رهبر عزیز انقلاب موجود باشد که از گذشته و پاره ای اشتباهات گذشته انتقادی شده باشد، البته حاج رضا و باند محترم هستند که "چون و چرا" کرده و آشکارا "نه" بگویند! آخر سئوال من اینجاست مگر برای مثال آقای لاجوردی و رفسنجانی چه قدیسه هائی هستند که اگر رهبر انقلاب هم بخواهد حرفی بزند باید با "تهدید پنهانی" حاج رضاها روبرو شوند؟

آری برادرانم، خواهرانم، اینست دامنه ی منافقانه و تنگ "ولایت پذیری" نیروهای خودسر.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:36  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

آنان که غنی ترند، اُفتاده ترند...

سلام بروی ماهت آقای محسن شوریده. من یک تار موی تو را به دنیا عوض نمیکنم برادرم، مگر همین تو نبودی که سالها پیش لب به انتقاد از "بعضی ها" پرداختی آنهم به گونه ای که دست هیچ دشمن چیزی نیفتد، یادم هست نوشته بودی :"...این روزها روز بسیج است، اما بسیج امروز کجا و بسیج سالهای دفاع مقدس کجا؟..." هرچه گشتم آنرا در آرشیوت نیافتم.کاش یکبار دیگر آنرا برایم بفرستی.من هم نباید این را پیش بکشم، زیرا که تو چون کوه صبوری.

برادر بزرگوارم، نوشته بودی که بحث را رها کنم، دل امام ره خون نشود، چشم. من اصلأ با این دست افراد کاری ندارم، فقط دلم سوخت که حاجی داوود آبادی با خلوص گفت:"هرچه رهبرم بگوید با جانم میپذیرم" اما در جوابش با هزار چون و چرا در حرف رهبری...بعد ادعای پیروی کامل دارد و....دکتر توکلی عزیز را متهم به مخالفت و دشمنی با امام (ره) میکند و...


من به احترام تو بزرگ سر بر میدارم از این مجادله اما بگذار این نکته را بگویم چون مُدام متهمم میکند پاسخ شان را چاپ نمیکنم، اینهم نمونه ای از پاسخ این بزرگوار تا بدانید و بشنوید با "چه دیدگاهی بزرگوارانه ای" در حال مجادله بودم، جوابهای کوتاهی را در میان پرانتز از خودم آورده ام:"....من سایت و وبلاگهای متعدد دارم ...(میبخشید که ما نمیدانستیم، شما "خیلی" دارید حاج آقا،خیلی...)...... از چه می هراسی از اینکه نتوانی جمعش کنی از اینکه کسی چیزی بگوید که مشخص بشود از کجا سیراب می شوی ؟...(حاجی جان ما از هرچه سیراب شویم از چون و چرا در حرف رهبری بزرگ انقلاب و اهانت به توکلی و مهاجری و رضائی و قالیباف و لاریجانی و مهدوی کنی و...سیراب نمیشویم و ما را میبخشید که اینطوری سیراب نشدیم تا حالا)..... آقا محسن است هنوز فرمانده است اما دارای اشکالاتی هست...(ممنون که تذکر دادید، حتمأ "همه ی انقلاب" به راه شما اصلاح میشوند، این اشکالات و انحرافات را میبخشید حاج جان؟)......اما اینکه لینک یک وبلاگ که مخاطب اندکی دارد در سایت تابناک در بخش سایتهای خبری قرار می گیرد نشان از رابطه ای تشکیلاتی دارد....

 

میدانی جمله ی آخرش مرا دارد نابود میکند چرا که به شرافتم قسم تا این لحظه اساسأ خبر نداشتم فلان سایت به من پیوند داده است. از اتهاماتشان میگذرم، اما ببینید "درد" این آقا از کجاست، از فقر و بدبختی و غزه و صهیونیسم و آمریکا و...نیست، از اینست که چرا فلان سایت به من پیوند داده و بدون اینکه جویا شود اتهام "رابطه ی تشکیلاتی" میزند. همان حرفهائی که زمانی میزدند تا "بودجه" تهیه شود. برای مسئولان نظام ادعا میکردند که دارند "خیل خیل" به حلقه ی نظام وارد میکنند! درحالیکه دسته دسته را وازده و از نظام دور میکردند. با برخوردهای زشت. بی ادبانه. تحقیر آمیز. اتهام های فریب کارانه.

 کسی هم نمیگوید ایشان "رجوی" هستند. اما من یکبار سربسته گفتم باز هم میگویم،همان فرموده ی رهبری بی مانند انقلاب است، اهمیت تحصیل و یادگیری و شناختن و ادب آموزی...نه اینکه جواب داده شود":..من همینم که هستم، سطح اطلاعاتم هم همینست!..." اگر خودشان اعتراف دارند به این "محدودیت اطلاعات" پس چرا مینویسند و مُدام در حال "نقد" بزرگان هستند؟ آیا تقوا ایجاب نمیکند انسان اطلاعاتش را تکمیل کند و بعد حرف بزند؟ اگر اینست منطق ایشان، اینکه همان منطق اسرائیل و هیتلر و بوش است...که کاری "ناآگاهانه" میکنند بعد میگویند:"خب نمیدانستیم ! ایرادی ندارد!" به سخنان بوش فریبکار گوش دادید چند روز پیش که عین همین استدلال را... 

میدانید، احترام شما برای من واجب است و این آخرین نوشته ی من در این باب بود اما حاجی شوریده ی نازنینم، چند ماه پیش با یک روحانی اهل آذربایجان و یک روحانی اهل شُمال ملاقات داشتم، جلسه ای بی نظیر بود. روحانی اهل شُمال آنجا گفته ای زیبا گفتند که:":" بعضی ها خیلی هم چهره ای تند و حزب اللهی و ظاهر الصلاح دارند اما روایت از ائمه ی معصومین داریم در میان همین افراد، هستند کسانی که حتی نفس کشیدن با آنها زیر یک سقف مسئله دارد و جواب سخت آخرت میطلبد..."

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 10:17  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |