با سخنان جالبی که رهبر عزیز انقلاب اسلامی در دانشگاه علم و صنعت بیان کردند، باز هم طبق معمول دو دسته، یکی با ستایش افراطی و ریاکارانه و یا از آنسو با اهانتهای کثیف و زننده، آن دوگانه همیشگی را به نمایش خواهند گذاشت. من اینجا اما میخواهم چند نکته را برادرانه و انقلابی در میان گذارم، انشالله که اگر کوچکترین سر سوزنی جسارت در این حرفهای حقیر هست، مقام محترم رهبری مرا عفو پدرانه میکنند؛
۱- دفاع رهبری بزرگوار از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، شاید برای نخستین بار، بسیار منطقی و با دلایل مثبتی همراه بود. من بشخصه، شاید برای اولین بار، نگاهم به احمدی نژاد تا حدی جدأ مثبت شد.
۲- در سخنان مقام رهبری عزیز انقلاب، اشاره ای به ضد اختناق بودن دانشجو و چند نکته ی دیگر از صفات انقلابی دانشجویان شد. اما در ادامه ی سخنان ایشان و در توضیح درباره ی این نکات، تمامی این موارد بجز مورد "ضد اختناق" بودن دانشجو، کاملأ شرح داده شد. جای این پرسش هست که چرا این نکته در سخنان رهبری نازنین انقلاب، ناگهان گُم شد...
۳- مقام بی مانند ولایت برعدالت طلبی تأکید ویژه ای میکردند. حتی برای اولین بار از تعبیر "شاه سلطان حسین" ها استفاده نمودند. این قسمت یکی از بهترین قسمت از سخنان رهبری عزیز بود. البته جای این نکته که چرا پس از سی سال از انقلاب اسلامی، زمینه ی ظهور سلطان حسین ها تا این اندازه در بطن نظام سیاسی ما فراهم است،در سخنان رهبریت مهربان انقلاب خالی و ناپیدا بود.
۴- رهبری عزیز انقلاب، شاید برای نخستین بار و بشکلی ضمنی، گفته ی انتقاد آمیز خود بر ضد جناح چپ نظام را در زمان دولت آقای هاشمی پس گرفته، و بجای اعتقاد بر اینکه "چوب لای چرخ دولت میگذارند"، به این نتیجه ی جالب و شگرف رسیده اند که این "جناح راست" بود که "چوب لای چرخ انقلاب و مردم" میگذاشت.
۵- رهبری عزیز انقلاب تأکید کردند که تشکلهای دانشجوئی حزب نیستند اما سیاسی و اجتماعی هستند. این بسیار زیبا و معنادار بود به نظرم. و برای نخستین بار وظیفه ی جلوگیری از انحراف نظام را گوشزد کردند. پس حتی نظام اسلامی ما هم ممکنست منحرف شود و این نکته ی بی مانندی بود.
۶- تمایل رهبری به حرکت های سریع دانشگاهی، خیلی زیبا بود. البته علم هم تنها به مدارک عالیه نیست. تب مدرک گرائی، جامعه ی علمی ما را فلج کرده است. با جسارت هم بگویم، همه چیز هم فرا تکنیکی و علم نانو نیست . هر کسی هم نتوانست درس بخواند، ذلیل نباید شود.در ایرلند، بیکاران و ولگردان را پول نقد میدهند تا آشغالها را جمع آوری کنند. این هم علم شهرداری و تمییزسازی ارزان و قدرتمند است. ما تا زیرساختها را قوی نکنیم، هرگز از علم های فرا پیشرفته بهره برداری دقیق نخواهیم کرد.
۷- رهبری خوب ما، از نبود زمینه ی فعالیت های تشکلها در برخی مراکز انتقاد کردند. براستی، "حضرات" بگیر و ببند و پلمپ کردن درب انجمن اسلامی ها و جنبش عدالتخواه دانشجوئی ها و...، شنیدند؟
۸- خستگی مقام عزیز رهبری، نشان داد ایشان این مطالب را واقعأ با فکر گفته اند نه مثلأ از روی نوشته یا حفظ کردن. این نشان از دلسوزی ایشان دارد.دلسوزی و هشدارهای آگاهانه به کم بودن وقت ملت در این راه پُر مخاطره. شاید تنها اختلاف رهبر عزیز انقلاب با احمدی نژاد در این باشد که ایشان میدانند دیگر فرصت اداره ی کشور با نفت ۱۰ دلاری وجود ندارد...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 10:48  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
۱- جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بشدت به طرح وحدت ملی انتقاد میکند. حالا مگر چقدر مهم است که نگران میشوند؟ من اساسأ با طرح دولت وحدت ملی موافقم اما دامنه ی محدودی که دارد را نمیپسندم. اما اینکه اینها اینقدر نگران هستند از این طرح، نشان از "ضعف ایدئولوژیکی" جمعیت ایثارگران دارد. مسلمأ جمعیت دیگر میداند احمدی نژاد با آنها همکاری حقیقی نخواهد کرد اما خودشان را در وضعیت "بی کاندیدائی" دیده، "هراسی مرگبار از سقوط ایدئولوژی جناح راست احمدی نژاد" دارند، گویا با سقوط احمدی نژاد، انقلاب نابود خواهد شد. ببینید این طرز فکر چقدر ارتجاعی ست؟ چقدر سبب تقویت فکری جریان های مقابل جمعیت ایثارگران میشود؟ اینها با این کارها، خودکُشی سیاسی میکنند.
۲- پدرم تعریف میکند که بچه های عضو سازمان پیکار میرفتند هفت، هشت نفری ناگهان از میان طبقات مختلف دانشگاه و یا مدرسه بلند میشدند واعلامیه پخش میکردند. این کارشان، این نظمشان در پخش اعلامیه، زبانزد بود. میخواهم بگویم اعضای یک سازمان الحادی، در تبلیغات خود اینهمه برنامه داشته اند و ما به عنوان مذهبی های کشور، دلمان به روزنامه ی کیهان خوش است که برای لائیکها و مومنان ملایم حرف های عجیب و غریب درمیاورد، دلمان خوش است چند نفر تند و تیز گاهی مردم را میزند، دلمان خوش است گاهی جوانان مان معتکف میشوند! و...اینها را تبلیغات اسلامی مینامیم! خاک بر سر ما که اندازه ی پیکار ملحد و انحرافی عرضه فرهنگی نداریم.
۳- هر وقت درباره ی مقام محترم ولایت کوچکترین نظری میگذارم، سریع "دوستان" بایکوتم میکنند. باورکردنی نیست وقتی خود مقام نازنین رهبری نظام بیش از ۳ بار تأکید داشته اند که "اگر نظری متفاوت با من داشتید، ارائه دهید"، هنوز دوستان اینقدر تنگ نظر و احساساتی هستند. بخدا من عاشق مقام ولایتم اما با تعبیری که درباره ی آقای مصباح یزدی کرد و به نحوی ایشان را بالاتر از شهید مطهری نامیدند، مخالفم و آن گفته را نشان از بالاترین حد هوش سیاسی رهبر نازنین انقلابم نمیدانم. اگر قرار باشد تا این اندازه خودسانسوری داشته باشیم، چرا مردانه کرکره ی وبلاگها را پائین نمیکشیم؟ این کارهای برخی دوستان عزیز من، مسخره بازی ست که وقتی درباره ی رهبری حرفی میزنم ، دوستان عزیزم...بگذریم.بهتر است حرفی نزنم. یاد مدرس نازنین میفتم که گفتند ":بیائید اگر قرار است در تاریخ نابود شویم، دستکم با دست خودمان نشویم". نمیدانم چرا دیگر احدی گوش نمیدهد؟ براستی که در این خانه کسی نیست و آنها هم که هستند متأسفانه میدانند بهترین راه، "نشنیدن" است...خدا تک تک ما را عاقبت به خیر کند، الهی آمین.
۴-۴- این هم نوشته ی دوست من است که طی آن گفته شده که ریاست خبرگزاری فارس از اینکه پسر آقای سلیمی نمین با دانشگاه آزاد مشکل پیدا کرده است، بشدت ناراحت میشوند. خیلی جالب است، گویا در این کشور دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد، دقت کنید تمامی نگرانی مدیریت خبرگزاری فارس در این جمع است که آقای سلیمی نمین و خانواده راضی باشند و کوچکترین حقی از ایشان ضایع نگردد. من سلیمی نمین را خیلی دوست دارم اما مراجعات اینچنینی برای گرفتن حق را نمیپسندم. اگر حقی ضایع شده است نباید برویم بر سراغ خبرگزاری ها، مگر اینکه از قانون قطع اُمید کرده ایم. شاید هم قانون در جامعه ما مُرده است اما باز همان جسد مُرده برای ما از شانتاژ کاری خبرگزاریها بهتر است. اینهمه ظلم و ستم روزانه در کشور جاری ست و مدیریت یک خبرگزاری سوار بر پول بیت المال دارد از ناراحتی یک خط سیاسی از خط دیگر اینگونه بر می آشوبد. شاید هم من فردا متهم شوم به همکاری با تیم هاشمی رفسنجانی، چرا که نه، وقتی ما در دیروزمان بخاطر یک انتقاد از هاشمی متهم شدیم که "مخالف هاشمی، مخالف رهبر است" الآن هم حرفه ای ترین انگ سازان میدانند چگونه ما را به هاشمی گره بزنند، برایشان بخدا آب خوردنی بیش نیست...!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 10:29  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
من عاشق رهبر عزیز انقلابم هستم و در این راه به احدی باج نمیدهم. از همان آغاز بچگی دوست داشتم ایشان رهبر شود. این حسی عجیب بود برای من. ...اینها گذشت، و ایشان به منسب رهبری نظام رسیدند.من ایشان را هنوز خیلی دوست دارم. اما شرط طلبگی و دانشجوئی هم میدانم که از "پنهان" کردن نظرات و "نفاق" نیز دوری جویم. یک دیدگاه نسبت به رهبر بی مانند نظام مان دارم و آن اینکه چون ایشان دلشان برای ایران و اسلام میتپد، خیلی دوست دارند که همه چیز زود ثمر دهد. حتی ایشان یکبار بشکل ضمنی جناح چپ نظام را مایه و دلیل کندی کارهای دولت دانستند. باور کنید به اندازه ی ذره ای نمیخواهم به این نازنین و یادگار انقلاب مان نقدی کنم خدای ناکرده اما میخواهم در عین حال بگویم که همین دوست داشتن زیاد ایشان، شاید فقط ذره ای، کارها را در مسیر "عجله ی ناخواسته ای" سراشیب میکند. محال است کشور بخاطر فلان جناح نتواند به آرمانهای انقلاب برسد یا فلان کس و فلان دوستانش تنها بتوانند "ناجی" ملت باشند.بگذار خاله زنکهای بظاهر رادیکال و سفت و سخت حرف درآورند که :ببینید چگونه به رهبر والامقام نظام اهانت میکند!" اینها سالهاست تلاش کرده اند با جنگ های روانی خاص، در کارهای رهبری نظام دخالتهای نابخردانه ای داشته باشند، اما رهبر فرزانه ی ما اینروزها بیش از گذشته طردشان کرده اند.
نمیدانم اما حس میکنم این "عجله" با اینکه ذاتأ از جانب رهبری نظام نیست،اما از جانب برخی نزدیکان بیت ایشان مُدام تقویت میشود. پیروزی، خودکفائی، استقلال و سربلندی در سایه ی صبر حاصل میشود و ناصبوری، ناراحتی خدای متعال را از ملت ما موجب خواهد شد. نمیدانم و اساسأ خود را مقامی نمیدانم که کلمه ای درباره ی ولی عزیز فقیه نظری بدهم که دست دشمنان نظام حربه ای کثیف بیفتد، ولی من باور ندارم به "حزب اللهی یک شبه". یک حزب اللهی یک شبه و تند وتیز، یک شبه هم روزی برخواهد گشت. مگر همین اتفاق درباره ی برخی از خط امام نیفتاد؟ "بسیجی یک شبه" همان میشود که رئیس بسیج دانشجوئی بی سر و صدا برکنار میشود، همین امسال، حالا از چرایش بگذریم...
من یک پسری کوچک دارم. چه ایرادی دارد کتابهای تاریخی آقای دکتر کاتوزیان - که از موافق و مخالف نظام همه به بی طرفی ضمنی وی گواهی داده اند - در ایران چاپ شود؟ من میخواهم پسرم سازمان مجاهدین خلق را بشناسد. از سلامت اولیه تا برخی انحرافات بعدی شان. بخدا به پیغمبر به ائمه ی اطهار قسم کسی که یک شبه هوادار نظام شود و ظاهری افراطی داشته باشد بدرد نظام نمیخورد.
حزب اللهی باید متولد شود.بادرد و سختی و طی زایمان سخت کوشی های مادرِ انقلاب. نطفه های آزمایشگاهی و راحت طلبانه ی بسیج مآبانه، آنهم با وامهای مشکوک "میلیونی" کجایش بسیجی واقعی ست یا بوی فداکاریهای بسیج واقعی را میدهد؟ متأسفانه برخی مسئولانِ بظاهر دو آتشه ی ما به بسیجی بچشم "پیاده نظام" انتخابات و مانورهای داخل شهری نگاه میکند. این انحراف زننده و غیر قابل جبرانی ست، این یکی را که مطمئنم که به دردسرهای خطرناکی منجر خواهد شد. ببینید چه زمانی این را گفتم عزیزان...
دلیل اصلی اینکه شعارهای گروهکها - در زمان آقای احمدی نژاد- از دیوارهای شهرها (بخصوص تهران) برای همیشه پاک شد برای این بود که نسل جوان هرگز نفهمند و نشناسند بدیها و خوبیهای افراد و جریانها را و به نظرم کسانی که با ظاهری حزب اللهی این کار را بشکلی سیستماتیکی در تهران و... انجام دادند بزرگترین خدمت را به حذف و نابودی حافظه ی تاریخی انقلاب انجام دادند، واقعأ باریک الله و صد آفرینی قلبی از جانب عمو سام به این عزیزان بظاهر دو آتشه...
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 11:45  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
سالهاست دغدغه ی دلسوزان نظام، نگاهی دوباره به اشتباهات انجام شده در سالهای گذشته بوده است. این مهم البته توسط مسئولان نظام متأسفانه کاملأ فراموش شده است. هیچ کس نمیگوید دوباره تجربه ی دوم خرداد و اشتباهات گاهأ تندروانه برخی افراد آن دوران تکرار شود. اما سیاست "سکوت محض" هم نادرست است. اشتباهاتی که به زیبائی در پایان نامه ی مقام رهبری به ریاست جدید دادگاه ویژه ی روحانیت آمده و بشکلی باورنکردنی گوشزد شده است:"...و از تندرویهای این دادگاه در دوره ی سابق خویش، خودداری گردد"...
مسلمأ ادعای مخالفین نظام درباره ی کشتار بی حساب و کتاب در زندان اوین، بخصوص تابستان سال شصت و هفت، اگرچه فریبکارانه، بزرگنمائی شده و همراه با اغراقهائی هست اما نشانگر این نیست که پاره ای افراد در مواردی محدود تندرویهائی نکرده اند.سالهاست داریم از شهید اسد الله لاجوردی که با مافیای گروهکها برخورد کرد سخنان قهرمانانه میرانیم، اما احدی از انقلابیون به خود جرأت نداده درباره ی یکی دو مورد اشتباهات آشکار این شهید سخنی به میان آورد. این جو سانسور و "حق ندارید درباره ی فلانی حرفی بزنید وگرنه..." اسلامی نیست. خواست امام و مقام محترم رهبری و انقلاب عزیز اسلامی و شهدای جان برکف این مرز و بوم نیست. آقای پور محمدی انتقاداتی را نسبت به دولت نهم مطرح میکنند. من هم از منتقدان جدی این دولتم و به ایشان در این زمینه تبریک میگویم که با جرأت انقلابی برخورد مینمایند. اما همه ی مشکلات جهان و ایران هم "احمدی نژاد" نیست. احمدی نژاد دستکم در تئوری هنوز سالم است و جای این اُمید هرچند کمرنگ وجود دارد که با دست برداشتنشان از شعارهای افراطی پوپولیستی، کمی واقع بینی چاشنی راه خود نمایند و از سیاست جناح راستی "حذف" که به ایشان حقنه شده است، برای یکبار هم که شده دوری گزینند. اما برادر نازنینم پور محمدی که این انتقادات را به برادرم احمدی نژاد دارد، هنوز از بازگوئی کوچکترین ناگفته ای از دوران گذشته ی خویش و هیئت سه نفره شان در زندان با همراهی آقایان نیری و اشراقی، سرباز میزند. هنوز که هنوز است منبع روایتی مدافعان انقلاب در این زمینه مبهم است و معلوم نیست چرا جز آقای بادامچیان - که اساسأ خاطرات آقای منتظری به ایشان ارتباط دقیقی نداشته!- ، چرا احدی از آقایان نتوانسته جوابی قانع کننده به کتاب خاطرات آقای منتظری بدهد؟ گویا پاره ای از عزیزان ما هراس دارند که با کوچکترین اذعان به اشتباه، خطا و یا تندروی، سازمان نابود شده ی فُرقان، گروه منحله ی پیکار، و یا حزب به خاطرات پیوسته ی توده از آنها به دادگاه انقلاب شکایت کند!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 10:24  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
بسم الرب شهدا و الصدیقین
با درود و سلام به امام راحل(ره)، انقلاب نازنین اسلامی و شهدای جانبرکفی که که تا آخرین قطره ی خون با صدامیان جنگیدند. دکتر احمدی نژاد، تلاش زیادی کردند که این "انقلاب" عزیز را به سرچشمه هایش بازگردانند، اما به ۳ دلیل به ناکامیهائی در این راه برخوردند، نخست استفاده از عناصری که درد "رقابت" شان از درد "دین" شان "بالاتر" بود، امثال برادرم صفار هرندی، صادق محصولی، مهرداد بذرپاش و...دوم ناشناختگی عناصر دلسوخته و زجر کشیده ای انقلاب توسط ریاست جمهو و تیم همراه، سوم انتقاد پذیری در حد صفر، ارائه ی چهره ای عصبی از انقلاب در سطح جهانی و دادن تعابیری افراطی از هلوکاست که بعدها به عقب نشینی های ناشایست تری با ادعای زننده ی "اسرائیل دوستی" همراه شد. اما ملت حزب اللهی انشالله با معرفی کاندیدائی صالح، خلأ انتخاباتی پیش روی را برطرف خواهد کرد. ما به برادر عزیز آقای احمدی نژاد خیلی فرصت دادیم، کاش ایشان اینبار به فردی صالحتر فرصتی دهند تا کشور به تعبیر رهبر عزیز انقلاب آیه الله خامنه ای را، به سمت و سوئی "نو" پیش ببرند. موفق باشید و یادتان باشد بدنه ی حزب اللهی اصیل کشور و خط امامی انقلاب از مهندس میر حسین موسوی حمایت میکند.و تو ای برادر ارزشی ما، میر حسین موسوی، ای یادگار امام راحل و ای کسی که توسط امام (ره) "فرزند انقلاب و محبوب دل امام" خوانده شده اید، این دعوت ما دلسوختگان انقلاب و حزب الله را پذیرا باشید. یا علی و علی علی به اُمید پیروزی حزب الله اصیل محمدی بر حزب اللهی نمایان جعلی ظاهرگرا.
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 20:24  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|