تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

دلیل هراس از میر حسین چیست؟

 

دوست عزیزم حامد از وبلاگ صبح دلیل آورده اند که احتیاجی نیست میر حسین بیاید چون احمدی نژادی جوان وجود دارد و اصولأ میان این دو فرقی نیست! اما اگر جدأ میان این دو فرقی وجود ندارد دلیل این "هراس پنهان" چیست؟ دلیل وحشت پاره ای از عناصر بظاهر و منتسب به جریان حزب اللهی از میر حسین موسوی چیست؟ مگر این همان میر حسین موسوی نست که امام فرمودند فرزند اسلام و انقلاب هستند و با استعفای ایشان از نخست وزیری مخالفت کردند؟ حالا حامد و حامد ها نگرانند که مبادا میر حسین بیاید! ترس به جائی رسیده که ادعا میکنند "این همان احمدی نژاد پیر است، پس اساسأ چرا بیاید؟!" میر حسین موسوی را تبدیل به پیری خرفت میکنند که بدلیل سن زیادش لیاقت آمدن ندارد. البته اینها همان ها هستند که تا دیروز میگفتند "احمدی نژاد معجزه ی هزاره ی سوم!" خیال میکنید چه شده که دوستان راضی به این شده اند که فلانی نسخه ی جوان مانده میر حسین است؟ اینها همان ها بودند که تا دیروز میر حسین را فاسد میدانستند و احمدی نژاد را از آب زمزم پاکتر. مگر کم پشت همسر میر حسین حرف درآوردند؟ مگر نمیرفتند زمان شاه را میگشتند تا ثابت کنند :"بله فلانی فاسده، بی حجاب و ...بوده است!" اینها را هم با ادعا و افاده میگفتند!..البته برای حقیر ریشه ی این جریان مشخص است. اینها نه "خط امام" را از جان میشناسند و نه "خامنه ای" را بدون نسخه ی جعلی جناح راست فهمیده اند.اینها پس از فوت امام راحل، بسرعت در برابر بازماندگان امام حالتی واکنشی به خود گرفته، فریب "دوگانه" ی تلقین شده ی "خمینی"، "خامنه ای" را خوردند. همان دوگانه ی منافقانه ای که مانند موریانه به جان انقلاب اُفتاد، به جناح راست این برگ سبز ظاهری را داد که تمامی بازماندگان خط امام را با چوب "ضد ولایت فقیه" برانند. همان دوگانه ای که تنها دو جریان اصیل و ریشه دار انقلاب را به جان هم انداخت و کار به جائی رسید که حتی توانستند در دفتر مقام محترم رهبری نیز نفوذی قابل تأمل نموده، و وظیفه ی این دفتر که همانا ارائه الگوی انقلاب بود را به آسانی با ارائه ی الگوی "حذف" تحریف نسبی کرده، زحمات آن رهبر فرزانه در اتحاد اسلامی را به  انحراف تخریبی تلخی سوق دادند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:17  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

دوستانم حزب اللهی ام را دوست دارم!

 

تلاش زیاد میشود از راه دور شویم، خسته و زده شویم، تلاش سنگینی در جریان است که که پرونده سازی های خاص شود. حقیقت تلخی ست که هنوز بعد از آنهمه تأکیدات مقام عزیز رهبری به حفظ و حراست از دوستداران و ستون فقرات نظام انقلابی، هنوز بخشی از نیروهای نزدیک به جریان شبه اطلاعاتی کشور، بجای اینکه قدر سرمایه ها و امکانات این کشور عزیز، این انقلاب اصیل و این رهبر فرزانه را بدانند، گوش به فرمان عناصر کوتوله ی سیاسی و کوتاه قد اطلاعاتی مانده و برای دلسوازن انقلاب پرونده سازیهای آشکار و پنهانی انجام میدهند که جای تأسف و دریغ و درد دارد. این جریان که "اشداء الی بینهم" را به خوبی انجام میدهند تاکنون بسیاری از نیروهای انقلاب را طرد و زده و خانه نشین کرده اند. اینان کسانی هستند که این اعمال را سبب برتری و افتخار خویش میدانند. من هنوز هم که هنوز، و به کوری چشم این حقیران، دوستان عزیز حزب اللهی ام را دوست دارم. این رهبر فرزانه را تا پای جان دوست دارم. دوستی به من زنگ زده بود که :"فلانی، به گوش خودم شنیدم برایت در فلان ارگان و روزنامه پرونده هائی ساخته اند"بخدا قسم که من از این بچه بازی ها نه تنها هراسی به دل ندارم که بسی شادمانم! تنها یک پرسش برایم وجود دارد و آن اینکه براستی این پول و سرمایه و امکانات چرا در دست این عده قرار میگیرد؟ اگر برای دلسوزترین افراد این انقلاب که مهر ذره ذره ی آن را دل دارند، اینگونه "پرونده سازی" آسان باشد چگونه و با کدام امکانات میخواهیم آماده ی انجام دستورات رهبر و ولی انقلاب باشیم. متأسفانه ضرورت و دغدغه ی انجام رهنمودهای مقام نازنین ولایت در برخی مدعیان بظاهر رادیکال ایشان، عمق و اهمیت خود را از دست داده است.بادا مسئولان بالاتر این افراد، که مسلمأ مسئولیت بالاتری در نزد مقام عظمای ولایت هم دارند،این ضعف و انحطاط غیر انقلابی را آسیب شناسی درخوری نمایند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 11:51  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

پایان حزب الله نسل نو، پایان عشق نیست...

 

 

از پس پریروز متوجه شدم که دیگر نمیتوانم با نام وبلاگ خودم در هیچ وبلاگی نظر بگذارم. این توسط هرکه که انجام شده باشد یعنی شکستن حلقه ی ارتباط با دوستان. با انقلاب. با عزیزانی که از دور و نزدیک میشناسم. من نه تنها از این مسائل نمیهراسم، بلکه برای وبلاگی که نام عزیز حزب الله، نام مقام نازنین رهبری و دیگر هواخواهان این نظام مظلوم را بر چهره ی خود دارد، خود سند تازه ای از ظلمی ست که پیجویان عدالت و حق طلبی هنوز هم باید بپردازند. این حذف نشانگر اینست که "دستهائی" بالاتر از مسئولان بلاگفا در این امر نقش داشته اند. برای مثال اطلاعات کاملی دارم که افرادی مانند دوست عزیزمان "ابوذر قائم منتظر" از وبلاگ پاسداران برای اینکه این دوست خود را از حرف زدن محروم نماید، حاضر هستند وقت گذاشته، تبانی هائی زیادی نماید. اشکالی ندارد. بگذار این گروه ناچیز انتقام خود را از دوستان انقلاب چنین بگیرند. بگذار شادی نمایند که فردی دیگر را از "حقی" محروم کرده اند. بگذار "حق" را در دید محدود و منافقانه ی خویش چنین حقیر تعریف نمایند.بگذار لبه ی تیز انتقام بچه گانه ی این عزیز که نام مقدس سپاه پاسداران را نیز به نفع خود ضبط کرده است، بر گردن دلسوزان انقلاب باشد. یک وعده ی کوتاه دیدار با مقام نازنین رهبری نظام توسط عزیزی مخلص، در آینده ای برای جمعی از ما دانشجویان محتمل شده است. اگر این حرکت زشت تا آنروز جبران نشود، به عزیز فاطمه سوگند شکایتم را به گو ش آن نائب بر حق امام غائبین خواهم رساند. شاید هنوز تا به آنروز هم قهقهه ی تلخ و منافقانه ی ناشی از خنجر از پشت بر دوستان انقلاب زدن برای امثال دوست کم سن و سال ما شنیدنی باشد...بگذریم. والله ذوالانتقام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 8:50  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

فارس نیوز "نوستالژی" دارد...

 

سایت فارس نیوز سایتی ست خوش ساخت، راستگرا اما منصفأ با برتری هائی چشمگیر و قابل تأمل. یکدست در دست نیروهای هوادار دولت نیست، مسئولیت تخریب جریان دوم خرداد را هم انجام میدهد اما نه با تندروی های "کیهان" تهران. سعی میکند گاهی سر سوزنی به دولت هم دیدگاه ظریف و نرم انتقاد مانندی داشته باشد. همانطور هم که گفتم واقعأ دارای طرز تفکر به نسبت سالم و حزب اللهی است. یعنی اگر دو الا سه نفر افراد تندروی حاضر در سایت را نادیده بگیریم، سایتی در خدمت نسبی اهداف انقلاب است. اما اشکالی اساسی دارد، دارای "نوستالژی" عمیق انقلابی ست. مدام دارد بیانیه بسیج و انجمن اسلامی و تحکیم وحدت چاپ میکند. چه میدانم اتحادیه انجمن اسلامی های اروپا درباره ی آقای کردان به رئیس جمهور نامه صادر فرمودند. بسیج از فلان هدیه ی نمایندگان خوشش نیامد و بیانیه داد. جنبش عدالتخواه دانشجوئی از دانشگاه آزاد انتقاد کرد و به هاشمی نامه ی انتقاد آمیز داد...مسلمأ این کارها انقلابی ست اما تمام انقلاب و کشور و ایران هم نیست. در همین کشور به مراجع اهانت شد و دریوزه ای به مقام آقای مکارم شیرازی اهانت کرد و هنوز راست راست دارد میگردد و در سایت بظاهر حزب اللهی مبارزین مانیفست چاپ میکند.نه صدای تحکیم وحدت چپ گرا درآمد نه جنبش عدالتخواه دانشجوئی مدعی پیروی از خط عدالت خواهی خامنه ای حرفی زد و نه بسیج تکانی به خود داد. اینها نشانگر اینست که سرانجام تفکر فرقان بر تفکر مطهری پیروزی بی سر و صدائی یافت و آب هم از آب تکان نمیخورد. به نظر حقیر اما، هر بیانیه ای که وقت ملت را میگیرد، خیانت به خون شهداست. این بازیها دیگر رنگ و حنای خود را برای ملت از دست داده. یکبار "نوری زاده"ی لندن نشین حرف بشدت تندی درباره ی مخالفین نظام زد و آنها را "انجمن اُختاپوسی اُپوزیسیون" نامید.البته بعد از آن بشدت زیر ضرب قرار گرفت و ناچار شد خود را به جریانی از سلطن طلبان پیوندی محکم زده و به نوعی مجالی برای خروج از فشار همان انجمن اُختاپوسی یابد! اما سخن من اینست که مبادا برخی بنیادها نظام، پاره ای از تشکلهای دانشجوئی (از چپ و راست و میانه و...)و برخی سایتهای بظاهر حزب اللهی ما با وارد شدن به یک دور باطل بیانیه و حرفهای توخالی و شعار گونه ، سرانجام یک "انجمن اُختاپوسی انقلابی نما" ایجاد نمایند که فقط بجای نامهای مجاهدین خلق و پیکار و فرقان از نامهائی با لعاب اسلامی استفاده میکند و همان حرفهای بی سر و ته و بدوی مخالفین نظام را میزند...رئیس جمهوری که برای حرف بزرگان ارزشی چندان قائل نبوده، هرگز نمی آید بدون گرفتن "امتیازهای" سیاسی امثال کردان ها را برکنار کند و اساسأ نیازی به هزار و یک شب بیانیه ها ندارد. کاش سایتهای انقلابی ما، در نوستالژی های کوبائی و چگوآرائی غرق نگشته و ملت قهرمان ما را با داستانهای حسین کُرد شبستری سرگرم نساخته و  ماستمالی ننمایند. والله مع الصادقین  

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 10:30  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

برای دوست عزیزی که در نظرات قبلی مرا "منافق" نامید...


برای افرادی خاص، اسلام و امام و رهبری یعنی وحشی گری و خشونت و بی ادبی...برای آنانکه اما خون دل خورده اند اینگونه نیست. بگذار روزی هزاران بار بگویند "تو غلط میکنی انقلابی باشی" ...آیا باید اهمیتی داد؟ اینها افرادی هستند که دیگران را سالهاست تحقیر کرده، ضد انقلاب و نجس و علنأ راهی جهنم میدانند! من نمیخواهم بگویم سعید امامی بد است یا خوب اما همینکه مقام محترم رهبری تا کنون حتی یکبار هم از وی تعریف مثبت نکرده نشانه ی چیست؟ چرا افرادی با ظاهر حزب اللهی و تند و رادیکال ادعاهائی میکنند که معلوم نیست در خط اصیل انقلاب و راه پاک امام (ره) و رهبر نازنین انقلاب باشد؟ کار بجائی رسیده است که وبلاگی مدعی حمایت از سعید امامی آشکارا اعتراف کرده است که نامه ای راکه  سعیدی سیرجانی برای رهبر عزیز انقلاب نوشته بود را چگونه سعید و دوستان از میان بُرده و سیرجانی بیچاره را با جواب سربالا و متلکهای آبدار دست بسر کردند...آن دوست عزیز که مرا منافق نامیده، حامد یا هرکس، خواسته لابد محبتش را ابراز کند، حالا ایشان محبتش را اینگونه ابراز میکند، یا الله.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 10:40  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |