درد دل برادر شهید اکبری و یک پرسش از مخالفان دو آتشه ی منتظری...
سالها پیش در بحبوحه ی جریان سخنرانی آقای منتظری و جنجالی که به پا شد، یکروز دیدم برادر شهید اکبری خیلی پکر است. گفتم فلانی چه شده، کشتیهات خیلی غرق هست...دیدم ایشان خیلی با روحیه ای خسته گفتند:" ببینید من نمیگویم کار آقای منتظری بی ایراد بوده است اما اینکه چهارتا جوان با آنهمه ریش و شلوار بسیجی میروند که مثلأ یک مرجع تقلید سالخورده را کتک بزنند و تازه چون ایشان را پیدا نمیکنند، کتابخانه و خانه ی خصوصی شان که لباسهای همسر و...این مرجع هم ممکنست آنجا باشد را بهم میریزند...من نمیدانم این با کدام اسلام خواهی و ولایت دوستی سازگار است، اینکار چه چیزی بدست مخالفان انقلاب و ولایت فقیه میدهد؟...."(این ماجرا عین حقیقت است و شرافتم را نزد خداوندگار عالم گرو میگذارم اگر خدای ناکرده کلمه ای دروغ از جانب برادر این شهید بزرگوار به زبان آورده باشم...)
این مسئله مسلمأ گذشت آنهم به شکلی بد و ناپسند اما این منتظری همان منتظری ست که نه تنها در خاطرات خود نشان داد مقام عزیز رهبری با اعدام بی حساب و کتاب زندانیان سیاسی مخالف بودند بلکه در کتاب اخیر خود باز هم از مقام محترم رهبری دفاع کردند...روسیاهی به که ماند؟ جز اینکه حضرات گردن کلفتی که منتظری را "منافق" و "احمق " نامیدند ثابت کردند عضو شریف "حزب باد" هستند؟ (حالا گیرم بین امام راحل (ره) و منتظری کلامی رد و بدل شده، آیا هر بی سواد کوچه و بازار باید پابرهنه در این کلام ها بدود و از فلان کلمه ای که مثلأ در فلان کلام شنیده، برای خود توبره ی توهین و فحاشی و هتک حیثیت بسازد؟) مصاحبه ی زیبای آیت الله مهدوی کنی هم ثابت نمود "اهانت گران حرفه ای به منتظری" نمیتوانند ادعای تقوا و عدالت و...را نمایند....اینروزها باز هم موج اهانت به منتظری بالا گرفته است! همان چهره های ثابت و بی ادب دوباره در صحنه ی سیاسی و وبسایت های هتاک و بی شخصیت با کثیف ترین لغات به آخرین فتاوی آقای منتظری حملات بی منطق میکنند. اما منتظری چه گفته؟ هیچ، فقط گفته حق و حقوق پیروان فرقه ی بهائیت (که حتی ایشان هم گفته ضاله هستند) نباید هتک شود.اگر کسی دقت کند این در حقیقت مبارزه ی حقیقی با بساط مظلوم نمائی حرفه ای محفل بهائیت در سطح بین المللی ست که سعی دارد به دروغ بگوید "اسلام" در حال نابود کردن "فیزیکی" بهائیت است!یعنی اسلام حتی قدرت جواب دادن علمی به بهائیت را هم ندارد! (اینرا البته کسی که مانند حقیر تک سفری به خارج از کشور داشته باشد بهتر درک میکند که این محفل چه زیرکانه عمل کرده و میکند...)
البته برای کله داغانی که امام هم در نامه ی خود مبنی بر لزوم پایان جنگ اشاره ای زیبا به آنها میکنند، این حرفها مهم نیست. اینها همانهائی هستند که "رشادت" هایشان کتک زدن فلان بچه ی هجده ساله ای است که موهای فکلی بیرون گذاشته است! محال است این طرز تفکر آدم شود، به قول زیبای آیت الله جوادی آمُلی :"فرشته ها وقتی کسی میخواهد از این دنیا برود و هنوز "آدم" نشده، به او پس گردنی محکمی میزنند و میگویند:"اینهمه روی زمین بودی، مومن که هیچ، آدم هم نشدی؟" احسنت به این کلام والای ایشان...

