تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

شب آغاز هجرت تو

 

 


شب در خود شکستنم بود

 
شب بی رحم رفتن تو


شب از پا نشستنم بود


شب بی تو


شب بی من


شب دل مرده های تنها بود


شب رفتن


شب مردن


شب دل کندن من از ما بود


واسه جشن دلتنگی ما


گل گریه سبد سبد بود



با طلوع عشق من و تو
هم زمین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه دیدم
کوچ تو اوج ریاضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم
کوچ من از من نهایتم بود
به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شکستن من
تو هجوم شب زمین نیست
با پر و بال خاکی من
شوق پرواز آخرین نیست
بی تو باید دوباره بر گشت
به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من
مر حم زخم پیر من کو؟
واسه پیدا شدن تو آینه
جاده سبز گم شدن کو؟
بی تو باید دوباره گم شد
تو غبار تباهی
با من نیاز خاک زمین بود
تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم
اگر شکستی از خود شکستی
به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو
شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن
شب مردن
شب دل کندن من از ما بود

 

تمامی عکسها منهای عکس پایانی از "آقا مهدی" شهید جاودان خطه ی ارومیه است. عکس شهید زین الدین در پایان آمده است.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 3:5  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

وقتی عزیزان غیر انقلابی شلوار بسیجی را گشاد میپوشند ...

در خبرها بود یکی از سران ارشد خمرهای سرخ کامبوج سرانجام دستگیر شد. هیچکس دوران وحشت و دهشت "پل پت" را از یاد نمیبرد، کمونیست نمای افراطی که با کمک های مستقیم و غیر مستقیم از جانب چین و آمریکا مأموریت داشت تا انتقام آمریکا از ویت کنگهای مبارز را بگیرد و در این راه از کشتار بیشمار مردمان خودش نیز ابائی نداشت...

اما کی زمان پاسخگوئی داخلی در کشور خودمان فرا خواهد رسید؟ آنها که با افراطی گری، معنای انقلابی گری را به افراط و بچه بازی پیوند زدند؟ آنها که جایگاه ما را با ادعای انقلابی گری اسلامی مان به تمسخر این و آن کشاندند؟ کی "حسین شریعتمداری" محترم خواهد گفت با پول بیت المال و کیهان ، این اصلی ترین روزنامه ی سیاسی کشور، چه "فرهنگ سازی" قابل توجهی انجام داد؟ در کدامین سده ی تاریخ سرانجام برادرمان "حسین الله کرم" از برج عاج پائین خواهند آمد و اجازه ی شنیدن نیم نخودی انتقادگونه از حضرتشان را خواهند داد؟ چه زمانی "جمعیت مؤتلفه" درهای خود را باز کرده و اجازه خواهد داد یک فرد مستقل حساب و کتاب مالی این جمعیت را یکبار هم که شده سر انگشتی محاسبه کند؟ چه زمانی "علی لاریجانی" قبول خواهد کرد درب صدا و سیما را به فرهنگ نابی از اسلام آمریکائی باز کرد که حتی شاه خائن هم نکرده بود؟ یادگار شهید مطهری حرف زیبا و عجیبی را با جرأت عجیبی میزنند: "جمهوری اسلامی در بکار بستن سخنان شهید مطهری در باب تضارب باورها و افکار، عقب مانده است." نمیدانم شلوار بسیجی که به قامت حسین شریعتمداری دوخته شده است چگونه و به چه جسارتی در لگد مال خون شهدا به پای ایشان میرود اما دستکم باید به خیاطی که این شلواری را دوخته احسنت گفت چرا که حکایت "لباس پادشاه" را برای من یکی عجیب زنده میکند... یکی از بهترین عزیزان این دوران مقاله ی زیبائی درباب انقلابی گری نوشته اند.راستی، وبلاگ دردآگاه هم تعطیل شد.که یکی از بهترین و ناب ترین ها بود.که تیر زهرآگین اسلام آمریکائی را خوب میشناخت.این تعطیلی ها را اگر بی دلیل بدانیم نادانیم. از دوستی شنیدم با برخی از عزیزانی که در "گروه هکری جدید" هستند زد و بندهای "غیر انقلابی و جناحی" تأسف برانگیزی روی داده است.وبلاگ پاسداران نیز در این میان و در کنار سایت های رجا نیوز و مبارزین بشدت در حال فشار بر مدیریت بلاگفا و تهدید ضمنی ایشان توسط "گروه هکری جدید" هستند. من میدانم در گروه هکری جدید تعدادی افراد بسیار درستکار و با تقوا وجود دارند. از این عزیزان انتظار است در برخی دوستیهای خود با نگرانی تجدید نظر کنند. انشالله که اشتباه از این حقیر باشد وگرنه نادانی محض است اگر غافلانه و جهل صفتانه از یاد ببریم که این ملت قهرمان و از جان گذشته چگونه با چشمانی تیزبین هم انحرافات و هم تندرویها را دنبال میکنند. یا علی  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 8:58  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

روادید نور (۲)

با گفتارهای زیبائی از آیت الله سید محمد موسوی خوئینیها دبیر مجمع روحانیون مبارز و پدر معنوی خط امام بروزم ، انشالله خودتان بخوانید. در ضمن روند روادید نور در چاپ سخنان بزرگان ادامه خواهد داشت:

ماجرای گرفتن لانه ی جاسوسی سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، بسیار لازم و در واقع برای ادامه ی انقلاب امری حیاتی بود.


در کشور ما متأسفانه ریاکارانه به قدرت حمله شده است.


مبادا کارهای متحجرین سبب شود شما از برافراشتن پرچم اسلام شرمگین شوید،چون متأسفانه عده ای چنین شده اند... اتفاقأ باید شما تنها به اسلام تکیه کنید.


اینها فکر میکنند الآن دوران قاجار است و میتوانند کشور را بر همان اساس اداره کرد، خب ما حسود نیستیم بیایند اداره کنند! اما این تحجر است، اداره ی کشور به این شکل محالأ امکان ندارد. متأسفانه تحجر به یک فتنه تبدیل شده است و ما با فتنه ی متحجرین رودرو شده ایم.

 

الآن عده ای هستند که تنها به این دلیل که زمانی مسئولیتی داشته اند و الآن از کار برکنار شده اند از نظام انتقاد دارند!و اگر مسئولیت شان را پس بگیرند دوباره بشدت هوادار خواهند شد! پس بدون آگاهی درست از اصل انتقاد، نباید با هر انتقادی همراه شد.

انجمن های اسلامی نباید هویت اسلامی خود را فراموش نمایند که در غیر اینصورت همین نقطه ی پرتگاه شان خواهد شد.


بگذارید به شما یک چیز را بگویم، تنها اسلام است که میتواند با توده های مردم ارتباط برقرار نماید.شما ببینید که روشنفکران چون نمیتوانند با توده ها ارتباط بگیرند به مرور به هتاکی به مردم روی می آورند.

 

برای آنها که شرایط را امنیتی میخواهند میگویم؛ مهندس بازرگان هم همین را میخواست که "ساواک" را با نامی دیگر هرچه سریعتر بازسازی کنیم.

 

با تمامی مشکلات موجود، هنوز به نقطه ای نرسیدیم که زمینه به دست گرفتن آزادی و مردم سالاری را صفر بدانیم.


اینکه یک جمع هشت نفره بیاید درباره ی تقوای شصت میلیون تصمیم بگیرد، کجا اسلامی ست و یا با کدامین اصل اسلام عزیز همخوانی دارد؟ میروند از طریق یک جوان کم سن و سال،حداکثر بیست ساله به عنوان ناظر درباره ی اینکه فلان روحانی که شکنجه ی دوران شاه را کشیده است تحقیق میکنند که نماز خوانده یا نه، بعدش میگویند که ناظر ما نتوانست دلیلی بیابد که ایشان نماز خوان هستند! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 12:22  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

روادیدِ نور

با سخنانی زیبا از مقام محترم رهبری بروزم، لطفأ بخوانید و ببینید بزرگواری رهبر فرزانه ی ما را:

خدا لعنت کند و نبخشاید دستهائی را که دانشگاه های ما را غیر سیاسی کردند.

ما دچار "ضعف فرهنگ عمومی" هستیم، حالا تا من این را میگویم نیائید بگوئید که :"تقصیر خودتان است! سیاسی کاری کردید!" بجای آن بیائید همه ی روشنفکران و اندیشمندان تا این ضعف را جبران نمائیم.


به دفتر تحکیم وحدت میگویم که مراقب عناصری باشید که در میان شما میایند اما دغدغه ی انقلاب و اسلام ندارند.


همینجا میگویم اگر فردی حتی با ظاهر حزب اللهی آمد و قانون نظام را زیرپا گذاشت با او برخورد کنید.


شورای محترم نگهبان قانون اساسی در تشخیص صلاحیت افراد بر اساس صلاحیت عرفی عمل نماید(شورای محترم نگهبان تا این لحظه از انجام این کار خودداری میکند)

حمایت من از دولت (نهم) نیز بی حساب و کتاب نیست و به پایبندی به اصول... و خودداری از درگیریهای جناحی ...(وابسته) است.

ما چنان در شرایط جنگی نابراری بودیم که کشور شوروی حتی از ورود مقداری سیم خاردار خریداری شده از کشور دیگر(احتمالأ کره شمالی) به درون مرزهای ما خودداری میکرد...

طرح مسئله ی ذوب در ولایت اشتباه و نادرست است بلکه این ذوب در اسلام است که صحیح میباشد.

 

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:44  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

مشکل کیهان تهران از کجا آب میخورد؟...

 

من هرگز کیهان تهران را -از زمانی که آقای حسین شریعتمداری محترم - آنرا اداره کرده است، کاملأ در دایره ی "اسلام ناب آمریکائی" جا سازی نکرده ام. در قسمت نظرات بازتاب هم گفتم "آشکار و پنهان". هرگز قصد تسویه حساب هم با این عزیزان ندارم.اینها در آغاز تیمی حزب اللهی و نسبتأ پاک بودند. اما مشکل کار کیهان تهران کجاست؟مشکل این عزیزان به سیستم کهنه و دوران پاره سنگینه ی "تواب سازی" آقای شریعتمداری بازمیگردد که کوچکترین اختلافات ساده میان بزرگان را به جبهه گیری های "وقت گیر و نفس گیر" برای "نظام عزیز اسلامی" تبدیل میکند. مشکل این عزیزان را من زمانی متوجه شدم که پیش از دوم خرداد هفتاد و شش به آنها زنگ زدم و از نحوه ی برخوردشان با احتمال کاندیداتوری مهندس موسوی انتقاد کردم. دیدم آقائی آنجا علنأ میگوید: "آقای مهندس که از نظر اقتصادی منحرف است!" ببینید این طرز حرف زدن چقدر زشت است؟ که گفته اگر دو دیدگاه وجود داشت - آنهم در ابعاد اقتصاد- یکی "حق" و دیگری "انحرافی" ست؟! این چه انحرافی ست که از چشم امام راحل دور ماند؟! مشکل کیهان تهران اینست که مثلأ از یک اختلاف کوچک میان آقای خامنه ای و مهندس موسوی میرود "دشمنی کور" میسازد درحالیکه به ولله قسم هیچ دشمنی میان این دو بزرگوار نبوده و نیست. مگر یک بحث جزئی اقتصادی اینهمه اتهام سازی دارد؟ اینها یعنی مثلأ کیهان به مقام محترم رهبری نزدیکتر است؟! این کارها، نه تنها حمایت از رهبری نیست بلکه بچه بازی کردن در کار بزرگان است. زمانی آیت الله خامنه ای صلاح ندیدند آقای مهندس موسوی نخست وزیر ایشان باشند. امام ضمن اینکه اعلام کردند هیچ اصراری در این امر ندارند و اختیار نهائی با آقای خامنه ای ست، گفتند که مهندس موسوی را "نامناسب" برای این شغل نمیدانند. این مسئله ای جزئی آنهم ما بین بزرگان است. برای چه ما در کار بزرگان فضولی میکنیم؟ همین کیهان با ایجاد این دوگانه های بچه گانه ، سالها جناح های انقلاب را رودروی هم قرار داد. آخر تو را به مقدساتتان "انحراف اقتصادی" دیگر چه صیغه ایست؟! اگر اینطور باشد پس "آیت الله بهشتی" اگر شهید نمیشد الآن از نظر کیهان تهران "منحرف الدوله ی اقتصادی" بود که... آخر این کارها این اتهامات برای چیست؟ سر نامه ی سعیدی سیرجانی به رهبر محترم انقلاب نیز همین کیهان آمد تندروی کرد.متن آن نامه، "تند" و به نظر حقیر ،"حرکت افراطی" از جانب سعیدی سیرجانی بود اما اینها دلیل نمیشود که سعیدی سیرجانی یکدفعه از جانب کیهانیان "همجنسباز" اعلام شده و ظرف "چند هفته" بمیرد! این حرکات که متأسفانه "تیم کیهان تهران" در مظان اتهام همکاری در وقوع آنها قرار گرفتند، کجا حمایت از رهبری بود؟ اینها به تلاش در "آلوده نشان دادن" رهبر محترم انقلاب بود که ایشان با "خون جگر" دراینباره سکوت کردند و اجازه دادند که "تیر بلای" سهل انگاری برخی نهادهای ظاهرأ امنیتی شوند. همینست که امروزه رهبر محترم انقلاب دیگر نمیتوانند "موج اهانت" های سازمان یافته ی "رجا نیوز" ها و "انصار نیوز" ها به سپاه، مجمع تشخیص مصلحت، خبرگان رهبری، مجلس، و...را نادیده بگیرند. "کیهان تهران" دستکم از خویشتنداری رهبر محترم انقلاب درس بگیرد و هشدار ایشان به جریان بازیگر با انتخابات "هیئت رئیسه ی مجلس خبرگان" رهبری را جدی بگیرد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 11:5  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

نگاهی به تلویزیون منافقین: رجوی قصه میگویند!

 

نگاهی گذرا به تلویزیون منافقین اینروزها نشان میدهد که شباهتهای بی مانندی با صدا و سیمای بجامانده از سیطره ی "لاریجانی" دارد. فیلمهای پر سر و صدای هالیوودی، گزارشات ورزشی پر از فوتبال، تبلیغ فرهنگ مصرفی امپریالیستی و "اسلام ناب آمریکائی" در هر دو موج میزند. بی انصافی ست اگر مانند برخی اصحاب "چپ جدید" و هواداران افراطی دولت نهم به آقای ضرغامی بی مهری کنیم، ایشان واقعأ دارند اصلاحاتی میکنند اما بسیار کُند و گاهأ تحت فشار هواداران بظاهر افراطی دولت نهم با دست کشیدن های معنا دار از این اصلاحات ساختاری. در تلویزیون منافقین تحلیها بمرور زمان چنان آب رفته که حتی اینها امروزه علنأ سرگرم بحث بی مایه ی "درگیری جناح های رژیم!" شده اند...معلوم نیست منظور این آقایان کدام جناح ها است! درحالیکه اثری از جناح چپ اسلامی سنتی نداریم و اصلاح طلبان یکی پس از دیگری از ایران خارج میشوند و آینده ی کارگزاران و حتی بمرور موتلفه در هاله ای از ابهام قرار گرفته است، این فریب خوردگی از کجا ناشی میشود، احتمالأ از نفاق حضرات!
در یکی از معدود برنامه هائی که رجوی در آن نشان داده میشود، ایشان دارند خاطرات "حسن کُرد شبستری" میگویند! خاطره ای از مرحوم طالقانی را که با نام "پدر طالقانی" نقل میکنند. طبق معمول با ضعف شخصیتی که حضرتشان دارد باید همراه "موسی خیابانی" برود آب بخورد! امام هم که اجازه دادند ایشان را ببیند، بجای اینکه برود مثل آدم از آن موقعیت که امام به ایشان دادند استفاده کند، برداشت "موسی خیابانی" را بُرد که مثلأ بگوید :"این برگ برنده ی من است!" همیشه لشگرکشی، دو نفری، ترس، توهم...البته پس مانده ی این افکار را میتوان در پاره ای از تندرویهای تندروهای داخلی بوضوح مشاهده کرد، بگذریم. رجوی میگفت: رفتیم پدر طالقانی را ببینیم، در راه درگیری بود، سرانجام رسیدیم.خانه ی باغ مانند زیبائی با مناظر ساده ی طبیعت داشتند. دیدم دارند مقاله ای که چند روز پیش به کیهان دادم را میخوانند. تا مرا دیدند دوباره روی برگردانند و مشغول خواندن مقاله شدند( بعد آنهمه ادعا دارند آقای طالقانی کُشته مُرده ی ایشان بودند! علنأ مرحوم طالقانی بی محلی کرده به رجوی، دقت کنید به ادامه ی مطلب)بعد دیدم پدر روزنامه را زمین گذاشتند. گفتم پدر سلام مقاله را خواندید؟ پدر گفتند : سلام علیکم، تو خیلی نادانی، مُلا از شاه خیلی خطرناکتر است...." بعد خاطره تمام میشود! خب که چی! چی ثابت شد؟! نادانی حضرت رجوی؟! مقالات تند و تیز دادن به کیهان که مرحوم طالقانی هم از ایشان انتقاد کردند؟ بخدا یک لحظه انگار دارم خاطرات علی لاریجانی را میخوانم، همانقدر بی ربط، همانقدر کژ فهم، همانقدر نادان... نمیدانم مقام عزیز ولایت در علی لاریجانی چه دیدند که صدا و سیما را دادند دست ایشان تا در یک سریال کثیف بیش از بیست بار زن را در بغل زن و مرد را در بغل مرد بیاندازد... با آن مهران مُدیری فاسد و دغل...خدا میداند اینها سرمایه ی سلامت ملت را بر باد دادند... ای امان از "رجوی های" پنهان در میان خودمان، ای امان     

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 11:3  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

چرا باید از آمریکا متنفر بود

آمریکا با حمایت خود از اسرائیل، سبب تقویت عامل ایجاد عقب ماندگی در منطقه است. آمریکا سبب عقب ماندگی در خاورمیانه است. آمریکا بر خلاف انگلستان به هر کشوری که پا میگذارد، آنرا ویرانه میکند. آمریکا از دانستن روانشناسی مردمی که بدانجا پا میگذارد، ناتوان است. آمریکا لایق مذاکره کردن نیست. آمریکا سبب تقویت فرقه هائی مانند حجتیه در داخل کشور است.چون بیشترین سود را از رابطه با آمریکا، جناح راست میکند، نه مردم فقیر ایران. چون آقای الله کرم میگوید حزب الله مورد نظر وی نباید راجع به آمریکا نق بزند. به این دلایل نباید با آمریکا مذاکره کرد
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:41  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

عباس عبدیات، حمایت دوباره از آقای احمدی نژاد و تهدیدات کوچکهای بزرگ!


عباس عبدی اخیرأ گفته است که :"سخنان هاشمی درباره ی امام سندیت ندارند مگر اینکه آقای خامنه ای و مهندس موسوی آن را تأئید کنند" این جدأ شرط غیر منطقی ست! مگر مهندس موسوی یا رهبر محترم انقلاب که خاطره ای از امام نقل میکنند باید آن را به تأئید آقای هاشمی برسانند تا صحتش مُهر بخورد؟! اساسأ برخی قسمتهای خاطرات آقای هاشمی، دارای استنادهای مستقلتری نیز هستند، مثلأ مصاحبه ی جنجالی یادگار امام با نشریه ی اُمید جوان در انتقاد از مخالفت شعاری با آمریکا... بهرحال به نظر اینجانب، سخنان آقای هاشمی از سخنان عباس عبدی "قابل اسنادتر" میباشند.

مقام محترم رهبری بار دیگر با آقای احمدی نژاد و هیئت دولت شان دیدار دوستانه کردند. این درحالی بود که ایشان باز همان انتقاد پیشین خود را نسبت به "عدم اطلاع رسانی" کارهای دولت تکرار نمودند. لازم به ذکر است با تمام حمایت های "خاص" مقام محترم رهبری از دولت نهم، اصولأ دولت نهم در انجام خواستهای مقام محترم رهبری، در خوشبینانه ترین نگاه، دارای بی دقتی های عجیبی ست. برای مثال این دولت درخواست مقام محترم رهبری مبنی بر عدم شرکت در انتخابات شوراها را عملأ "به هیچ" گرفت. جالب اینجاست که مقام محترم رهبری نیز در اینباره کوچکترین واکنشی نشان ندادند درحالیکه ایشان سابقأ نسبت به اشتباهات منسوب به دولتهای آقای خاتمی و مهندس موسوی بسیار "دقیق و محاسبه گرانه" برخورد میکردند. حتی وقتی رئیس دولت نهم به اصرار خواستار حضور بانوان در ورزشگاه ها شد و رنجش خاطر شدید مراجع را فراهم کرد، مقام محترم رهبری تنها به دادن یک توصیه ی ساده مبنی بر اینکه "از دل علما درآورده شود" بسنده کردند.این درحالیست که ساختار فکری جامعه ی ایران بشدت نسبت به باور های مراجع تقلید حساس میباشند. دولت نهم حتی از تغییر فردی که مراجع را "علمای نفاقِ پیش از ظهور حضرت"نامید، خودداری نمود... این درحالی بود که در زمان خاتمی، این دست مسائل سبب کفن پوشیدن طلاب، خشم روسای قوای دیگر و ناخشنودی رهبر محترم انقلاب میگشت. درحالیکه اساس پشتیبانی مقام محترم رهبری از دولت نهم امری قابل فهم است و شاید در این شرایط خاص هسته ای تا حدی ضروری، اما عدم اشاره به "گرانیهای اخیر" در دیدار مقام محترم رهبری با ریاست جمهور خود امری قابل تأمل و نشان از ارجحیت یافتن بمرور برخی امور بر مسائل معاش مردم دارد. لازم به ذکر است چندی پیش و بلافاصله پس از سخنرانی حجت الاسلام فلاحیان مبنی بر ضرورت نظارت خبرگان رهبری بر فعالیتهای قوای نظام، رهبر محترم انقلاب طی سخنرانی بی سابقه ای،بدون اشاره به قوای دیگر و امکان نظارت خبرگان رهبری بر حتی نهادهای تحت اراده ی رهبری، دولت کنونی را دولتی پیشتاز در عرصه ی انقلابی بودن نامیدند. این درحالیست که طبق قانون اساسی انقلاب شکوهمند اسلامی، خبرگان رهبری حتی "اجازه ی نظارت بر رهبری محترم نظام" را نیز داراست و هرگونه سد کردن این راه، "نقض قانون اساسی و مفاد راجع به ولایت فقیه" میتواند محسوب گردد و از اعتبار قانونی ساقط است.مسلمأ این دست حمایتها، خود اگر با "اطلاع رسانی" دقیق نسبت به "موارد پیشرفت دولت نهم" همراه نباشد، تنها خرج بی حساب از سرمایه ی بی مانند "ولایت عزیز فقیه" است که خود بسیار بالاتر از "فرد" یا "دوره ی خاصی" ست و باید و بایست برای حفظ انقلاب بشدت محافظت گردد. این سخنان را به عنوان فردی دلسوز و عاشق رهبر محترم انقلاب میگویم، اگرچه میدانم بازار "منافق" نامیدن کوچکترین سخن متفاوت، توسط چاپلوسان بی هنر اینروزها بسیار گرم است.


آقای کوچک زاده در جلسه ی هفتگی انصار حزب الله درباره ی ادعای آقای ابطهی پیرامون مأموریت یافتن آقای خاتمی از جانب آقای وحید خراسانی، گفته اند : ما از آقاي خاتمي مي‌خواهيم از كساني كه خود را به ايشان منتسب مي‌كنند مراقبت كنند تا حريم مقدسات در داخل كشور لكه‌دار و تخريب نشود. من تقاضاي عاجزانه از ايشان دارم كه جلو دوستانش را بگيرد كه دست از تخريب روحانيت بردارند. (!) این تهدید که اساس آن به سمت مراجع تقلید است واقعأ برای گوینده ی آن جای شرمندگی دارد. آیا ایشان هم همانند هاشم آغاجری "ضد مراجع" هستند که اینگونه بی پروا ساحت روحانیت را تهدید ضمنی میکنند! گویا برای پاره ای، اهانت به بالاتر از مراجع نیز آزاد است و این مائیم که بی خبریم! 

 


  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 12:29  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

حجتیه ی ناب، روزنامه ی کیهان، خدمات و اسارت روانی

 

در کشور ما اندیشه ی حجتیه بسیار با نفوذ است. برای همینست که احادیثی قدسی مانند :"در آخر زمان مومنانی ظهور میکنند که نزد من از امام زمان هم محبوبترند" یا سانسور میگردند یا در کتابهای حدیث خاک میخورند و اجازه ی بازگوئی نمی یابند. امام زمان، تبدیل به عنصری ماورای خداوند میشود و مومنان حتی در خواب هم نمیبینند که صالح باشند.شرایط مومن بودن آنچنان سخت عنوان میگردد که حتی بزرگان نیز تخریب روحیه شده، جای را برای ریاکاران حرفه ای باز مینمایند. همه منتظر ظهورند و کمتر کسی فکر خودسازی و تغییر است. کوچکترین تغییر سیاسی و اجتماعی ، گناه کبیره میگردد و هرچه ظاهرأ ظهور حضرت را دیرتر اندازد - حتی اگر از واجبات باشد - تعطیل و منهدم میگردد. مومنان جامعه بجای پیروی از شیعه، به فرقه هائی مانند "حسین اللهی"، "مهدی الهی"، "علی اللهی" و در بهترین حالت "حجتیه" روی می آورند. در سالهای اخیر بشدت سعی میشود که اندیشه ی رهبر محترم نظام مبنی بر مردمسالاری دینی ، انگ لیبرالیسم خورده و در عوض اندیشه های "شبه حجتیه"، "نو حجتیه" و "حجتیه ی مدرن نما" در ارکان فکری نظام رسوخ نمایند. هر کدام از این سه دسته از اندیشه ی حجتیه ای، به تغذیه ی فکری بخشی از جامعه همت میگمارد و انقلابی گری را نیز تنها از نوع حجتیه ای آن میخواهد. در این میان محافلی مانند روزنامه ی کیهان، با اینکه در شناسائی پاره ای از جریانات فراماسونری و بهائی گری و ضد انقلاب...نقشهای خوبی را ارائه میدهد، اما با افراط در راهکار خود عملأ به بازوی "جریان حجتیه" در غیر سیاسی کردن شدید جامعه تبدیل میگردد. جریان ناپدید شدن و خبرهای متناقض از مرگ دکتر احمد شاهین از فعالین سازمان نظام پزشکی کشور، همجنسباز نامیدن سعیدی سیرجانی نویسنده و ادعای مرگ طبیعی وی در زندان، مسمومیت عجیب آیت الله ربانی شیرازی و فوت ایشان، و...همگی در ادامه ی عوارض وخیمی بود که محافلی مانند روزنامه ی کیهان با افراط در راهکارهای خود، عملأ در مظان اتهام همکاری در وقوع این جنایات قرار گرفتند. انجمن حجتیه، سرانجام توانست با نفوذ خنجرین در بدنه ی نیروهای حزب الله، نه تنها شعار "حجتیه، منافق پیوندتان مبارک" را از صحنه حذف نماید، که با تحت فشار قرار دادن خرد کننده ی عالیرتبه ترین مقامات نظام، عملأ جنگ روانی شدیدی میان جناح ها، سران و مردم دامن زنند. اساسأ میتوان ردپای "تز، آنتی تز، و سنتز" تثلیث وار شبه مسیحی شبه حجتیه ای را در "فرقه ی بهائیت، ضد فرقه ی حجتیه و خداسازی کفر آمیز از امام زمان" کاملأ مشاهده نمود.

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 12:18  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |