سایت انصار نیوز یکی از کثیفترین سایتهای موجود در اینترنت است.این سایت نه تنها حاضر نشده است که تا کنون کلمه ای از همکار دیرین خود ده نمکی که چندی پیش به ناحق مورد اهانت قرار گرفت کلمه ای دفاع کند، بلکه سخنان الله کرم در دفاع از ده نمکی را نیز چاپ نکرد. حتی سایت رجانیوز نیز این اندازه پستی ندارد و رجا نیوز در یک حرکت قابل تأمل از لباس شخصی حمله کننده به تظاهرات در برابر سفارت انگلستان انتقاد کرد؛ البته این انتقاد را هرگز در سایت مزور و رذل انصار نیوز نخواهید یافت. همانطور که اُصولأ یک انتقاد واقعی را در این سایت نخواهید یافت. این سایت و گروک کثیف وابسته اش وقتی هاشمی رفسنجانی در اوج قدرت بود ، "سلام" و دیگران را تهدید میکرد که کلمه ای بر خلاف "دولت" ننویسند، اما حالا با عوض شدن اوضاع، سعی به تخریب هاشمی دارد! زمانی میگفت "سردار رضائی" اما الآن از اهانت مستقیم به محسن رضائی کوچکترین ابائی ندارد. همینها بودند که میگفتند "ذوب در ولایت" و وقتی مقام محترم رهبری در سکوت و بی تفاوتی بظاهر اصولگرایان در برابر این انحراف، خود به ناچار وارد کارزار عقیدتی منحرف این شعار شده آنرا مردود دانستند و "ذوب در اسلام" را صحیح شمردند، همینها سکوت پیشه کردند؛ یعنی که:" اگر منتظر معذرت خواهی هستید، کور خوانده اید! ما میمیریم اما اعتراف به اشتباه نمیکنیم!" البته بگذریم از آقای "ترقی" از موتلفه که با وقاحت تمام آمد جلو و گفت :"به شخصه در برابر گفته ی رهبری، از عبارت "ذوب در ولایت" دفاع میکنم(!)"یعنی رهبری نظام غلط کرده که گفته "ذوب در اسلام" صحیح است!...حتی احمدی نژاد نیز با تمام انتقاد ناپذیری اش، در برهه ای اعتراف خصوصی کرده است که در انتخاب پاره ای مسئولان و وزرا دچار اشتباه شده است(اگرچه از عوض کردن آنها هنوز ابا دارد!) اما حتی همین نیم درصد صداقت را در برادران کوتوله ی سیاسی و ضد اخلاق اسلامی "انصار" نخواهید یافت؛ نعوذبالله اگر خداوند سبحان اشتباه کرده باشد، انصار حزب الله بی اشتباه بوده و خواهد ماند! گروهکی که با نشخوار خرده عقاید گروه مسلح اسلامی الجزایر و شبه وهابیت چریکی شیعه نما همه را تهدید و ارعاب میکند، درحالیکه حتی حاضر نیست ببیند در طی این سالها چه ریزش عظیمی کرده است. به شخصه و با پذیرش کامل اشتباهاتم در دورانی که پیرو این گروهک ضد اسلامی بودم، از محضر آقا امام زمان (عج) بدلیل حمایتهایم - چه در اشتراک سالانه ی یالثارات الحسین و چه با حمایتم از از مقاصد ظاهر الصلاح این گروهک - عذر خواهی میکنم. این گروه بر خلاف گفته ی دروغین خویش، نه تنها پس از شکل گیری اش نتوانست جنبشی در "با حجاب" کردن دختران ما راه بیاندازد، که با حرکات کثیف سیاسی اش، بسیاری از دختران "با حجاب" ما را به سمت "بد حجابی" بُرد. خدا از رهبران شان اگر هدایت پذیر نباشند انشالله نگذرد.دستکم من از اینان - اگر آگاهانه میل اسلامی مبارزه با بد حجابی در امثال من را به انحرافات و بازیهای سیاسی کثیف شان سوق داده باشند - نخواهم گذشت.یا علی و علی علی به اُمید پیروزی حزب الله مستقل اصیل در برابر حزب الله نمایان بیمار عضو جناح باد!
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 20:41  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
قابل توجه جوجه مذاکره کنندگان داخلی که میگویند "مذاکره با آمریکا در فلان مورد ایراد ندارد"! و تازه از مقام محترم رهبری هم وقیحانه دراینباره مایه میگذارند؛ بالأخره روز دریوزگی شما نیز فرا خواهد رسید، انشالله و به اُمید پیروزی حزب الله مستقل اصیل!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 21:21  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
خیالتان راحت شد؟ افروغ را برکنار کردید از یک کمیسیون کذائی ، آرام گرفتید؟ آخر بی غیرتها، افروغ مگر برای هوای نفسش درباره ی مقام محترم رهبری حرفی زده بود؟ تمام فکر و ذکر افروغ ها، جلیلی ها، قاسمی ها و...و باقی با غیرتها ، طی این روزهای سرنوشت ساز این بود که کشور سر مسائل استراتژیک نرود با کاخ سفید مذاکره کند. که ولایت فقیه توسط "لاریجانی ها" به سمت نامعلومی هُل داده نشود. آهای فاطمه رجبی ها، آهای مُدیر مسَول رجانیوز بدلی، که میخواهی ضرب شست محکم نشان دهی به افروغ، آهای انصار حزب اللهی که پس از رفتن الله کرم، تبدیل به انصار اوا خواهران شده اید و شده اید عاشق مذاکره با شیطان بزرگ شدید، خوشتان آمد نیکلاس برنز باز اهانت کرد به ملت انقلابی مان؟ این بود نتیجه ی مذاکرات درپیتی تان؟ بی غیرتها، بی ناموسها راضی شدید رفتید توی ...آمریکا یک گشتی زدید؟ همین را میخواستید؟ که "حرامزادگی تاریخی "تان را به رخ بکشید؟ تازه با پر روئی "با غیرتها" را تهدید به ضرب شست های آنچنانی هم میکنید؟ خط و نشان اوا خواهرانه هم میکشید؟ که چی؟ که با همان اعتراض اندک افروغ ها، جلیلی ها، قاسمی ها و...نتوانستید کاملأ با استکبار جهانی "همخوابگی" بی دردسر کنید؟ میخواستید لاس "شبه حزب اللهی" بزنید با "شیطان بزرگ" اما با تلاش بر و بچه های با غیرت حزب الله ، لاس تان "خُشکه " و خالی ماند؟! آهای مجلس بیدار باش؛ افروغ را همین فردا سر میدان شهر هم سر ببرید، نمیگذاریم با سفاکان صهیونیست مثل آب خوردن مذاکره کنید. آهای مُدیر مسَول گزافه گوی رجانیوز، جدأ دنبال معنای ضرب واقعی شست هستی؟ حیف که بی غیرتید و با بی غیرت نمیتوان حرف حساب حتی زد، وگرنه مگر کاری دارد نشان دادن "ضرب شست حقیقی" از جانب "حزب الله مستقل اصیل" به "سیاسی کاران شبه حزب اللهی آمریکا باز"؟ آهای بوقلمون صفتان ، آهای دنباله روهای مذاکره و آب نبات مذاکره، از رهبری نظام خرج بی جا نکنید. رهبری عزیز نظام هرگز از اُصول اساسی و اولیه ی انقلاب که توسط امام راحل ترسیم شده، خروج نخواهند کرد. مذاکره با آمریکا یکی از اصول خدشه ناپذیر است چون این کشور آدم بشو نیست.آنهم این کشور،که صهیونیستی ترین سنا و کنگره را دارد.چگونه میتوان با این کشور همدستی کرد - حتی در مورد عراق-؟ من که بعید میدانم اینها اساسأ برایشان جان عراقی ها ذره ای مهم باشد که ادعای مذاکره بر سر آنرا دارند. آهای دکتر عباسی عزیز، چه شده دیگر از تئوری های خود نمیگوئید؟ آقای رامین، پس چرا سکوت کردید و حرفی نمیزنید؟ آخرین سخنتان هم که ماشالله به دفاع از اکبر گنجی و مانیفست کثیف ضد اسلامی اش اختصاص یافته بود! شما چگونه ایدَولوگ حزب الله میتوانی باشی عزیز جان! جدأ حزب الله سردرگم به چه دردی میخورد که عده ای دارند برای انجام این مهم از مقام محترم رهبری حتی مایه میگذارند؟ فردا اگر از دشمن ضربه خوردیم ، کدامیک از این "ضرب شست "نشان دهنده ها حتی حاضر خواهد بود خود را نشان دهد؟ حتی اگر رهبری نظام هم اجازه دادند مذاکره کنیم، باید دید که "چه کسانی" و با استفاده از "کُدامین اهرمهای" مظلوم نمایانه چنین کاری کرده اند. ...آهای مُدیر مسَول بی شخصیت رجانیوز، نکند اگر رهبری محترم نظام اجازه نمیداند ، یک ضرب شست هم برای ایشان داشتی؟ آهای سیاسی کار و بی غیرت، جواب بده. آهای جوجه سعید امامی ها، آهای جوجه اکبر گنجی ها، پیوندتان مُبارک باشد انشالله! آهای مُرغچه فاطمه رجبی ها، آهای چپول نماها رامین خان، میدانیم برچیده شدن راحتی بساط همخوابگی تان با شیطان بزرگ ، شما را از ما پُر از کینه و عصبانیت کرده؛ لیکن به قول بنیانگزار کبیر انقلاب شکوهمند اسلامی :"بگوئید ای آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت هم بمیر!"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 12:42  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
اگر روزی هوس کردید برای چرخ و فلک بازی سیاسی ( و نه تحلیل سیاسی) پای به اینترنت گذارید، شخصأ و جدأ دعوتتان میکنم سری به وبلاگ حضرت حامد ...بزنید؛ ایشان دو وبلاگ دارند که گویا قبلأ در پرشین بلاگ بودند و در طی یک عصبانیتی تصمیم میگیرند پرشین بلاگ را تا به ابد و روز مرگ، ترک نمایند. [ من هم اینکار را کردم اما نه به خاطر عقاید و کوفت و زهرمار جزئی ایدئولوژیک؛که برای سرعت بیشتر!] و قدم به محیط ارزشی بلاگفا گذارند. البته شما هرگز نخواهید فهمید عقاید حضرت حامد چیست و ایشان واقعأ چه میخواهند بگویند: گویا تخصص اصلی این برادر مسلمان ما، از راست افراطی به چپ افراطی پریدن همزمان است! یعنی یکروز چنان بر ضد احمدی نژاد مینویسد که فکر میکنید فردا صبح دستگیرش میکنند:[ ...دیگر حالم از شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست! بهم میخورد...] اما هنوز چند روز بعد همان حضرتش که این انتقاد تند و رادیکال را از احمدی نژاد میکند، ناگهان صدا و سیمای ضرغامی را بدلیل تنها یکبار پخش کردن سخنان رهبری و خلاصه کردن آن طی باقی بخشهای خبری، بشکلی بی سابقه تخریب و زیر ضرب نیروهای تندرو قرار میدهد که:[ ...صدا و سیما، تنها جمله ی رهبری در دفاع از احمدی نژاد را سانسور کامل خبری کرد...] ! یعنی ضرغامی که اندک تحرک تاریخی به صدا و سیما داده و آن را از حالت "سوپر لاریجانیستی" آن خارج کرده است، باید اینطور متهم به هتک رهبری شود تا مبادا نیروهای تندروی بی عنان، نتوانند دیگر از دامان و عبای امثال "لاریجانی" بهره گیرند و صدا و سیما به جهتی "غیر" حرکت کند....
فردی خودبزرگ بین (که این متأسفانه آفتی میان ما بچه های ارزشی هست و تعارف هم ندارد) ، که بیشتر (انتقاد حق مسلم حامد است!) را دوست دارد تا شنیدن صدائی متفاوت. این عزیز بندباز ما در جائی با ژستی شبه انقلابی میگوید[ لاریجانی، بنیان گذار اسلام آمریکائی ست و عهد ما با آقای احمدی نژاد ، عهد اُخوت نیست] و در جائی دیگر هرگونه مخالفت با احمدی نژاد را مترداف با دشمنی با "اسلام" میشمارد! الله اکبر! یکروز همراه برادرش که از دانشگاه شان، یک سی دی مستهجن صوتی آورده است، مینشیند و تخصصهای شنیع پاره ای از دختران بی بند و بار دانشگاه آزاد را گوش میکند، اما بجای دادن یک تذکر خشک و خالی به برادر گناهکاری که این سی دی را به خانه آورده است، در کمال ناباوری خواننده ی وبلاگش مینویسد:[ توجه آقایان جاسبی و هاشمی جلب که ببینند در دانشگاه آزاد چه میگذرد] !!! یعنی اشتیاق برادرش در آوردن این سی دی قبیح و حتی گوش دادن تمام و کمال آن هیچ ایرادی ندارد! اما بی توجهی ادعائی فلان مسئول به مسائل فرهنگی دانشگاه آزاد، حکم اعدام دارد! گویا دانشگاه های سراسری مان از نظر فرهنگی وضع عالی دارند!
در جای دیگری حضرتش مدعی میشود :[ در پادگان برای رأی دادن به آقای قالیباف تحت فشار روانی دائم بودیم] و بعد در توضیح این فشار مدعی میشود که:[ فلان فرمانده مان، یکی، دو بار در مراسم صبحگاه، اشارات غیر مستقیمی به خوبی های آقای قالیباف کردند] ! الهی بمیرم! عجب فشار سنگینی ها! طفلک حامد عزیز ما احتمالأ تحت این فشار ها داشته روانی میشده است!
در جای دیگر باز در یک ژست سوپر روشنفکری اسلامی ادعا میکند که که سخنان [آقای مصباح یزدی] تا اندازه ای نابجا بوده است و در روز دیگر در تطهیر و پمپاژ هواداران افراطی دولت نهم، هرگونه تخلفات انتخاباتی به نفع آقای احمدی نژاد در انتخابات را دروغ شاخدار نامیده! و ادعا میکند که به نفع آقای هاشمی تقلب شده بوده است! (این ادعای حضرتش دیگر خیلی نوبر است، من یکی تابحال نشنیده بودن کسی که در انتخابات میبازد هم متهم به تقلب بشود!)
اگر یادتان باشد بنده نقدی داشتم به انصار حزب الله،البته که حضرت حامد نتوانست از امر و نهی دراینباره به بنده ی حقیر بپرهیزد و در افاضه ای بی سابقه نوشتند:[ همین کسانی که متهم میکنید همان کسانی هستند که در هجدهم تیر، قائله دانشجویان را جمع و جور کردند و از رهبری دفاع نمودند]!تو را بخدا به این جمله بندی های ایشان نگاهی بیاندازید، اینها چه را میرساند؟! یعنی جز انصار، همه ی ملت دشمن رهبری ست! یعنی دانشجویان دشمن رهبری هستند و تنها عضویت در انصار حزب الله یعنی رهبر دوستی! یعنی گور پدر جنبش دانشجویان عدالت خواه، جامعه اسلامی دانشجویی، بسیج دانشجوئی، شاخه ی ارزشی شیراز تحکیم وحدت، انجمن اسلامی مستقل دانشجوئی و...! حالا خوب است بر این موضع بمانند! تنها چند روز از این اظهار نظر نگذشته، در حمله به مذاکرات با آمریکا بر علیه دولت و هواداران افراطی اش(مانند انصار حزب الهه و...) مینویسند:[ نی نی کوچولوها که در مذاکرات با آمریکا میخواهند به ایران تفهیم اتهام کنند] !؟! الله اکبر از اینهمه تناقض و چرخش و قمر در عقرب نویسی! انسان ناخودآگاه یاد آقای "ملون" و مرحوم منوچهر نوذری میفتد...من اینجا هدفم تمسخر نیست، بلکه کسی که وبلاگ میزند (آنهم ارزشی) نباید اینقدر برای خود لائی بکشد و ضد و نقیض بگوید. تبدیل شدن به "نیچه" و همه را از دم محکوم کردن، نه عملی انقلابی ست و نه حزب اللهی بودن است. یکی از دلایلی که مولا علی(ع) با خوارج مشکل داشتند، همین چرخشهای عجیب و غریب حضرات خوارج بود که از دوست بنی اُمیه، ناگهان شدند دشمن افراطی بنی اُمیه!
خلاصه سرتان را درد نیاورم، ایشان حضرت راست و چپهای مانوری و افوه ای! حضرت "تا آخرش برویم و بعد برای جلب توجه همه از نو بچرخیم"! اُستاد بند بازی های سیاسی و سرگردنه پیچیدن های خرکی! خلاصه اگر هوس کردید سرگیجه ی سیاسی ، آنهم تا حد مرگ بگیرید سری به سرگیجه خانه ی "آرمانشهر" بزنید! در ضمن ذکر این نکته ضروری ست که ایشان یک حزب اللهی!، یک گوش دهنده ی به نوارهای آنچنانی!،یک منتقد یهود!، یک یهود شناس!، یک هوادار افراطی احمدی نژاد!، یک منتقد رادیکال احمدی نژاد!،یک هوادار افراطی دولت نهم!، یک منتقد آیت الله مصباح!، و...بگذریم!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 12:53  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|
در جوامع توسعه نیافته و رو به توسعه قشری وجود دارند - که بدلایلی که بعدأ اشاراتی به آن خواهم کرد- با فرصت طلبی ویژه ای سعی بر وارد کردن موذیانه ی کشور به بازی نیمه مثبت با یکی از ابر قدرتهای خارجی دارند. این قشر فرصت طلب، با ریاکاری بی مانندی نخست تلاش میکند خود را بشدت سنتی و حامی ارزشها نشان دهد تا از این راه طرف مقابل و رقبا را متهم به وادادگی در برابر بیگانگان نموده و بشکلی کاذب در نزد افکار عمومی داخلی تضعیف نماید؛ اما خود بدنبال فرصتی ناب میگردد تا با بیگانه ارتباط خاص و استراتژیک برقرار نماید. در ادبیات جامع شناسی به این قشر، "خرده کمپرادور" گفته میشود. کمپرادور به معنای کسی ست که با نگاه پنهانی مثبتی به قدرتمندی یک ابر قدرت خاص اجنبی نظر دارد و اساسأ اگر در داخل کشور نیز خواستار قدرتمندی داخلی ست، تنها بدلیل تغذیه ی ناخودآگاه فکری نسبت به همان ابرقدرت است (مقایسه ی تحقیر آمیز خود با اجنبی و چشم و دل دادن به آن ابر قدرت خارجی - و حسادت تاریخی - و خواست "همانند شدن" با آن ظالم جهانی) و نه بدلایل استقلال طلبانه ی حقیقی. در داخل کشور نیز که بخش افراطی این قشر مدتها خود را تحت عناوین گوناگون حزب اللهی نمایانه پنهان کرده بود، بلافاصله پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری نخست با متهم کردن های سریالی و "تازه یاد هندوستان اُفتادن" باصطلاح اشتباهات سیاسی اجتماعی دوران "هاشمی رفسنجانی"، "محمد خاتمی"، "حسن روحانی" و... به تخریب سیستماتیک این افراد دست زده و آنان را به عدم رادیکال بودن کافی در برابر متهم نمود! این جریان پس از سو استفاده از حمایت مشروط رهبری محترم نظام از دولت نهم(که آن را حمایت کامل از خودش جا زده است) ، اکنون خود آشکارا ساز مذاکره ی هرچند محدود با آمریکا را می زنند. آنهم مذاکره با دولتی در آمریکا که همین دیروز جیمی کارتر درباره اش گفته بود:"کثیفترین دولت موجود در تاریخ آمریکا بوده است" و همان دولتی که رئیس اسبق سازمان جاسوسی آمریکا، جرج تنت در کتاب جدید خود ، "دیک چنی" را "فاجعه آمیزترین دروغگوی موجود" در تاریخ آمریکا نامیده است؛ آری مذاکره با چنین دولت مکار و فریبکاری ناگهان و یک شبه میشود اصل. ما باید برویم سر سفره با آمریکائی مذاکره کنیم که که "دیک چنی" به همراه دختر همجنسبازش دو ماه پیش علنأ در یک کنفرانس مطبوعاتی "همجنسگرائی" را میستاید! ما باید برویم با دولتی مذاکره کنیم که "جرج بوش" در آن آشکارا ماه پیش در یک مصاحبه ی کثیف مطبوعاتی درباره ی دین عزیز اسلام گفت:" اسلامو فاشیست"! و حتی در برابر اعتراضات و انتقادات داخل آمریکا نیز حاضر نشد از این سخنان زشت و لجن آلودش عذرخواهی کند....
این قشر فرصت طلب که با نقاب "حزب اللهی" ، وبلاگ پاسداران، سایت رجا نیوز، فاطمه ی رجبی، هواداران آیه الله مصباح یزدی، انصار حزب الله، حامیان شورای نگهبان و...هر منتقد پیش روی خود را تهدید و ارعاب میکنند، خود چنان پلاس ناجور مذاکره با شیطان بزرگ را پهن کرده اند که گوئی - نعوذ بالله - همان جشن ظهور آقا امام زمان (عج) ،همان وعده ی خام و پیشینی که آشکار و پنهان به هواداران عوام خود در سطح جامعه بودند مثلأ فرا رسیده است! نه کسی حق دارد اعتراض نماید و نه کسی حق دارد چون و چرا کند.از اینسو، برای مثال برادر تنی و همان رانتخوار عزت شهید باهنر، در حال عطر زدن به خود میباشد تا گروه پارلمانی دوستی با آمریکا را تشکیل دهد! و زاکانی را به عنوان هوادار سفت و سخت دولت بیرون میفرستد تا "ما خود باید جلوی جریانات افراطی را بگیریم!" و عجب زاکانی این مسئولیت محول به خود را با جوابهای ترفند آمیز و انکار اساس مسئله و تناقضات غریب، "اجرای فریب" میکند....
قبل از اخراج الله کرم از کشور، وی تنها سخن راست خود را گفت:"میخواهند همان جام زهری که به امام خوراندند را به طریقی دیگر به مقام رهبری بدهند" مسلمأ نقش بی مانندی که امثال وبلاگ پاسداران در خط دهی منافقانه ی خود به این جریان آمریکا دوست پنهان دارد را نمتوان نادیده گرفت، وبلاگ پاسداران زمانی که احدی گمان نمیکرد مابین لاریجانی و احمدی نژاد توافق پس از انتخاباتی صورت گیرد، در وبلاگش به طرز موذیانه و عجیبی نوشت:"احمدی نژاد و یا لاریجانی، هر کُدام انتخاب شود ، فرقی ندارد و هر دو قابل تأئید اند" مگر میشود فرقی نداشته باشد؟! این حرف را محال است کسی بزند که از انتخاب لاریجانی توسط احمدی نژاد پس از انتخابات بی خبر است....این تیم که با این هماهنگی کامل به جلو آمده است، محال بود که برای برقراری ارتباط نهائئ با آمریکا برنامه ای پنهان نداشته بوده باشد؛ در حقیقت این گروه در ورای ادعاهای اولترا ارزشی، همواره بشکل دقیقی برنامه ریزی زیرکانه ای برای ارتباط با آمریکا داشته و خواهند داشت تا مدت حاکمیت جناح خود را در حاکمیت تا مدتها تضمین نمایند. البته دلیل تعلق این قشر به ابر قدرت بزرگ و ظالم جهانی، چیزی جز عقده ی کمبود شخصیت، نداشت قدرت اعتماد به نفس و بر آمدن از خانواده هائی ست که مُدام اعضای خودشان را تحقیر و تخریب کرده اند. مسلم است برای کسانی که حتی در محیط خانه ی خود زورگو هستند، جالب است بروی خون کودکان روستای "قانا"، تشنگی کودکان "بصره" و زجر یتیمان "صبرا و شتیلا" ، لاس شبه حزب اللهی با شیطان باصطلاح بزرگ بزنند. البته، چه بهانه ای هم بهتر از عراق! اگر چه هر عاقلی هم بداند که مسائل عراق آنقدر پیچیده نیست که نیاز به گفتگوی رودرو داشته باشد. مسلمأ مذاکره، هدف اصلی تری را دنبال میکند: "با ما فقط مذاکره کنید، چون بقیه را سرکوب کرده ایم!" یعنی تمام ادعاهای اصولگرائی این دولت و هواداران افراطی اش، با این حرکت در هاله ای از ابهامی ناب و ابدی قرار میگیرد: دغدغه ی احمدی نژادی که در جوانی مخالف اشغال سفارت آمریکا، و هوادار اشغال سفارت شوروی بوده است، چیست؟
آنها که دور رهبر محترم انقلاب را گرفته اند تا ایشان را به سمتی ظاهرأ متعلق کنند، یادشان نرود که سربازان حقیقی انقلاب و رهبری اینسوی خط هستند نه آنانی که با کف پیروزی انتخابات نهم بر آمدند، و سر خواهند رفت. آنهائی که گوش به فرمان امام راحل و مقام محترم رهبری دارند و دل و گوش به رایحه های ناخوش ناخدمت نفروخته اند. آن نامدرانی که مقام محترم رهبری نظام را تحمیل مقطعی تحلیلهای اشتباه و آلوده ی مذاکره با شیطان بزرگ میکنند و زیر فشار خرد کننده قرار میدهند بدانند که محافل و نشانی هایشان را میدانیم. شما همانها هستید که زمانی با اسلام آمریکائی لاریجانی (که حتی در دوران صدا و سیمایش فیلمی در عادی نشان دادن رابطه ی عاشقانه و همجنسخواهانه ی میان دو مرد آلمانی نشان داد) حال میکردید و در ِین حال پوزه ی خود را در عدس پلوهای هیئتی فرو میبُردید و دسته های انچنانی تان در عاشورا و تاسوعا تنها برای ابراز قدرت به دیگران بود نه ابراز ارادت به مولا حسین(ع). ما میدانیم چه کسانی و با چه افکاری مُدام به مقام محترم رهبری گله گزاری میکنند و کردند و چه وبلاگها و سایتهای نو-زنجیره ای قلم فروختند به مذاکرات تخیلی. آهای جواد لاریجانی که مذاکره میکنی با روزنامه ی صهیونیستها، آهای فاطمه ی رجبی که میروی و "نوری زاده" ی صهیونیست را تحلیلگر "خوب" میشماری، بدانید که در سرزمین شهدای انقلاب جائی ندارید و نخواهید داشت. خانم رجبی، ورودتان را باید به جرگه ی سارکوزی ها، هارپر ها ، تونی بلرها(این آخری را جیمی کارتر به درستی یک کورِ وفادار نامید!) تبریک میگویم! حالا بروید مانند تفاله های تندروی دوم خردادی که برای رهبری محترم انقلاب اخبار دروغین میبُردند، تحلیهای غلط ارائه کنید، بروید به فریب در گوش بزرگان بگوئید "جنبش عدالت خواه دانشجوئی" تند رفته است! خانم رجبی شما هم بروید رنجنامه ی پنجم را قلمی کنید؛ اسمش را هم بگذارید :از رنجی که از مخالفان مذاکره با آمریکا میبریم! سمت نامه را هم طبق معمول کنید به سمت آن عارف فرزانه، خامنه ای عزیز، تا باز هم مقام ولایت را خرد و تخریب کرده باشید. بی خود نیست خانم رجبی که شما با اینکه همه را میکوبید و تخریب میکنید ، درباره ی "آیت الله یزدی" میگوئید : "فقیه مبارز و حق شناس"...البته حق دارید این را بگوئید، جنبش اصیل دانشجوئی، رئیس بعدی قوه ی قضائیه، و افکار عمومی انقلاب شاهدند بر قوه ی قضائیه در طی آن سالها چه ها که نرفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 4:23  توسط پاسدار کوچک اسلام،دهقان
|