تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

به سلامتی!، دفاع انصار از رقص خانمها!، کمیسر اطلاعات اعتراف میکند! و....

برای اینکه فساد گسترده ی اداری، مالی و سیاسی - رانتی که در درون کشور در حال بلعیدن هست و نیست مردم همیشه در صحنه هست را به شرف دیدار نائل آئید، احتیاج نیست سوگولی فلان مسئول باشید! یا در حراست فلان اداره جولان دهید(مانند من؟! بماند!)، سری به اخبار ظاهرأ ساده بزنید، ببینید چه اوضاع صفدر قلی خانی جالبی برپاست و چه انگلهائی با چه انگیزه های پست و معیوبی، در حال هدر دادن این منابع باقی مانده ی اُمت همیشه در صحنه هستند!


۱- سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب: "باید با آمریکا مذاکره کنیم!" این در حالی ست که حتی میانه روترین محافل سیاسی کانادا، اروپا و درون آمریکا نیز بر بد طینت بودن دولت فعلی آمریکا تأکید دارند. معلوم نیست این "سلامتی" را باید چگونه به "سلامتی" جرج بوش بالا بُرد!

۲- سایت وابسته به انصار حزب الله ضمن دفاع غیر مستقیم از مراسم رقصی که رحیم مشائی از دولت باصطلاح امام زمانی(عج) نهم در آن شرکت کرده است، از خبرگزاری فارس بدلیل چاپ چند تصویر و گزارش انتقاد آمیز در اینباره ، بشدت انتقاد کرده این حرکت خبرگزاری فارس را مایه ی وهن "یک نهاد انقلابی" منتسب به فارس(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) دانست! جالب است که "الله کرم" ها دارند با "بابا کرم" هائی که از جانب دولت نهم مشارکت شوند، راه میایند و در این راه از خائن شماردن سپاه هم ابائی ندارند!!


۳- حجت الاسلام ری شهری در کتاب اخیر خود، به انتساب دروغین ترورهائی که جاسوسان عراقی (در داخل ایران) انجام میداند به سازمان مجاهدین باصطلاح خلق اعتراف نموده اند! در حالیکه رسانه هائی مانند الجزیره، در حال ساختن چهره ای قهرمان وار از صدام حسین هستند و محاکمه ی این دیکتاتور سفاک نیز تازه به پایان رسیده و حکم آن اجرا شده است، مشخص نیست چرا این "اعتراف" زودتر انجام نشد تا کشورمان با دست پر تری در دادگاه این جنایتکار حاضر میشد، و محافل افراطی وهابی و تندروهای اهل سنت نما اینچنین در موضع طلبکار قرار نمیگرفتند؟

 

۴- آیت الله مصباح یزدی که در سخنرانیهای سالیان گذشته ی خود، به طرح بی ادله، بی مایه و سخیف "چپی و غیر اسلامی" بودن قانون اساسی فعلی (که صالح بودن آن سالهاست مورد تأئید امام ره و مقام محترم رهبری قرار گرفته است) پرداخته اند، به تازگی ادعا کرده اند که : " عده ای با اعتقاد و پایبندی خود به قانون اساسی در باره ی رهبری، در حقیقت در حال نابود کردن ولایت فقیه در جامعه هستند! " با مبرهن و روشن بودن اختلاف دیدگاه ایشان با آموزه های مقام محترم رهبری در باب "مردمسالاری دینی"، دلیل حقیقی کمکهای میلیونی دفتر مقام محترم رهبری به پژوهشکده ی ایشان،در هاله ای از ابهام قرار دارد. به خصوص با بر طرف شدن خطر اصلح طلبان افراطی و لزوم جلوگیری از تضعیف تئوریک مواضع رهبری در سطح آکادمیک جامعه، این مسئله اهمیت خاصی یافته است.


۵- یکی از نمایندگان مجلس با اذعان به انتقاداتی که به نحوه ی ورورد پاره ای مسئولان، به مسئله ی هسته ای ایران در سطح جهانی وارد است، انتقاد روزنامه ی جمهوری اسلامی و خبرگزاری مهر در اینباره را محکوم کرد و گفت:" هیچکس حق ندارد در اینباره به ریاست جمهور دستور بدهد!" گویا تا خودشان میگویند اشکالی ندارد، اما رسانه ها اگر بگویند دستور فرموده اند! آنهم مظفر خانی! واقعأ که "حیف نونِِ" بیت المال!


۶- درحالیکه فشارهای مؤتلفه برای سهم خواهی از دولت انحصارگر نهم، تقریبأ به بن بست رسیده است، این جمعیت (به تازگی حزب!) در یک اقدام جنگ روانی ادعا کرد که "ممکنست سیاستهای کلی این جمعیت، به زودی تغییر کند!" این در حالی ست که چندی پیش خبر محرمانه ای از نارضایتی خاص مقامات بالای نظام از این جمعیت، و حتی جلسه ای بسیار سری که در آن عسگر اولادی بشکلی مظلوم نمایانه و برای ایجاد فشاری روانی، ظاهرأ پیشنهاد انحلال این جمعیت را به مقام محترم رهبری داده بودند! منتشر شد؛ چیزی که دفتر مقام رهبری بر خلاف روابط عمومی مؤتلفه، از تکذیب آن تاکنون خوداری کرده است.


۷- باهنردر سخنانی در اصفهان - که به نظرم نشان از شجاعت جالب و نقد قابل تأملی از یک عضو ثابت قدم راست سنتی دارد- گفته است:" این قابل قبول نیست که گروهی در لبنان، با حماسه و شهادت نام حزب الله را بر خود برگزینند و گروهی نیز در داخل کشور، با ایراد اتهامات بی اساس و الفاظ تند همان نام مقدس را سهم خواهی نمایند. من شنیده ام حزب الله اصفهان، دخالت خود در این اعلامیه های اهانت آمیز را رد کرده است اما این به نظر من کافی نیست. باید حزب الله آشکارا بیانیه داده و این اعمال که به نامشان دارد انجام میشود را محکوم نماید" برای بنده ی حقیر اساسأ مشخص نیست که حزب الله اصفهان یا اینکار را کرده، که در اینصورت باید مردانه مسَولیت آنرا بپذیرد، و یا نکرده است که اگر نکرده، بشکل خاله زنکی و پنهانکارانه رد کردن آن، و ندادن یک سطر بیانیه ی خشک و خالی در اینباره، با کدامین اخلاق اسلامی و شجاعت " حزب اللهی" سازگار است که اینان خود را طلایه دار راه آن شمرده، و بقیه مردم را از مؤمن و غیر مؤمن ردیف جهنم سوزان میکنند؟!

 

۸ - وزیر علوم با تأئید افتخار آمیز وجود شیوه ی ناسالم چند ستاره ای شدن دانشجویان، تنها وجود دانشجوی سه ستاره ای را رد کرد! وی در عین حال کل این شیوه را به ارث رسیده از دولتهای گذشته نامید! گویا این تنها ارثیه ی دولتهای قبلی ست، که دولت نهم برای حفظ آن حاضر است از جان و حیثیت خود مایه بگذارد، البته فحشش باز هم طبق معمول، مال دول پیشین خواهد بود!... خیرخواهانه میگویم، وزیر علومی که بنا را بر مجرم و گناهکار بودن دانشجو میگذارد، در دراز مدت در دانشگاه ایجاد هزینه های سنگینی برای نظام کرده، و "تنش زا" خواهد بود. این را به عنوان کسی میگویم که خود به پاره ای از تندرویهای دانشجویان شبه سکولار در دانشگاه ها معترضم.

۹ - سایت وابسته به انصار حزب الله اقدام به چاپ سخنان مقام محترم رهبری در بی پایه و اساس بودن دشمنی های کور جناح راست و چپ با هم کرد. انصار حزب الله که از بدو تشکیل، همواره به عنوان "چماق جناح راست" بر علیه جناح های دیگر معروف بوده و حتی عمل کرده است و در این راه حتی تا کتک زدن برادر مقام رهبری در شهرستان ارومیه و حمله به خانه ای شخصی در قم که میزبان دکتر سروش بودند نیز پیش رفت، معلوم نیست این سخنان را برای ارشاد دیگران چاپ کرده یا برای تشریح بحران ایدئولوژیک خودش!

۱۰- الله کرم که از شیوه ی تقسیم مدیریتها در دولت نهم چندان راضی به نظر نمیرسد، در سخنان قبل از انتخابات خود، برای دامن زدن بیشتر به اختلافات میان اصولگرایان و جای باز شدن بیشتر برای سهم خواهی خود و گروهش، در یک ادعای بزرگ گفته بود :"اصلاح طلبان هیچ شانسی ندارند و رقابت میان اصولگرایان است!" البته انتخاب افرادی مانندابتکار،جلودار زاده، مسجد جامعی و...به آقای الله کرم آنهم پس از انتخابات هیچ ارتباطی ندارد! و لطفأ وقت ایشان را با سئوالات تخریبی نگیرید!

۱۱- برای دیدن یک وبلاگ ارزشی که همه جز خود و طرز فکرش، همه ی مردم را "طلحه و زبیر"، "ابوموسی اشعری"، "عثمان" و "عمر و ابوبکر" مینامد چطورید؟! وی که در اینباره نظر سنجی ویژه ای هم کار گذاشته ، تقریبأ از خود ما خواسته معرفی کنیم که از کدام از این چهار دسته ایم! چقدر با لطف زیاد و معصومانه! جدا از اینکه معلوم است مخ بعضی ها خوب تنور نان پزخانه شده است!، معلوم نیست چرا ایشان در این نظر سنجی فکسنی نامی از "ابن ملجم مرادی" نیاورده اند؟! فکر نکنم بر اساس معیار ایشان بد باشد اگر ما بخواهیم ایشان خودشان در یک نظر سنجی شرکت و نامشان را زیر ابن ملجم ثبت نمایند!!

۱۲- سایت "رجانیوز" با سازماندهی وبلاگ های تندرو و فریب تعدادی وبلاگ ساده اما ارزشی، سعی دارد یک "لابی قدرتمند" اینترنتی ایجاد نماید. این خط باصطلاح بُرنده به همراهی سایت نو سازی و انصار نیوز و ...سعی میکنند در بحران ایدئولوژیکی که باقی جریانات با آن دست به گریبانند، با ایجاد خطی افراطی، قویترین جریان های نظام را نسبت به خود مرعوب نمایند. دشمنی این خط با سپاه، قوه قضائیه، روحانیت، خبرگان رهبری، ...بسیار بارز و بی پروا است. هدف این خط ، حذف افرادی مانند بیادی، سلیمی نمین، ده نمکی، حداد عادل، افروغ، ابوطالب، چمران و...از اصولگرایان و تخریب شخصیت این افراد نزد مقامات بالای نظام است.

۱۳- جبهه ی مشارکت، در روندی شبیه به نهضت آزادی، مُدام بیانیه های آشتی و ارعاب در برابر آمریکا میدهد! گویا این دست جریانات سعی دارند بدین وسیله، به بقای سیاسی خود نیز ادامه دهند. متأسفانه بخشی از نظام، ضمن استقبال از این دست مواضع، آنها را نشان ضعف این گروه ها میداند! نظام نباید از بدام اُفتادن حتی دشمن داخلی خود به سمت آمریکا خوشحال شود. نظام باید تلاش میکرد از راندن و حذف افراطی این نیروها خودداری میکرد و فریفته ی بازی هل دادن به بیرون پس از انتخابات نهم نمیگشت. با تمام اشتباهات مشارکت، میشد آنها را اینگونه با نابخردی به سمت اشتباه نکشاند. در عوض، این بخش از نظام فکر میکند میتواند با امثال "فاطمه رجبی" به خوشبختی برسد! اما فاطمه رجبی علنأ میگوید : یا نظام در خط ما حرکت کند، یا (همانند منافقین) مرگ بر این نظام باد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 6:36  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

بيانيه بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) درباره مشايي

يكي از مسائلي كه اين روزها فضاي سياسي و فرهنگي جامعه را به خود متوجه كرده، حضور رييس سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري در نمايشگاه گردشگري تركيه و اجراي مراسم رقص در افتتاحيه آن مراسم است. البته مصاحبه سال گذشته ايشان با يك خبرنگار تركيه‌اي نيز مزيدي بر علت اوج‌گيري بحث‌هاي اخير بوده است

نگارندگان اين بيانيه نكات ذيل را خارج از هرگونه نفسانيت و سهم‌خواهي‌هاي سياسي، بدون قصد سوءاستفاده از فضاي به وجود آمده و صرفا از سر تكليف و اداي دين به نظام مقدس جمهوري اسلامي اعلام مي‌نمايند. اميد است اين نگاه كه برخاسته از شريعت مطهر اسلام است، در ادبيات نقادانه موجود وارد گرديده و نقد عالمانه مسائل فرهنگي به دور از درگيري‌ها و زدوبندهاي سياسي به يك فرهنگ تبديل شود.

با توجه به گذشت نزديك به 14 ماه از اين مراسم، انتشار فيلم آن در رسانه‌هاي جمعي را اقدامي كاملا سياسي و ناشي از رفتارهاي مچ‌گيرانه بر اساس منافع گروهي و نه از روي دغدغه‌هاي فرهنگي مي‌دانيم و متاسفانه همين برخوردهاي سياسي با مسائل فرهنگي و سوء استفاده از ارزش‌هاي اعتقادي است كه در بسياري از موارد مانع ورود نگاه كارشناسي به موضوعات فرهنگي و در اين مورد نيز منجر به انحراف اذهان از اصل موضوع پيش آمده شده است.

ايشان در جايي حضور نمايندگان 40 كشور اسلامي و در جاي ديگر حضور دبيركل كنفرانس اسلامي (آقاي ابراهيم اوغلو) و چند وزير از كشورهاي اسلامي و هم‌چنين تعريف شدن اين نمايشگاه به عنوان يك برنامه ذيل اجلاس كميته دائمي همكاري‌هاي اقتصادي و بازرگاني سازمان كنفرانس اسلامي را به عنوان توجيهي بر لهو و لعب نبودن مراسم و حضور خود در آن دانسته است. اولا مگر حضور چند وزير و بلكه تمام اعضا و حتي سران كنفرانس اسلامي دليل بر حليت حرام بين الهي مي‌شود؟ و ثانيا گويا جناب مشايي نقش راهبري عام و به‌خصوص ارزشي نظام جمهوري اسلامي ايران در جهان اسلام را به فراموشي سپرده است.

اولا ذكر اين نكته ضروري است كه اگر ايشان از محتواي مراسم اطلاع داشتند، با برخورد انقلابي ملت روبه‌رو مي‌شدند. سوال اين‌جاست كه ايشان به چه حقي در مراسمي كه از محتواي آن اطلاع ندارد به‌خصوص در كشوري كه اجراي اين‌گونه مراسم در آن عادي است شركت كرده است؟ و مگر اين مسائل براي اولين بار است كه براي مسوولان نظام پيش مي‌آيد؟ ثانيا اخبار منابع متعدد خبري مبني بر حضور وي در سرتاسر مراسم رقص، بيان كننده حقيقي غير از غافلگير شدن ايشان است؛ چراكه از يك ربع ابتدايي مراسم، 13 دقيقه و 30 ثانيه به اجراي 3 مراسم رقص اختصاص داشته است

اتفاقا آن‌چه كه محل تامل است و جاي بازخواست دارد شخصيت حقوقي ايشان به عنوان معاون رييس‌جمهور و يك مسوول بلندپايه نظام جمهوري اسلامي در مراسم خلاف شئونات اسلامي است و آغاز و تشديد منازعات اخير نيز صرفا به خاطر شخصيت حقيقي ايشان است نه شخص آقاي اسفنديار رحيم مشايي! ثانيا انحراف موضوع از يك خلاف شخصي به دولت محترم و شخص رييس‌جمهور، مغالطه‌اي آشكار از سوي ايشان است و هزينه از دولت نهم براي فرار از پاسخگويي به انتقادات وارده نه تنها حمايت از دولت نهم نيست بلكه ضربه مهلكي بر ريشه‌ي آن است

هنوز برخوردهاي انقلابي بنيانگذار اين نظام از حافظه‌ي تاريخي مردم پاك نشده است. مگر نه اين‌كه حضرت امام در برابر انتشار كتاب آيات شيطاني در قالب يك رمان (به عنوان كالايي فرهنگي) آن‌گونه مي‌خروشد و در برابر توجيهات مسوولان وقت كه از ترس انزواي كشور از امكان توبه و لغو حكم اعدام وي سخن مي‌گفتند، مي‌فرمايد: «اگر سلمان رشدي توبه كند و زاهد زمان هم گردد بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامي هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند» و مگر نه اين‌كه حضرت امام مبين اسلام ناب در عصر حاضر است؟

جناب مشايي در مراسم توديع معاون فرهنگي سازمان گفته است:مواضع من مواضع احمدي‌نژاد است و توقعي از او ندارم بهترين دفاع او اين است كه من معاون وي هستم و مي‌مانم و كارها را انجام مي‌دهم. وي هم‌چنين در پاسخ به اين سوال كه آيا اين صحت دارد كه به شما گفته‌اند آبرومندانه استعفا دهيد، اظهار داشته است: نخير، كسي جرأت ندارد از من چنين چيزي بخواهد.

جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد!

تا كي دولت شما بايد هزينه و تاوان ندانم‌كاري‌ها و اشتباهات فاحش برخي اطرافيان بي تناسب با آرمان‌ها و اصول را بپردازد؟ آرمان‌ها و اصولي كه با وجود مخالفت بسياري از صاحبان قدرت و ثروت احيا شده اصول و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي است. شجاعت و روحيه‌ي انقلابي دولت نهم در ورود به زمينه‌هاي اقتصادي و سياسي روح اميد را در جامعه زنده كرده است اما به نظر مي‌رسد اكنون نياز به عمل بر مبناي اين شجاعت و روحيه‌ي انقلابي در عرصه‌ي فرهنگ بيش از هر حوزه‌ي ديگري لازم است.


قطعا اولويت دولت نهم قبل از آن‌كه سياسي و يا اقتصادي باشد، فرهنگي است و پرداختن به اين مهم مستلزم وجود مجموعه‌اي ارزشي، اهل عمل، متعهد و خوش‌فكر است. امروز مجموعه فرهنگي دولت نهم نياز به توجه جدي و ترميم اساسي از سوي جناب‌عالي دارد و هزينه‌هاي بسياري كه از ابتداي دولت به واسطه‌ي ضعف اين مجموعه متوجه دولت شده است، تسريع در اقدامي انقلابي در اين زمينه از سوي جناب‌عالي را مي‌طلبیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 9:19  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

کله های داغ،اعتراف ری شهری،پاسخ کم ربط رجائی زمان و دولت موعود!

۱- من جواب کسانی که به قول امام کله هایشان داغ است را نمی دهم. بعضی از اینها از بس داغ هستند خود هم نمیدانند چه میگویند یا معلوم نیست اساسأ از جان نحیف ما یا مردم چه میخواهند که سالی دوازده ماه از مردم طلبکارند؛ حرف مُفت یا بی منطق هم که جواب ندارد.وگرنه انسان ناخودآگاه تا سطح خودشان، نزول اخلاقی پیدا خواهد کرد و این بروبرگرد ندارد.در ضمن من اصولأ هیچ جوابی برای "فدائیان خلق" مصباح یزدی و یا پیروان "پیکار" برای بُت سازی از الله کرم ندارم که بدهم، اینان را به خیر و ما را به سلامت ، هرکدام مان در راه و بیراهی که پیش گرفته ایم.


۲- در جواب به آقای بامدادان(تنها به این دلیل که ادعا کرده اند حاضرند بدون فحاشی بحث کنند) الف- اعدام نزدیک به ۲۰ الی ۳۰% از اعضای گورهکهای ضد انقلاب، متأسفانه متضمن پاره ای از تندرویهای تأسف برانگیز بوده است و این قابل انکار نیست. از سوئی دیگر جای یک تحقیقِ خالی از پیش داوریهای سیاسی و گونه ای بازبینی اجمالی متأسفانه دراینباره خالی ست. ب- باید قبول کرد منهای این ۲۰ الی ۳۰ % ، بخش عمده ای از اعضای این گروهک ها، در کُشت و کُشتارهای اوایل انقلاب نقشهای کوچک و بزرگی داشته اند. پ- برای نخستین بار هفته ی گذشته ی ، آقای ری شهری اعتراف کردند که ترورهای جاسوسهای عراقی در ایران را به نام مجاهدین باصطلاح خلق جا میزده اند! اینکه بخشی از نظام در حال اعتراف به پاره ای از اشتباهات خود است، امری ست که خود قابل تأمل، قابل تجربه اندوزی و تا حدی نیز تحسین برانگیز است.


۳- رئیس جمهور محترم در جواب به نامه ی آقای "نسل سوم انقلاب" چنان بی ربط نگاشته اند که نویسنده ی این وبلاگ را دست بدامان آقای ده نمکی برای ترجمان الفاظ سنگین و غیر عادی و بی ربط این جواب کرده اند! این جواب نشان میدهد که ریاست جمهور از مشاورانی بهره مندند که بجای راهنمائی -از شدت جهلشان- ایشان را "چاه نمائی" مینمایند...


۴- انتخاب آقای الهام به عنوان سرپرست موقت وزارت دادگستری، ناخرسندی ضمنی پاره ای مسئولان را برانگیخته است. از جمله ریاست قوه قضائیه، که آشکارا ابراز تمایل کرده اند که اینبار این پست از بدنه ی آشنای قوه قضائیه تأمین گردد. اهانتهای مُدام همسر آقای الهام به مسئولان دیگر، و چند شغله بودن برخی از اعضای هیئت دولت به اضافه ی سکتاریسم افراطی در دولت نهم، صدای بسیاری را درآورد(حتی صدای انصار ظاهرأ حزب الله! که البته اینان بعدها با هزاران صدقه و قربانت روم سعی کردند تک انتقادشان را هم ماستمالی کنند!) اگرچه آقای نظریه پرداز دولت نهم، آقای رامین، فرموده اند:" انحصارگرائی، برای ما اتهام محسوب نمیشود!" یعنی همان حرفهای ماکیاولی که بد همان خوبست! بعد میفرمایند دولت نهم، دولت مهدی موعود(عج) است، اما از کی تا بحال حضرت مهدی (عج) نسبی گرا و ماکیاولیست شدند(نعوذبالله)؟ حرفهای گنده زدن هم شده لات بازی جدید دوستان "معجزه ی هزاره سومی"! خدا بخیر کند! انشا الله!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:19  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

اُستاد بزرگ و بی بدیل، لطفأ بخوانید و هر حرفی را منحرف ندانید

اگر یادتان باشد در آغاز انقلاب فیلمی تولید شد به نام توهم. توهمی که یکی از اعضای منافقین به بقال و چقال و مردم عادی داشت و پیدا کرده بود. سوءظنی بیمارگون که از تک تک اعضای جامعه در رگ و خون این عضو مجاهدینِ باصطلاح خلق! ریشه دوانیده بود. اساس کار سازمانی بروی برخی اعضای ضعیف النفس همین ایجاد، دامنه دار نمودن و هیولاسازی توهم گونه نسبت به دشمن خیالی در این افراد بود. سخنرانی اخیر آقای مصباح یزدی که توسط باصطلاح روابط عمومی پژوهشکده ی ایشان (امام خمینی ره) منتشر شد، دارای ابعاد خیره کننده ی نزدیکی با این شیوه ی مجاهدین خلقی ست. در آغاز سخن ایشان، بدروغ و تلقین ادعا میشود "جریاناتی در جامعه، کمر به نابودی ولایت فقیه بسته اند" این در حالیست که نه تنها چنین چیزی در جامعه و صحنه ی سیاسی قابل احساس نیست، بلکه حتی سازمانهای ضد انقلاب میانه روئی چون فدائیان اکثریت، جمهوریخواهان ملی، حزب توده، حزب دموکراتیک مردم ایران(بابک امیر خسروی) و... نیز خواستار نابودی ولایت فقیه نیستند بلکه به تغییر قانونمند قانون اساسی نظر دارند. حتی گویا در یکی از کنگره های سالیان گذشته ی فدائیان اکثریت، طرحی با عنوان "پذیرش و دموکراتیزه کردن ولایت فقیه" مطرح میشود.جدا از پایگاه اجتماعی این دست گروه ها، عقاید التقاطی و ضعیف و منجلاب سکولاریسمی که اغلب در آن دست و پا میزنند آیا در زمانی که حتی نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی نیز بر قبول ولایت فقیه تا زمانی که در قانون اساسی وجود دارد و نظر سازمانهای میانه روی ضد انقلاب نیز برآیندی از همان طرح کنگره ی گروه فدائیان اکثریت است، میتوان ادعا کرد "جناح ها و گروه هائی در جامعه در حال نابودی ولایت فقیه هستند(!؟!)" این ادعای عجیب، آنهم زمانی که حتی اصلاح طلبان نیز کاملأ از فعالیت دست کشیده اند و تنها پاره ای نیروهای متعادل آنان فعال هستند چه را میرساند؟ اینگونه دشمن سازی باورنکردنی چه طرح پیچیده ای را در پس زمینه ی خود دارد که ما از آن بی خبریم؟

 مصباح یزدی برای نخستین بار در جمع دانشجویان بسیجی اساس انتخابات موجود در قانون اساسی کشور را بطور ضمنی بر خلاف اسلام میشمارد ۷۹/۴/۲۲

آیا باید ادعای آقای مصباح را باور کنیم یا لحن هر روز تندتر شونده ی ایشان نسبت به دیگران -و حتی این اواخر نسبت به هواداران رهبری - را؟ چطور یکشبه و تحت فرمان حامیان ایشان "چمران" ها میشوند مخالف دولت و اصولگرائی؟! آیا این حرکات نشاندهنده ی رویه ی پنهان، تفرقه آمیز و شبه مجاهدین خلقی برخی نیروهای همفکر با ایشان نیست؟ در قسمتی دیگر ایشان ادعا میکنند " قبول ولایت فقیه بر اساس قانون اساسی، یعنی همان تضعیف و نابود کردن ولایت فقیه" الله اکبر! مگر همه باید جان نثار و فدائی رهبر باشند؟! یکی از روی شدت علاقه در این امر به قانون نیازی ندارد و دیگری آن درجه از احساسات را ندارد اما مخالف رهبر هم نیست،آیا این یعنی نفر دوم منافق و دشمن رهبر است؟!؟ این چه نتیجه گیری فرا-غریب و هدف داری ست که ایشان مینمایند؟ مگر خود رهبری یکبار نفرمودند "ممکنست وقتی من صحبت میکنم یکی از روی احساسات بالا بگرید اما دیگری محترمانه گوش دهد و اینها هر دو بی اشکال است" ؟ آخر این چه سفسطه و ایجاد نفاقی ست که در رویه ی ایشان متأسفانه جریان یافته است؟ دیدیم یکشبه قالیباف را بزور چند سایت وابسته کردند کارگزارانی! چمران را کردند اصولگرا اما هوادار قالیباف!، پس فردی مورد دار! این در حالی بود که آقای چمران گفتند "ایجاد این دوگانه میان احمدی نژاد و قالیباف از اساس، شیطنت است." شیبانی را با آنهمه سابقه ی انقلابی، طرد و محذوف کردند. دود اینهمه تندروی هم سرانجام در انتخابات در چشمانشان رفت اما باز گویا دست بردار نیستند. دوستان میگویند نگو اما این جدأ چه لحنی ست که رئیس جمهور با زننده ترین وجه خطاب آشکار و پنهان به ریاست مجلس میگویند:"از جلسات شما آگاه هستیم و فکر نکنید تسلیم میشویم" این درست همزمان شد با مزخرفاتی که همسر آقای الهام و سایتهای وابسته بدروغ در رابطه با تماسهای آقای حداد عادل با آقایان هاشمی، خاتمی و توسلی خبر دادند. اما این تماسها به گواه شاهدان، اولأ جلسه ی پنهان نبوده و دومأ تلفنی بوده و سومأ در رابطه با نگرانیهائی پیرامون انتخابات بوده است. آیا اینست لحن زشتی که باید آقای احمدی نژاد درباره ی دو، سه تماس تلفنی ساده بکار برند؟ یا در جواب آقای حداد عادل که گفتند "بهتر است در سفرهای اُستانی اندکی دقت صورت گیرد تا توقعات مردم افزایش نیابد" آقای احمدی نژاد با لحنی نه در خور یک رئیس جمهور میفرمایند :":اگر کسی خیال میکند سفرهای اُستانی را رها میکنیم، اشتباه میکند،(!) تا احمدی نژاد سر کار است اوضاع بر همین منوال است(!!؟)" اما تو را بخدا این لحن مناسب سخن گفتن با رئیس یک قوه ی دیگر است؟ گویا عده ای اُمیدوارند بخش عوامگرای ده درصدی از بسیج باز هم پاره ای اشتباهات انجام داده در انتخابات نهم را تکرار کنند. البته در انتخابات نهم، تقلب آنهم به شکل سازمان یافته ی آن، هرگز اتفاق نیفتاد اما برخی صندوقها جابجائی های غیر ضروری یافتند و اختلالاتی را از جانب چند عضو دست چندم بسیج به نفع آقای احمدی نژاد متأسفانه شاهد بودیم. اما مسلمأ بسیج و حزب الله حقیقی دیگر اجازه ی حتی همین اختلالات را به این چند عضو دست چندم سوء استفاده کننده ی حزب اللهی نما نخواهند داد. چون به ایمان ثابت شد که اینها دشمن نیروهای اصیل انقلابی از قبیل چمران ها، توسلی ها، شیبانی ها، موسوی خوئینیها، محسن رضائی ها ، قالیبافها و ... هستند. همکاری با دشمن نیروهای اصیل انقلاب، یعنی اُفتادن به دام اسلام مزور آمریکائی یعنی همان چیزی که زمان انتخابات گفتیم اما متهم شدیم به اتهاماتی از قبیل صهیونیسم ، آنهم از جانب دوستانی که ادعای شناختن صهیونیسم هم داشتند... چه جالب است که انتخابات پر شور اخیر هم دهان آمریکا را در باب عدم دموکراسی در ایران بست و هم دهان تندروهای تندرونمای داخلی. اما جدا از آندسته تندرونماهای مردم فریب، گویا برای عده ای از دوستان دلسوزِ "معجزه هزاره سومی"، زمان لازم است تا دریابند که یک دولت چاق اصولگرا جز به بلعیدن باقی افراد و نهادهای انقلابی و اصولگرا، رضایت نخواهد داد. آری برادرم، اینهم طنز تلخ تاریخ ملت مسلمان ماست که همواره شبه قدرتنماهای رضاخان مآب توانسته اند صداقت داران اصیل اما احساساتی را فریفته، با ماست "رادیکال نمائی" سر بُریده، و در خوش خیالی های قداست یافته شان دور تباهی زنند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 8:17  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |