تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

خاک حرمت شکسته ی جبهه ها، هنوز طوطیای چشمان ماست ای بی خبر

از وقتی "سلطان شکر"ها زاده شدند، آبروی انقلاب فرو ریخت. سلطانهائی که روبروی چشمان ما رشد کردند، دندان تیز نمودند و به جان هست و نیست ملتی همیشه در صحنه افتادند. همان روزهائی که اتفاقأ مصادف با روزهای باصطلاح رو کم کنی اهل باصطلاح ولایتمدار از اهل باصطلاح خط امام بود.همان زمانی که در پس پرده سلطان شکر و مافیای کاغذ و سکه زنان بازار این قدرت دروغین را به امثال فلانی ها دادند تا مراسم سیزدهم آبان فسالی ها را با خیال راحت بهم بریزند و چه قدرت جذابی ست وقتی اهل باصطلاح اصولگرا اجزه ی این انتقام تاریخی را از اهل باصطلاح خط امام داشته باشد. اینگونه بسیج و حزب الله را سرگرم به رقابتهای دروغین کردند و اینگونه سخنگوی حزب الله در جامعه فردی شد به نام حسین الله کرم. آنها که الله کرم را میشناسند میدانند مرد جبهه بوده و در این شکی نیست ترسو و بزدل و بی عرضه نیست. باید منصف بود، الله کرم دست کم نیمی از صفات شهدا را دارا بود اما آنجا که پای تحمل بود، میدانید و میدانیم که او،اصلا و ابدا تحمل رقیب ندارد. چنین فردی هرچقدر صداقت و ارزش و اصول داشته باشد نمیبایست در صدر تنها نیروئی قرار میگرفت که هنوز میتوانست جلوی سلطان شکرها بایستد....از وقتی به حزب الله ، بازی جالب، جذاب و فریبای مبارزه با باصطلاح باقی مانده ی خط امام طی فرایندی زیرکانه داده شد، لمپنهای بی دین آرام آرام جامعه را به تسخیر فرهگنی خویش درآوردند. همان لمپنهائی که نهایتأ در خود همان حزب الله و همان خط امام هم به مرور رسوخ کردند و تخم متعفن خود را گذاشتند. بی خود نیست که امروز الله کرم علنأ میگوید: " دیگر رقابت میان اصولگرایان است و اصلاح طلبان شانسی ندارند" او به خوبی میداند که در این بازی کودکانه، توانسته کمر باصطلاح رقیب را بشکند اما بی توجه است که طی این بازیها، ناموس انقلاب را چگونه دودستی و در بی خبری به حرامزادگان لمپنیسم فرهنگی واگذار کرده است. امروز با بسی تأسف هستند از تاکسی ران و بقال و پیتزا فروش و حتی مهندس همه چشم به ناموسی دارند که وارد ماشین، مغازه، محل کار شود و...و آری این همان بجا مانده ی انقلابی ست که دوستان سوپر حزب اللهی نمای با ریش(و صد البته بی ریشه) با همراهی جمعی دلقک دوم خردادی برایمان ساخته و پرداخته اند، و عجب اینکه نه اینان و نه آنان هیچکدام "مرد" قبول کردن ذره ای از این نکبت بزرگی که جامعه را فرا گرفته است ، نیستند و نبوده اند و نخواهند هم بود. نه الله کرم و اشک تلخ حاضرند نوک سوزنی در خود اشکالی ببینند نه عباس عبدی و اکبر گنجی.اینها همه خوب و عالی و گُل بوده اند و لابد اشکال از مردم ماست که امروزه در فساد و فقر فرهنگی دست و پا میزنند! یا آن حجاریان که پس از دوم خردادش، جامعه را در قوطی "چه کنیم" "چه نکنیم" انداخت و ادعای توخالی و مزخرف "مغز اصلاحات" را از جانب دوستان سینه چاک و دشمنان مالیخولیائی و اغراقگر دریافت کرد. دلقکی به تمام معنا که تمام پهنه های دلقکی را با پس گرفتن مفتضحانه ی اصلاحات تا الی ۲۰۰ سال آینده(!) در نوردید. این دو باند، یادآور داستان تلخ و عبرت آموز قهرمان قصه های ایرانی ، امیر ارسلان نامدار هستند که وقتی وارد دهکده ای شد از او خواستند دست دختر بچه ای را که در کوزه ی پنیر جای مانده است را به نحوی درآورد. امیر ارسلان پس از مدتی کلنجار رفتن با دختر در میابد که دخترک و تمامی اهالی چنان در جهل قوطه ورند که حاضر نیستند این دختر پنیر را رها کند تا دستش از درون کوزه بیرون بیاید و بعدأ فکر دیگری کنند! این دو گروه رسوا نیز، تا با پنیر رقابت سرگرم شدند، حتی مادر و خواهرشان یادشان رفت و مانند مارهای لزج بر سر و روی همدیگر گلاویز شدند. یادتان هست وقتی مقام رهبری سرزده به دانشگاه ها آمدند، اینها تا مرز چاقو کشیدن بروی هم رفتند ، به گونه ای که صدای مقام رهبری از هر دوی اینها در آمد و در اولین سخن خودشان ، بشدت این عمل را شنیع خواندند....اگر روزی آقا امام زمان(عج) ظهور کنند، جمعی از دون کیشوتهای کاغذی حزب اللهی نما و گروهی از گردانندگان و بزمجگان سیرکهائی مانند دوم خرداد بدجور باید جواب آقا را پس دهند. از آنروز که دست از اهداف عالی انقلاب شستیم و عده ای شدند "راست" و ظواهر دینی از خدا هم برایشان مهمتر شد و عده ای شدند "اصلاح طلب" و آشکارا مردم پرستی لیبرالیستی را پاک و اطهر شمردند باید میدانستیم در چه دست اندازهای بی پایانی خواهیم افتاد. وقعیت جامعه را باید از زبان حجت الاسلام قرائتی شنید که سخنان هفته ی گذشته اش در دانشگاه امام صادق(ع) کاملأ سانسور خبری شد، کاش میشنیدند آنها که ادعای ولایت دوستی و دولت نهم پرستی شان را حتی به رخ ائمه ی اطهار میکشند وقتی آقای قرائتی گفتند:"{ انرژی هسته ای را که برزیل و انگلیس و هند هم که دارند، ما این را بدست بیاوریم تازه میشویم مانند اینها، متأسفانه مشکل ما جای دیگری ست...} از زمانی که الله کرم ها و گنجی ها شدند شاخص سیاسی ما، باید میدانستیم به کدام ناکجا آبادها رهسپار خواهیم شد. امروز دکتر عبدالحسین الله کرم،سیر و سربلند از سرکوب افرادی که واقعأ هم معلوم نیست خط امام بوده اند یا نه، نگران آینده ی خود است که آیا باز هم تشکیلاتی بکار گرفته خواهد شد یا نه و گنجی هم دست در دست بی دین ترین فلاسفه ی پست سکولاریسم اروپا، در حال کپی کردن مدام بلغورهای آنان است تا برای جامعه ی ما ، نسخه ی مانیفست جمهوری خواهی کوفت و زهرمار پنجم و ششم را بنویسد. اما بواقع کی و چه زمانی حزب الله اصیل و مردان و زنان بواقع مومن و خویشتندار جامعه در برابر اینهمه دروغ راستگرایان متحجر به دین و اصلاح طلبان واخورده سر بر خواهند آورد؟ این جرثومه هائی که بادکنکی "باد" شده اند روزی خواهند ترکید و آنروز ثابت خواهد شد خزعبلاتی که هر روز در فلان مراسم و در یادبود فلان شهید عزیز انقلاب می بافته اند، نه از روی شرف نه از روی دین نه از روی عقل که عین بی شرفی و بی مایگی جمعی بی دین و بی غیرت است که در میانه ی رقابتهای کور و بیمارگونه شان، خواسته یا ناخواسته لمپن ترین افراد آشکار و پنهان را بر سطوح میانی جامعه مسلط و تثبیت نمودند. نگاه کنید در مراسمی به عزیزی مراسم شهید همت، چگونه پس از بیست و خرده ای سال، آقای الله کرم تازه یاد اجحافاتی شد که بر شهید همت رفته است و برای اینکه انتقام سیاسی خود را از فلان رقیب و سایت و طرز فکر بگیرد، به تخریب شخصیت محسن رضائی پرداخت و تازه تهدید کرد در آینده هم ممکنست بیشتر بگوید! اما آیا روح شهید همت راضی ست که فردی چون الله کرم از خون وی برای فلان رقابت و بازی تأخیر افتاده ی بیست ساله سود جوید؟ یا نگاه کنید به خیل حملاتی که بعضی ها به آقای رضائی میکنند ، تنها به یک دلیل است و آن هم اینکه آقای رضائی با دیدن این اوضاع، از راست و چپ دست شستند و گفتند راه سوم...اما مسلم است برای حزب اللهی نماهای حرفه ای، "راست" از خدا و نان شب واجبتر و برای خرده دلقکان قد کشیده ی "پوپر"ی ، اصلاح طلبی بیمارگون ، این سخن آقای رضائی گران میایید. تمام این حملات برای یک اعلان برائت ساده از چپ و راست است و ما نیز اگر این بگوئیم همان گوساله های جناحی، بر سر تک تکمان آوار خواهند شد....ادامه دارد انشالله   
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 12:9  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

درد بی درمان سوپر حزب اللهی نماهای حرفه ای(ریا اللهی شده های خفن!)

خیلی جالب است اندیشه ی جمعی بظاهر سوپر حزب اللهی که اینروزها عملأ دزد اللهی خفنی شده اند نمایان شود! یکی شان در جواب سخنان من در انتقاد از سخنان نماینده ی آقای مصباح که عملأ "ولایت فقیه " را بالاتر از رسول خدا معرفی کرده مذبوحانه نگاشته :" بخدا چه جوابی میدهید؟! " میخواهم بدانم به تو بچه لمپنی که لقب حزب الله را هم یدک میکشی چه مربوط؟ کجای قرآن گفته اگر کسی مصباح یزدی را قبول نداشت خاندانش را برمی اندازیم؟۱ اگر تو را اینقدر مغزشوئی کرده اند ما هنوز فریب نخوردیم. دومأ، ولایت فقیه بر خلاف نظرات شما، مادام العمر، نیازمند به ذوب شدن در آن و یا فراتر از خبرگان رهبری نیست. برای اینکه ثابت شود نظرات جنابعالی انحرافی ست حتی لازم نیست گفتگو کنیم،مانند خورشید روشن است پته ی زشت شما که تا دیروز زیر ....مؤتلفه قلت میزدید. نکته ی دیگر اینکه این شمائید که اگر قالیباف را قبول ندارید و در تهران زندگی میکنید باید آن دنیا جواب بدهید. غلط میکنی قالیباف را مسخره میکنی و ادعای اطاعت از حاکمیت اسلامی داری. یاد حدیث امام رضا (ع) درباره ی خوارج میفتم که فرمودند: جمعی هستند که خود را تنها معادیان آداب اسلام نشان میدهند اما اگر فرصتی بیابند دل انسانی را میشکنند و خون میکنند. حالا ببینید این نادان رفتن خانه ی مصباح را نشان میدهد! مگر یک دید و بازدید اینهمه جنجال دارد؟ مگر امام بارها با آقای منتظری دیدار نکرد؟ چه میخواهید بگوئید؟ که فقط افکار تاریک و منافقانه ی شما اسلامی ست؟ مرگ بر اسلام نمائی کثیف تان که جز با حذف دیگران تبلور نمیابد.... http://hasanroozi.blogfa.com/ یادنامه
وب‌نوشته‌های محمدحسن روزی‌طلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 0:45  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

تلاشی بیست و چهار ساعته برای فریب مذهبیون جامعه

پس از سوم تیرماه عده ای داد و بیداد راه انداختند که بله! عدالت برقرار شد...و چقدر ساده گرفتند معنای عدالت را... آیا عدالت همین برخوردهای زشتی ست که با آقای قالیباف میشود؟ یا همین رد صلاحیتهائی که معلوم نیست بر اساس کدامین هوای نفس و گرایشات باندی ست؟ خواندن طرز برخورد زشت و زننده ی وزیر ارشاد با خبرنگاران اثبات کننده ی دروغی ست که میخواهند به خورد حزب الله اصیل بدهند . من آین گفتگو را از بازتاب عینأ نقل میکنم:


وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در واكنش به احضار جمعي از روزنامه‌‏نگاران سفر كرده به هلند توسط وزارت اطلاعات، گفت: ارتباط گرفتن با دستگاههايي كه كارشان اين است كه بر روي احوال كشورهاي ديگر تاثيرگذاري و طرحي براي تحول در كشورها را در دستور كار دارند، كار حرفه‌‏اي روزنامه نگاري نيست.

به گزارش ايلنا،"محمد حسين صفار هرندي"، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، در جمع خبرنگاران پارلماني در پاسخ به سوال خبرنگاري كه علت احضار جمعي از روزنامه نگاران توسط وزارت اطلاعات كه از سوي انجمن صنفي روزنامه نگاران به هلند سفر كرده بودند، گفت: من احضار نشنيده‌‏ام، خبرنگار خطاب به صفار هرندي گفت: من يكي از روزنامه نگاران هستم كه به هلند سفر كرده‌‏ايم و پس از بازگشت از سوي وزارت اطلاعات احضار شده‌‏ام.

وزير ارشاد گفت: خوب است خود آنها روزنامه نگاران به مردم توضيح دهند كجاها رفتند؟ چه كارهايي كردند؟ با چه كساني ملاقات كردند؟ اگر همين را توضيح دهند وزارت اطلاعات كاري نخواهد داشت.

خبرنگار خطاب به صفار هرندي گفت: قبل از سفر، وزارت اطلاعات در جريان اين سفر بود خبرنگاران و روزنامه‌‏نگاران نيز از طرف انجمن صنفي به هلند سفر كرده‌‏اند چرا بايد چنين برخوردي با آنها شود؟

صفار هرندي گفت: از معاونت مطبوعاتي چيزي سوال نشده است.(!)
خبرنگار گفت: خبرنگار روزنامه ايران كتباً اين درخواست را از وزارت اطلاعات كرده بود و آنها پاسخ مكتوب دادند كه سفر مشكلي ندارد.

وزير ارشاد گفت: آن خبرنگار براي خودش اجازه گرفته بوده است از جانب ما اجازه‌‏اي نبوده است.(!!؟)

صفار هرندي در پاسخ به اين سوال آيا وزارت ارشاد مخالف اين سفر بود، افزود: هويت آنجاهايي كه از دوستان مطبوعاتي براي بازديد دعوت مي‌‏كنند بايد شناخته شده باشد، اگر دستگاههاي حكومتي و سازمانهايي كه مرتبط با كشورما هستند به صورت قانوني ارتباط بگيرند و در چارچوب پروتكل‌‏هاي سفرها باشد يك امر طبيعي و مشخص است.

خبرنگار خطاب به وزير ارشاد، تصريح كرد: اين سفر در چارچوب تعاملات انجمن هاي صنفي روزنامه نگاران بوده است.

صفار هرندي پاسخ داد: اگر صنف‌‏هامي‌‏خواهند ارتباط داشته باشند قاعدتاً نبايد سراز سازمانهاي دولتي آن كشور در بياورند.

وي تصريح كرد: ارتباط گرفتن با دستگاههايي كه كارشان اين است كه تاثير بگذارند روي اموال كشورهاي ديگر و طرحي براي متحول كردن كشورها را در دستور كار دارند، كار حرفه‌‏اي روزنامه نگاري نيست.

صفارهرندي گفت: اين فعاليت سرويس‌‏هايي است كه به تعبيري عين آن را نمي‌‏گويم.(!!!!)

خبرنگار خطاب به وزير ارشاد گفت: شما همان اتهامات روزنامه سياست روز را مطرح مي‌‏كنيد؟

صفارهرندي پاسخ داد : من فكر مي‌‏كنم اگر همين سفرنامه خود را دوستان بگويند خيلي از مسايل روشن شود.

خبرنگار گفت: وزارت اطلاعات همه مطالب سفر را از ما گرفته و ما چيزي براي نوشتن نداريم.

صفارهرندي تاكيد كرد: كساني در خارج از مرزها طراحي دارند و برآوردشان اين است كه براي جابجايي اوضاع و احوال داخلي ايران روي چند دسته بايد كار كنند، يك دسته هم روزنامه نگاران هستند، اين هم چيز تازه شناخته شده‌‏اي نيست، سالهاست اعلام كردند .

وي با بيا ن اينكه مدل‌‏هاي آنها در برخي كشورها جواب داده است، افزود: فكر كرده‌‏اند در ايران هم مي‌‏توانند اين مدلها را پياده كنند، اما به نظر بهترين گروهي كه مي‌‏تواند پاسخ آنها رابدهند خود روزنامه نگاران هستند كه به آنها بفهمانند در كشوري كه انقلاب شده و مردم پاي انتخاب حكومت ايستاده‌‏اند نه انقلاب نارنجي، زرد و سبز كارگري مي‌‏افتاد، نه طراحي هايي از اين نوع مي‌‏تواند تاثير گذار باشد.(؟!)

خبرنگار از صفار هرندي پرسيد توقيف چند نشريه را در دستور كار داريد؟

صفار خطاب به وي گفت: روزنامه شما طنز است يا جدي، اگر طنز بوديد پاسخ مي داديم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 11:48  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |