تبليغاتX
حزب الله نو

حزب الله نو

این وبلاگ برای دفاع از حزب الله اصیل در برابر بی بندباری، اباحه گری و ارتجاع بنا نهاد

شهید جاوید؛ راه انقلابی حزب الله

با فوت آیة الله صالحی نجف آبادی، حزب الله اصیل(و نه حزب الله دوپولی آخوندیسم درباری) بزرگترین حامی خود را از کف داد. آیة الله از معدود هواداران امام راحل (ره) بودند که ولایت فقیهی امام را با دست خط شخصی شان تأئید نمودند و در برابر غلو کنندگانی که امروز مدعی هستند امام حسین (ع) بجای قیام،در حقیقت تنها یک فیلم هندی تراژدیک بازی کرده اند(نگاه کنید به خزعبلاتی که حاج منصور ارضی به امام حسین (ع) نسبت میدهند) موضع صریح و محکمی داشتند. درک ایشان از اینکه امام حسین (ع)، امام بوده اند و نه پیامبر و از جانب خدا درجات پیامبر و امام متفاوت هست و هرگز امام نمیتواند مانند پیامبران الهی از زمان و مکان و تاریخ دقیق شهادت خود اطلاع داشته باشند، از نکات گیرای تحقیقات ایشان است. براستی اگر مقام امام و پیامبر یکی ست، مگر خدا نعوذ بالله نادان است که به یکی پیامبر و به دیگری امام لقب اعطا نموده اند؟! البته برای از خدا خداتر شده های مزور و همانهائی که روزی با شوراندن عواطفی سعی کردند حرمت بیوت مراجع را در زمان حاکمیت جمهوری اسلامی بشکنند، اینها چیزی نیست. برای الله کرم ها که به دروغ فرمانده ی سابق سپاه را متهم به ظلم به شهید همت میکنند اگر پایش بیفتد، شکستن کمر فاطمه (س) ها، کاری ناکردنی نیست...بگذریم. شاید اغراق نباشد اگر بگوئیم که با شور سترگی که کتاب شهید جاوید در پیش از انقلاب در محافل مذهبی بوجود آورد، آیة الله صالحی نجف آبادی،بی تردید یکی از مسببان اصلی زائیده شدن انقلاب شکوهمند اسلامی ما هستند و کینه ی انجمن حجتیه و بظاهر انقلابی نمایان فریبکار نسبت به ایشان، مسلمأ بر سر همین مسئله تا قیام قیامت باقی خواهد بود.یکی از اینان همان نادانی ست که برای این حقیر در چندین پست پیش با حالتی واقعأ بدور از داشتن شأن و قوه ی جنسیت یک مرد بالغ نگاشته است : "متأسفانه از مقام رهبری کلامی در این زمینه به یادم نیست که جوابتان دهم! " گویا باید جوابها برای این نادانان ابدی همواره مانند دانه ای پوست کنده فراهم باشد تا اهانت کنند و از کلام مقام رهبری ، نهایت سوء استفاده ی نفسانی شان را انجام دهند و در آخر نیز در تخدیر بیمارگونه ی هرزه گوئی بی ارزششان فرو روند...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:26  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

منکری که انجام نشده و فتوای بدون صبر بر ضد نیمی از جامعه،حقیقتأ به سود دین یا بدبین کننده به اسلام؟


من با اصل سیاست آقای احمدی نژاد موافقت چندانی ندارم اما در عین حال حمله ی غیر منصفانه به ایشان را نیز نمیفهمم . فقط میخواهم به سخن یکی از علما، در ارتباط با موضعگیری پاره ای دیگر از علما اشاره ای کنم. اما قبل از آن، خدمت حضرت آیة الله مکارم شیرازی میخواستم بگویم، ای بزرگوار، در طول تاریخ اسلام ما تنها یک علامه طباطبائی داریم که بر بیشتر علوم مسلط بود و کاش شما بزرگوار سعی نمیکردید با سرعت در ابراز نظر در همه چیز، حتی بخواهید دور و بر ایشان را در بر بگیرید که این مهم،بی هیچ تردیدی اتفاق نیافتادنی است...--------------------------------------------------------------------------------

"حضرت آيت‌الله خوشبخت: تضعيف دولت در اين موقعيت حساس اشكال شرعي دارد.

با توجه به حساسيت موجود در بخشي از جامعه ديني كشور و علماي معظم پيرامون دستور رييس جمهور مبني بر طراحي مكان ويژه و شايسته براي استقرار خانواده ها و بانوان به منظور تماشاي مسابقات فوتبال ، حضرت آيت‌الله خوشخت روز جمعه در يكي از ديدارها با اشاره به فضاي بين‌المللي و ضرورت تقويت دولت در شرايط فعلي فرمودند: " علما عجله كردند هنوز كه منكري اتفاق نيفتاده ، تضعيف دولت در اين موقعيت حساس اشكال شرعي دارد ، دكتر (احمدي‌نژاد) متقي است و مصلحتي دارد."


به نقل از سایت خدمت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:34  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

پاسخی به یک نظر


برادر عزیز شما در نوشتار پیشین خود کمی دقت کنید، آیا یادتان نیست با چه لحن از بالا به پائینی به بنده دستور میدادید با فلانی بحث نکن و... اگر من عصبی شدم - که متأسفانه شاید هم شدم - به اشکال و عیب خودتان هم نگاهی گذرا هم که شده بیاندازید... از این گذشته، مگر مسابقه ی آوردن کلام از مقام رهبری ست که ادعا میکنید کاش از ایشان کلام میاوردید؟! من و شما داریم بحث میکنیم، چرا مُدام میخواهید پای قرآن را وسط بکشید؟!؟ اساسأ قرآن عزیز چرا باید خرج بحث شما گردد؟ مگر قرآن عزیزترین رکن دین شما نیست برادرم؟ چه ارزان عزیزترین ارکان دین خود را خرج میکنید... نوشتار مرا عصاره ی عصبیت خطاب کرده اید؛ اما خواننده به خوبی میتواند عصبانیتی پنهان که در شما بواسطه از امکان معرفی حزب الله با گرایش شهید باکری وجود دارد و موج میزند را دریابد. سیاه و سفید دیدن دنیای اطراف، اسیر خود بزرگ بینیهای مالیخولیائی شدن و خود را حق محض دیدن هیچ تفاوتی با الحاد امثال سید علی باب ها ندارد. سعی نمائید اگر جدأ و حقیقتأ اهل بحث هستید و اینرا برای تلطیف چهره ی خود ادعا نمیفرمائید، دستکم بپذیرید در حزب الله هم همه اسیر آن ایدئولوژی حسین شریعتمداری که شما اینچنین پیرو آن هستید نیستند. درباره ی اُستادتان که اینهمه دارید جوش میزنید که بزور هم که شده بقبولانید که جای فلان و بیسال و ...را پُر کرده است! و حتی حاضر نیستید زمان در اینباره قضاوت کند، امام جمعه ی شمیرانات کلام زیبائی دارند که با گفتن کلام حجت الاسلام دعاگو کلام خود را به پایان میبرم :" و اما کسی که در چنین موقعیت حساسی در کشور، با ایجاد بحث های غیر ضروری و نامفید درباره ی جمهوریت نظام ، نیروهای مخلص کشور را به درگیری با هم وامیدارد، هرچه هم بزرگ باشد ، لایق رهبری فکری مذهبی در جامعه نیست و نمیتواند خط پیشتاز اسلامی جامعه باشد."
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:44  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   | 

عرصه ی سیمرغ نیست جولانگه تو ای مگس، سینه ی صاف میخواهد و ...

در نظراتی که پیرامون نوشته های این حقیر آمده، میتوان به چند سری نوشته برخورد کرد. دوستانی که همیشه لطف داشته اند و مرا از همدلی خود محروم نساخته اند. دوستانی دیگر نیز که مانند همیشه فحاش بوده اند و منطق خود را در بی مطقی علنی یافته اند! تکلیف انسان با این دو گروه مشخص است، یکی دنبال شناخت و راه انسانیت است و دیگری دنبال تباهی و ناسزا گوئی... اما دسته ای دیگری نیز هستند که در نقش "پدر بزرگ" ظاهر میشوند.

 همانها که خود از پدر و مادر خود کوچکترین حرف شنوی نداشته و ندارند، ظاهری لات و هفت خط و نترس در جامعه از خود ساخته و ادعای اسلامیت و در عین حال جاهل مآبی شان ،گوش فامیل و آشنا و محل را کر کرده است.جالب اینجاست که اینان به نصایح آنچنانی نسبت به این نگارنده میفتند! یکی شان حتی تذکر میدهد که : "جواب پویان را هم نده!" بگذریم از اینکه اینان اصولأ با جواب دادن مخالفند چون ضعف شخصیتی داشته و هرگز مرد جواب دادن منطقی نبوده و نیستند، اما نکته ی خنده دار اینجاست که دستور میدهند:جواب فلانی را ندهید! این یک دلیل بیشتر ندارد و آن اینست که اینان اساسأ بلد نیستند خودشان جوابی بدهند! و هراس دارند مبادا کس دیگری بتواند جواب منطقی بی دینان را داده، بازار دروغین حزب الله نمائی کشکی شان را برای همیشه تخته کند...

اگر بجز این درباره ی این پدربزرگ نمائی های کودکانه و ابلهانه شان فکر کنید، ره به خطا بُرده اید و بس. افرادی که عمومأ دل بزرگان فامیل و اجتماع را بدلیل تندرویهایشان از خود خون کرده اند، ناگهان میشوند"مبلغ دوپولی نصایح من درآوردی" و "معرف بلا منازع حزب الله". اینان همان لجنهائی هستند که امثال "باکری" را با خشک مقدسی شان تکفیر میکردند و همان گوساله هائی هستند که در این چند ساله بزور اهانت "ذوب در ولایت " را به پای مقام رهبری بستند و حتی وقتی مقام رهبری از این "ذوب در ولایت" تبری جستند، باز هم مانند لجبازان شیطان صفت به حدیث کثیف خود ادامه داده و نه تنها با غرور بیمارشان حاضر نشدند اشتباه خود را اقرار کنند بلکه آنرا تنها به لفافه بُردند.

این نامردان همیشگی و ذلیلان متعفن امروز بدروغ ادعا میکنند :"حزب الله امروز و دیروز و نو و کهنه ندارد!" در حالیکه زخم خیانت این جریان تندرو و فاشیست بر قلب رهبران انقلاب از امام گرفته تا مقام رهبری پابرجاست. کسانی که امروز بدلیل طرد شدنشان از طرف حتی مقام رهبری، متعفنانه و موذیانه پشت جریان ضد امنیت ملی و ضد جمهوری بظاهر اُستادی ظاهرالصلاح پنهان شده اند و بدنبال کودکانه ترین و سخیف ترین مچ گیریها از مطالب وبلاگ "حزب الله نسل نو" هستند.

 به کوری چشمان این پلیدان هر دو دنیا، حزب الله نسل نو به راه خود ادامه داده، در افشای ارتجاع و اباحه گری از هیچ احدی جز خدا هراسی نخواهد داشت. و نصیحتی هم به این خود بزرگبینان حرفه ای و مالکان مالیخولیائی حزب الله و اسلام، اگر از امت اسلام خجالت نمیکشید از آقا امام زمان خجالت بکشید و خود را از این خدا نمائی های کفر آمیز پائین بکشید، قبل از آنکه خدا با ماتحت تان بزمین بکوباندتان. ترسم که به کعبه نرسی اعرابی، کین ره که تو میروی به ترکستان است... 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 14:4  توسط  پاسدار کوچک اسلام،دهقان   |