در عروسی دوست بسیار مذهبی ام،همسرشان ناگهان دستی را بالا بُردند وچرخی دادند! حالا همسرشان کیست؟ کسی که در دانشگاه های آمریکا بنیانگذار انجمن اسلامی است! تار مویش را احدی ندیده است. خود دوستم فردی ست که در مساجد آمریکا سخنرانی میکند...دوستم کمی ناراحت شد که همسرش دستی آنهم جلوی ما بالا بُرد و تکانی داد...البته بخدا قسم نرقصید یا هرمنکر دیگری که ممکنست فکرش را بکنید، زیر ده ثانیه حرکتی انجام داد...اما میخواهم بگویم همانجا برایم ثابت شد این خانم سالم است.یعنی اسلام را مثل آدم فهمیده است. زمان مولا علی(ع) هم وقتی ایشان یکبار داشت میگفت لذت این زن بظاهر زیبارو با آن زن بظاهر نازیبارو فرقی ندارد، یک خوارج برایشان شمشیر کشید...امام خودمان وقتی با رجوی دیدار کردند حرف جالبی زدند:"دیدیم این آقا از پاپ هم پاپ تر شده است!" حالا من اینجا میگویم، کجا اسلام گفته هلهله و شادی حرام است؟ این عناصری که این گونه برخورد میکنند در بهترین حالت کارهای منافقین را دارند کپی میکنند و بدورغ نام حزب الله را هم یدک میکشند. بابا یک دست بالا بُردن را گناه ندانیم، حضراتی که خون پشه را سبب حرام شدن نمازتان کرده اید، دیده اید جوانان ما دارند گروه گروه از اسلام برمیگردند؟ آن رهبر عزیز انقلاب به زیبائی اعتراف میکند که ما ضعف فرهنگ عمومی داریم، و فلان حضرت آقا ادعا میکند که "جای جای جهان ما غرق نور است!" اگر از خودمان و اصلاح خودمان شروع نکنیم، کی میخواهیم جهانگیر شویم؟ با این آمار اعتیاد و فساد، همان بهتر که جهانگیر نشویم. از حرف بعضی ها بوی همان حرف های مالیخولیائی "حشیشی معروف قرن" سید محمد علی باب بُلند است....
اساسأ موضوع تجاوز به دختر زنجانی برای من یکی دیگر مهم نیست...برای اینکه خیلی پوست کلفت شده ایم. برای اینکه تلاش سالیان سال انجمن اسلامی ها را اصلاح طلبان لیبرال تندرو میخواهند با سرهم کردن پیراهن عثمان به نفع خود ضبط کنند. برای اینکه "حلقه ی هواداران سعید امامی با دائی سر کنسول آریامهری،رستاخیزی و بهائی اش" میگویند فلانی چون تشکل رقیب ما را منحل کرده، پس حق داشته یک کمی دختران را نوازش کند! برای اینکه حتی به پسرهای ما در پادگان و...تجاوز میشود. مگر دسترنج فرهنگی مشترک سالیان سال سیاسی کاری های امثال "کیهان" ها و صدا و سیماهای "سانسور چی" این نیست که جامعه ی ما به اعتراف خود رهبر نازنین انقلاب به سمت "جاذبه های جنسی" سوق داده شده است؟ خیال میکنید "دختران" ما خودشان تجاوز نمیکنند؟ چرا که نه، وقتی حرامزادگی در سطح روزنامه ی ملی تبلیغ میشود،وقتی نامه ی امام (ره)به آقای منتظری را تحریف کامل میکند و آب هم از آب تکان نمیخورد...حالا بگذار "حسین شریعتمداری" هنوز دنبال این باشد که "سعیدی سیرجانی همجنس باز است!" و فردا در همان روزنامه جسد له و لورده شده ی سعیدی سیرجانی،ناشی از سیانور تزریقی حضرات سعید امامی،به نام نامی "سکته های قلبی و مغزی جا زده شود"!....آری برای ما مهم نیست چرا که چون با طرز تفکر "مصباحیه" حلال و حرام سیاسی را در بوق و کرنا میکنیم اما ذره ای ایمان عملی اعتقادی شخصی نداریم. چون عده ای مزدور در عراق میخواسته اند رئیس جمهور ما را بدزدند تا ما غنی سازی را متوقف کنیم! وبلاگ بحر راست میگوید که اعتراضات خطرناک است! اساسأ ما، خط امام، مجاهدین خلق مسلمانی که در راه حنیف ها بودند و هنوز منحرف نشده بودند و آن خامنه ای عزیز که امثال مصباح آن را به خدعه در افکار عمومی به نفع خود ضبط نکرده بودند، روزی برای امپریالیسم خیلی خطرناک بودند. به قول بی نظیر وزیر علوم "همه ی ما" که معترضیم "ماهی های مُرده" هستیم! طفلک راست میگوید، سالهاست جان برکفانه و مخلصانه (دقت کنید به تم کلمات، جدی میگویم) تلاش کرده اند اندیشه ی امام بمیرد... حتی نماینده ی برژینسکی در پاریس به امام هشدار داده بود که :"باید مجاهدین خلق قلع و قمع شوند!" البته امام به این حرف مشترک آمریکا و متحجرین گوش نداد، مجاهدین احمق بودند که ندیدند امام زیر فشار "خرد کننده" این دو جریان کثیف،حتی حاضر شد با رجوی و خیابانی دیدار کند،شاید سر عقل بیایند. کجای دنیا چنین اتفاقی میفتد؟ امام اسطوره بود. وحدت بخش بود. حتی سعی کرد مجاهدین در حال انحراف به سمت چپ افراطی را یک فرصت دوباره دهد. اما لعاب مارکسیسم حضرات آنقدر پر رنگ شده بود که به لطف امام و ملت کور شده بودند...حالا هم معلوم است ما ها "خطرناک" ایم. آمریکا خیلی زیباتر از وبلاگ بحر گفته که ما خطرناکیم.( وبلاگ بحر هنوز مانند کیهان تهران براحتی و در لفافه نمیخواهد بگوید "خط امام از آغاز منحرف بود!" ، این هم بدلیل ته مانده ی صداقتی ست که هنوز هادی را خواندنی ترین وبلاگ هوادار دولت نهم نگاه داشته است)... اساسأ برای آمریکا "مجاهدین خلق رجویست"، "سعید امامی های شکنجه گر" و "بازیگران در حال دزدیده شدن مُدام" کبریت های بی خطرند! من به نمایندگی از تمامی ماهی های مُرده ای که هنوز یک تار موی امام راحل را به هزاران هزار جرثومه از "لیبرال های مکار صاحب شده ی میراث انجمن اسلامی ها" گرفته تا "متحجران تندروی مدافع ضمنی از تجاوز به دختر زنجانی" عوض نمیکنم، از این دختر زنجانی معذرت میخواهم. خواهرم، باید هم به تو تجاوز میشد تا در سکوت شگفت انگیز علما و محافل و قلم بدستان مزدور بظاهر اصولگرا، تن و روح امام زمان (عج) بلرزد.
از این پس انشالله با ویژه نامه هائی با عنوان "حزب الله اصیل محمدی(ص)" هر از چندی بروز میشویم،که به اُمید خدا همواره بیانگر مهر محمدی و ایمان الهی و نوگرائی بی باکانه ی ضد تحجر و فساد خواهد بود.
ویژه نامه ی حزب الله اصیل محمدی، شماره ی (۱)
وبلاگ حزب اللهی آرمانشهر با انتقادی بسیار اساسی از نقش پلید تحجر بروز است که دیدنی و آگاهانه مصالح نادیده گرفته ی ایران و انقلاب را به نشانه میرود.
وبلاگ حدیث نفس دیدار با رهبری عزیز انقلاب را نشان میدهد، بر خلاف تبلیغات هواداران افراطی دولت نهم که رهبری نظام را به نفع خود ضبط و ثبت میکنند، ایشان نکاتی را درباره ی مغناطیس امام در دنیا مطرح میکنند که میتواند لحاظ باشد با "ضعف" مغناطیسی و افکار عمومی افرادی در دولت کنونی نسبت به جهان پیرامون شان...
وبلاگ بانگ رحیل به زیبائی به دوروئی و تزویر و فریب منشی گسترده ای اشاره میکند که متأسفانه در قلب نیروهای ارزشی مآب و بظاهر دین فروش جای کرده است، براستی راه امام از کجا میگذرد که درصد بالائی از نیروهای بظاهر ارزشی ما سر از...
نوشته ی حمید داود آبادی آتشی سوزنده است که نیروهای اصیل انقلاب آنرا میچشند، اما ظاهر فریبان قدر ارزنی این درد را نه میفهمند نه برایشان کوچکترین ارزشی دارد، گویا اهل ساحلان بی حاصلی را طی انقلاب مان پرورش داده ایم...
وبلاگ زیبای فیلتر نشده ها نیز برای این شماره از حزب الله اصیل محمدی برگزیده شده است، با مطلبی نشان دهنده ی اوج آگاهی رهبر عزیز انقلاب و دشمنی امثال "کیهان" و بخشی از دولت نهم با آنچه مصلحت انقلاب و کشور میتواند باشد، وا قعأ که...
وبلاگ انقلابی حسین شیرآلی نیز با یادی "چهل بارم" از آژانس شیشه ای بروز است، درحالیکه با همه ی شخصیتهای این آژانس همدرد است، نه فقط فلان کس که فلان عقیده را دارد و...زیبائی این دلسوزی انقلابی را باید لمس کرد.
وبلاگ مسلمان بحر نیز با انتقاد از دو گروه مخالف و موافق افراطی آقای مصباح بروز است. اینکه ایشان میتواند این فرق را به این زیبائی به ما نشان دهد نشانگر وجود راه میانه و سالمی در این جنجال است. اُستادی آگاه که اشتباهاتی دارد، مثال میزنم با چشمهای خودم،آرشیوش هم موجود است برای منکران حرفه ای، اردوی بسیج سال ۱۳۷۹، بزیر پرسش بردن "اسلامیت و شرعی" بودن انتخابات در کشور!، انتخاباتی که همین رهبر عزیز هم چند بار در آن پروسه قدم گذارده اند،این یعنی که مثلأ اُستاد میفهمد و رهبر ...بگذریم!
مطلب پائین را تا زمانی که روزنامه ی کیهان تکذیب نکند بازچاپ خواهم کرد انشالله به اُمید خدا و یاری او.
دیداری پرسش برانگیز در آستانه ی سالگرد ارتحال امام (ره) و ظهور بی سر و صدای حزب الله آمریکائی
اخیرأ آقای حسین شریعتمداری با گروهی تندرو دیدار کرده اند که واژه ی "آرمان"،"حزب الله" و "بسیج" در نام تشکیلاتی شان بکار میبرند. این گروه یکی از چند گروهی ست که نزدیکی زیادی به سایت "نوسازی" و "رجانیوز" دارد. در این مصاحبه ی بظاهر دانشجوئی آقای حسین شریعتمداری بشدت سعی دارند با تعاریف اغراق آمیز، این گروه را گروهی "انقلابی و حزب اللهی" جا بزنند...
حالا نگاه کنید به اولین سوال نماینده ی این گروه از آقای شریعتمداری:" درست است که اساس حرکت اشغال لانه ی جاسوسی و تمامی شرکت کنندگان آن انحرافاتی داشتند از همان آغاز؟" آقای شریعتمداری که در برابر عمل انجام شده قرار میگیرد و با لحن تند و افراطی این گروه باصطلاح "کیش مات" فکری میشود، سعی در "رقیق" تر کردن این افکار جناح راستی تندرو دارند با عجله میگویند":البته آنطور هم که میگوئید نیست(!) همه که مشکلات عقیدتی نداشتند(!)...." ببینید این گروه چقدر جناح راستی و تندرو هست که بدلیل کینه از خط امام حتی حاضر نیست "تعریف" امام که اشغال لانه ی جاسوسی را"انقلاب دوم" نامیدند یادآوری نمایند، البته گویا آقای شریعتمداری در دل خوشحال است، وگرنه آیا ایشان دستکم نمیتوانست اشاره ای هرچند گذرا به این تعبیر امام کنند؟ اما جالب اینجا که نماینده ی پر مدعای این گروه عقب ننشسته ادامه میدهد:"ولی شواهدی در بین است که این انحرافات از آغاز وجود داشته است!...."
بعد از این لحظه آقای شریعتمداری کمی من بمیرم و تو بمیری میکند که در نهایت ثابت شود "خود امام (ره) بد نبوده است"! این تنها دستاورد برادر شریعتمداری در مواجه با این گروه است. این گروهک تندرو که وبلاگی در اینترنت دارند نیز در کمال وقاحت تمامی این گفتگو را در وبلاگشان آورده اند! این در حالی ست که آقای شریعتمداری تا کنون دو بار دعوت انجمن اسلامی دانشگاه ها را برای گفتگو رد کرده است. از نظر آقای شریعتمداری ، مسلمأ انجمن اسلامی ها تمامأ منحرف هستند...اینها همان انجمن های اسلامی هستند که با تمام فراز و نشیبها هنوز پیرو امام، شریعتی و طالقانی مانده اند و از انحرافاتی نظیرافکار بظاهر پر جاذبه ی "حجتیه"، "منافقین"، "حرام بودن نماز در لانه ی جاسوسی!" و...مصون مانده اند. همان انجمن اسلامی هائی که شاخه ی شیراز آن ها چند ماه پیش در اعتراض به کارتونهای کثیف بر ضد رسول اکرم (ص) برابر سفارت های خراجی نماز بجا آوردند(نمازی که امام گفتند بلندترین فریادهاست) بجای پرت کردن گوجه و تخم مرغ گروه های دیگر که امثال کیهان و محافل نزدیک بشدت از آن استقبال میکنند! و اساسأ در این گرانی بازار معلوم نیست در این اندازه های گونی گونی، از کجا و از پول کدامین بیت المال تأمین میشود...
ولی گروه هائی که "حزب الله آمریکائی" هستند از نقطه نظر فرد اعلی و بی مانند جناب حسین شریعتمداری البته که پاک و ناب! بله که از نظر آقای شریعتمداری باید گروهی در میان حزب الله ظهور کند که انتقام "آمریکا" را از "دانشجویان خط امام" بگیرد، در این راه آقای شریعتمداری یک "مرگ من، جان تو" هم میکند که خیلی ظاهر اوضاع خراب نشود.
(در ضمن اصل این نوشته در اینترنت هست و در موتورهای جستجوگر هم قابل دریافت است،اما اینقدر زشت و ضد انقلابی و اهانت گر به واقعه ی اشغال لانه ی جاسوسی ست که آوردنش تنها دل آمریکا را شاد میکند و "چراغ سبز" دیگری ست در دور فلانم گفتگوهای مستقیم! خیلی دوست دارم فدائیان حضرات کیهان حتی جرأت کنند اصل آنرا انکار نمایند، خیلی دوست دارم...)
(دقت کنید چگونه کیهان نقش دقیقی در براه انداختن نشریه ای تندرو تحت فرمان مهندس طبرزدی ایجاد کرد، همان ها که در آغاز میگفتند"امام خامنه ای" و امروزه علنأ میگویند "مرگ بر جمهوری اسلامی!" گویا برادرمان شریعتمداری باز این نقش را میخواهند بشکل دیگری ادامه دهند.آنهم وقتی که دوستان انقلاب "در خواب زمستانی کاملی" هستند، و بجز برادر عزیزم وحید جلیلی هنوز احدی جرأت نقد آقای شریعتمداری را حتی به دل خود راه نداده است، چرا که نه...)
این همان شریعتمداری ست که پریروز در سخنرانی خود بدروغ درباره ی منظور امام از اسلام آمریکائی ادعا کرد که" این اسلام ، اسلام طالبان ی ست! "این درحالیست که این سخن اگر عامدانه گفته شده باشد "قابل پیگرد قانونی" ست چون مصداق فریب محض افکار عمومی، و تحریف کلی مضامین امام راحل (ره) مصداق جعل و قلب است. آیا طالبان در زمان امام (ره) وجودی خارجی داشت که برادرمان شریعتمداری این خزعبلات را اینچنین ناشیانه به اندیشه ی امام نسبت میدهند؟! همینست از قدیم گفته اند اگر میخواهی مردم باور کنند دروغ بزرگ بگو...اگرچه مردم ما اینقدرها هم ناآگاه نیستند که در "پاره ای محافل" روی آن حساب هائی باز میشود.
البته آب هم از آب تکان نخورد. احدی اعتراض نکرد. برادرم هادی از وبلاگ بحر که کوچکترین انحرافات دوستانی چون ما را با تیر میزنند و آن را چون "تاج"ی بر سر "عیسا"ی مخالفینشان مینهند، سکوت میکنند. برادرم حامداز وبلاگ آرمانشهر که لاریجانی و ... را با حسی انقلابی نقد میکنند، کوچکترین انتقادی ندارند به کیهان بگویند. برادر خوبم بهمن هدایتی هنوز بر عقیده ی خود میمانند که "شریعتمداری ابر مرد نقد" است! ده نمکی حاجی نازنینم که همیشه با شور انقلابی خود ما را حفظ کرده اند کلمه ای نمیگویند نظرشان دراینباره چیست. وبلاگ آرمانخواهی که عزیزترین نوشته های این دوران را دارد حتی نمیگوید آیا این بی رحمی به انقلاب رواست یا نه؟ دستکم آنها که چشمی بینا دارند کاش بنگرند ...
اینها را که نام بُردم را عاشق هستم،میدانم از یک گلایه ی این اندازه دوستانه نمیرنجند، اما از عاشقین انقلاب هم انتظار داریم، امام راحل (ره) انتظار دارد،روح شهدای انقلاب...خدا به همه ی ما دیدی همه جانبه نگر اعطا نماید.
ای بابا، چه نیازی هست "دولت نهم" نقد شود!
نقد خوبست اما فقط بر لاریجانی و توکلی و حداد و خاتمی و...
ای بابا چه نیازی بود دوم خرداد بیاید!
اونوقت سعید امامی عزیز با دائی بهائی و سر کنسولی حزب رستاخیزی در آمریکا و گرفتن ویزای آمریکا میماند و به حزب الله خدمت میکرد ...
ای بابا چه نیازی هست اینهمه از گرانی بگوئیم!
"آنهم وقتی همه شاخصهای "دیگر" به قول رئیس جمهور عزیز روی به بهبود است...!
ای بابا چه نیازی هست محسن رضائی ها،باقر قالیباف ها و مجید انصاری ها غلط زیادی کنند، که کوچکترین فعالیت سیاسی داشته باشند!
خودمان انصار و رایحه و ... داریم و داشته ایم، کافی نیستند به نظر شما؟
ای بابا، بیجا کرده اند "دوم خردادی ها" با اصولگرایان بر سر انتخاب آقای لاریجانی یکصدائی کرده اند!
آنهم وقتی که "کیهان" در این ماجرا "فریب و کلک و خطر و توطئه ی پیچیده" را از فاصله ی صد هزار کیلومتری بوی و استمشام میکنند....
ای بابا، به آقای جوادی و مکارم و مصباحی مقدم و مهدوی کنی و... چه که دولت فلان کار را کرده!
آقای مصباح اگر صلاح بدانند تذکر میدهند که نداده اند و رضایت کامل دارند ماشالله
ای بابا، به جمعیت ایثارگران چه که اقتصاد را چه طور مینویسند!
شیطان میگوید به "نویسندگان" اشاره دهیم که حالی بگیرند ها...
ای بابا، چرا رهبر عزیز انقلاب از فرد معلوم الحالی مانند حداد دفاع بکنند خدای ناکرده!
با اینهمه مظلومیت تلنبار شده در قرون جور و ستم بروی آقای احمدی نژاد، مگر میشود برای "غیر خودی های نسبی" مایه از ولایت فقیه گذاشت...
ای بابا، گلایه های مجید انصاری از "مسائل" صندوق های انتخابات چرا ادامه دار است اینقدر!
معنی قوای همراه اینست عزیز، یعنی تشنج بی تشنج، واقعأ که بعضی ها از حقیقت هم استفاده ی سیاسی میکنند!
ای بابا، دفاع ضمنی گروه های اپوزیسیونی مانند "طوفان" و "فرقان" از مواضع ضد روحانیتی در گرایشی در حاکمیت چرا باید مهم باشد!
اصولأ هر که با ما نیست "منافق و ضد ولایت فقیه است" باید بر قرار باشد، باقی همه بازی های سیاسی ست!
ای بابا، رهبر معظم انقلاب ما چرا حساسیت عجیبی دارند بر سر عدم ارائه ی "مصداق" ها!
بهرحال و زیر چشم درکردنی که رئیس جمهوری ما این "مصداق" ها را ارائه کرده و خواهند کرد که...
ای بابا، به بیت امام و نوه و نتیجه و همسر و دختر امام چه که امام چه میگفتند!
امام رفت، رهبری معظم هم خواهد رفت، ما میمانیم و هماهنگی قوا و خواست های ابدی جناح راست با لعابی انقلابی
ای بابا، چرا دوم خرداد هنوز تدفین نشده!
تدفین و زنده بگور شوند که دستور قرآنی رحما بینهم را هنگام مرگشان ببینند، انشالله خشک و تر و از بیت امام تا داریوش اقبالی را به یک چوب میزنیم که انقلاب انشالله جا بیفتد...
ای بابا به منتتقدین چه که جبهه ی متحد اصولگرایان هم اشکالاتی دارند!
منتقدین اگر مرد هستند مانند آقای حسینیان دوباره و از نو به ریشه های دوم خرداد بپردازند!
ای بابا، به افروغ که اجازه دادیم از مجلس برود و دستی هم هنوز رویشان دراز نکردیم!
ایشان هم مانند سلیمی نمین دوباره عاقل شده و به مسائلی مانند دانشگاه آزاد بپردازد و بگذارد دولت انقلابی راهش را برود، به هر کجا که خواست!
ای بابا، اصلأ به امامت جماعت چه که فلان چیز گران است!
کار امامت جماعت خطبه و نوحه و دعا ست، اگر بلد نیستند مداحان خوبی داریم!
ای بابا، حزب الله نسل نو که نه حزب الله است و نه بوئی از نسل نو دارد!
حزب اللهی که کامل و صد در صدی رنگی حجتی ندارد که حزب الله نیست! و افکاری که از آقای مصباح یزدی نیست که محال ست نسل نو باشد!
همیشه دوستت داشته ام اینرا اعتراف میکنم با تمام اختلافی که با برخی مطالبت داشته ام،با اینکه گاهی از دستت مانند سرب داغ خشمگین شده ام، اما خیلی دوستت داشته ام. تو در عرصه ی وبلاگ نویسی گویا یک وجهه نبودی، همیشه دوست داشته ام مسلمان انقلابیِ خط امامی خامنه ای دوستِ عدالت طلب با لایه ای از چپ اسلامی بنیادگرا باشم. همین درد را هم تو داشتی گویا،یا مثلأ من که اینطوری فکر میکنم...
همان زمانی که به لاریجانی گفتی نماینده ی اسلام آمریکایی ست خیلی زنده ام کردی. به راه امام دوباره اُمیدوارم کردی.نه چون اینکه فقط آنرا گفتی، که چون تنها کسی بودی که در میان بسیج و خط امام مسخ شده، اینرا با غیرت گفتی... (البته من دارم لاریجانی آن دوران را از زبان تو میگویم، مسلمأ انسان ها یکسان نمی مانند و قصد جسارت به ایشان را ندارم و نداشتی،اختلاف دیدگاهی بود که آن زمان با این فرد در میان بود میان نگاه اسلام ناب محمدی و اسلام مصرف گرای جناح راست)...اما دستهائی نگذاشتند "بسیج" و "خط امام" براه درست شان بروند. فشار زیاد بود، یا اصلأ راحت بگذار بگویم، بی نهایت بود.اگر "سپاه" وظیفه ی حقیقی خود را انجام میداد آیا هیچوقت "بسیج" متهم به راستروی و "خط امام" به چپ انگ میخورد؟ خود رهبری عزیز نظام مگر سر بسته از برخی احکام دادگاه روحانیت در زمان رهبری خودشان انتقاد نکردند در آخرین حکمی که برای این ریاست این دادگاه دادند؟... تو چه میگوئی خسته شدی؟ من و تو و ...قربانیانی مثل من و تو هنوز همان حلقه ی اتصال بسیج و خط امام یم. همان حلقه ای که له شد و اجازه نیافت سرپا شود....
تو چه میگوئی ضربه خوردی؟ وقتی بچه های حزب الله را مدتی خام جناح راست کردند و حالا خام نو حجتیه و آب هم از آب تکان نمیخورد...مگر رهبر چقدر باید بگوید؟ چند بار تا بیدار شویم؟ مگر حزب الله بچه ننه است که نشنید خون دل امام و انقلاب را از جریان حجتیه؟ من و تو ها ضربه خوردیم تا "انصار حزب الله" راست راست بگردد و با داشتن "آدرس دقیق" خروجی دختران ایرانی به دوبی، لال مانی بگیرد. نکند تهمت میزنم؟ کشانی، روحانی خودشان علنأ گفت که :"میدانیم اما به مصلحتی نمیگوئیم!" این انصار ماست. آن بسیج ماست که در بحران تئوریک دست به دامان عقیده ی "ولایات فقها" میشود. "بسیج" ی که گمان کرد میتواند با غلیظ تر کردن نظریه "ولایت فقیه" و دست "در دامان جناح راست" گذاشتن از "حق" دفاع کند، حقی که بزودی تبدیل شد به دفاع ناب از گداپروری و کمیته ی امداد و صندوق های صدقاتی که زمان انتخابات خوب باز و بسته میشدند...شهبازی راست میگوید که ما مدتهاست در حال رفتن به سمت جمهوری پاکستان بوده ایم. آن خط امام ماست که یارگیری نمیکند و دربها را بر جوانان عاشق امام بسته است ...حامد اگر ننویسی یا اگر رها کنی بروی،نه تنها آرمانشهر تو، که یکی از آخرین آرمانشهرهای این انقلاب مظلوم فرو میریزد.بخدا اغراق نمیکنم، گوش کن که عجب امام راحل تعبیر مظلومیت شهید بهشتی و بالطبع انقلاب ما را بجا بکار میبرند...یا الله...
من اینجا روی صحبتم با حرامزاده هائی نیست که در ظاهر انقلابی، به تلف شدن برادر مسلمانشان مهر تأئید میگذارند. من با هرجائیانی که مدارک "رستاخیزی بودنشان" خشک نشده انقلابی میشوند کاری ندارم. دیگر برای من یکی اینکه "سعید امامی" با داشتن دائی بهائی و سر کنسولی حزب رستاخیز و سفارت آریامهری در آمریکا به این مقامات میرسد در محل ابهام زیادی نیست. گور پدر دوم خرداد و رسیدگی به قتلهای زنجیره ای، اما شما مقامات ضد دوم خردادی و باصطلاح ظاهر الصلاح را میگویم، حضرات شما غلط کردید فردی با این سابقه را راه دادید. غلط کردید با آبروی انقلاب ما بازی کردید...
اما حامد من از طرف بسیج از تو عذرمعذرت میخواهم. از جانب انقلاب، بگذار ننگ شرم بر چهره ی هزار چهرگان انقلابی نمای دروغین بنشیند، من از جانب انقلاب از تو معذرت میخواهم، و اگر جسارت نباشد، من از جانب ولی فقیه هم از تو طلب بخشش میکنم، آری حتی از جانب خامنه ای قهرمان من از تو عذر میخواهم...میگوئی نگو، نادرست است؟ اما چند بار همیبن ولی فقیه باید سربسته بگوید "فرد با جرأتی ندیدم" چند بار همین رهبر عزیز باید به فلان تملق و چاپلوسی و شعر خوشآمد گوئی اعتراض کند تا بیدار شویم؟ بس است، همین "مقام معظم" گفتن ها ما را به عقب انداخت. اگر گروهکی ها و ضد انقلاب با اهانتهای شان قدرت نقد را از دست دادند، ما با "چاپلوسی" ها ی مان به انحطاط کشیده شدیم. حامد، درب آرمانشهر را نبند. انقلاب ادامه خواهد یافت. حتی زیر فشار و خدعه های کیهان نشینان، ترفندهای منافقین ضد خلق و جریان مرتجع نو حجتیه. این مثلث شوم و خون آشام تندخوئی و نفاق و پسروی. حامد فراموش نکن که من و تو ها، ما قربانیان، هنوز به سپاهی پایاپای بسیجی و خط امامی باور داریم.آن سپاه، آن بسیج، آن خط امام و آن خامنه ای هنوز زنده اند، به خروش من و تو ها نیاز است که دوباره جانی بیابند.
درود خدا بر اسلام و انقلاب و راه شهدای اصیل آن،
سلام خدا بر صداقت و بی باکی انقلابی،
لعنت خدا بر دزدان انقلاب و حزب ا...ی نمایان ریا ا...ی شده
برادر کوچکت، دهقان
تمامی نیروها و جناح های کشور و حتی خود دولت باور دارند که نقدینگی زیاد سبب تورم افسار گسیخته شده است، اما کیهان تهران مینویسد "افسانه ی نقدینگی"! این چه دفاع از دولت ی ست؟! چه سان تدبیری ست؟ بخدا کمونیستهای بی دین "ایزوستیا" نیز اینقدر براحتی دروغ نمیگفتند و دریغا که دفتر رهبری عزیز نظام با تمام انتساب کیهان به این دفتر کوچکترین دخالتی نمیکنند... حضرات کیهان هم گویا دارند "امنیت" می سازند پس ایراد ندارد دو تا هم "فلان و بیسال" بگویند.اما این چه امنیتی ست که لحظه به لحظه ی آن بنا بر دروغ است؟ احمدی نژاد با تمام اشتباهاتش شرف به امثال کیهان دارد. شرف به امثال برادر شریعتمداری دارد.دستکم احمدی نژاد از روز نخست همین بود که هست، همان زمان امام راحل هم مخالف اشغال سفارت آمریکا بود و بر اشغال سفارت شوروی تأکید داشت....اما کیهانی که بیش از نیمی از هتاکان سر مقاله نویس "پیکار" و "منافقین" و "طوفان" و "فرقان" و...را به نام تواب انقلابی در خود جای داده است، امروز خود به دیروزش ۱۸۰% تغییر موضع میدهد و آب هم از آب تکان نمیخورد. کیهانی که اینروزها حتی از "الله کرم" و "سلیمی نمین" و "جلیلی" هم جواب بخشی از اشتباهاتش را شنیده است و صد البته بروی خودش هم نیاورده...
نمیدانم شاید هم مرحوم لاجوردی بی دلیل به آن سر سختی اعتقاد نداشت که "گرگ زاده گرگ میشود...تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است...ترحم بر پلنگ تیز دندان،همان ظلم است بر فرزند انسان" کاش گروهکی هائی که همان لحن اهانت آمیز و کمونیستی نشریه شان را حفظ میکردند اجازه نمیافتند در روزنامه ای که نماینده ی مقام نازنین رهبری هم در آنست، براحتی همان لحن هتاک الحادی را در لعابی اسلامی ادامه دهند...
من به احمدی نژاد به عنوان مخالفم احترام میگذارم اما برای منافقی که یکروز "خاتمی را بنی صدر دوره مینامد" و روز دیگر "احمدی نژاد را از خطر کشمیریزه شدن میترساند" چه ارزشی قائل باشم؟ روزنامه ای که در تحریف نامه های امام کار را به جائی رسانده که سرانجام لقب "تحریف گر" نظرات امام را از بنیاد محافظه کار نشر و آثار امام راحل دریافت کرد. گویا برای "اینها" خواب انقلاب ما از همان آغاز "بد شگون" بود...
مادر بزرگ من آدم بی مانندی بود، نه اینکه بگویم تجربه داشت و از این ادعاهای بی سر و ته و رایج،بلکه از این جهت که همواره در سخت ترین شرایط هم که شده اعتدال بی مانندی را رعایت میکرد. میگویند تا شاه ملعون در برابر مسجد شاه در قزوین، مردم بی گناه را به رگبار نبسته بود از شاه بد نمیگفت و با دیگر اعضای خانواده که شدید ضد شاه شده بودند حتی همراهی کلامی نمیکرد. اما پس از این واقعه خیلی از سیستم شاه نفرت پیدا کرد. عزیز جان هیچوقت بی جهت با اطرافیانش افراطی خاکی و یکرنگ نمیشد، حتی در این خاکی شدن ها هم حد نگاه میداشت.( امروز شاهدیم خاکی بودنهائی که دروغین است و ظاهرأ طرف با اینکه هندوانه ی قاچ کرده با فلانی میخورد و به همو مُدام لبخند میزند، از همان فلانی کینه ای هزارساله در دل خود پنهان کرده است...) عزیز جان هزاران بار شاید داستان یوسف و زلیخا را برایم تعریف کرد و از آن یک مقصود داشت که حالا میتوانم ببینم، اولأ میخواست به منِ بچه خیلی قرآنی و ظریف حقایق جنس مخالف را بگوید و دوم اینکه اساس فلسفه ی وسوسه را بشکافد... و چه زیبا و قرآنی این کارهای زیبا را انجام داد. من اگر انسانم، مدیون اویم....
اما هدفم از این حرفها چیست؟ میخواهم بگویم اینروزها رئیس جمهور عزیز بجای اینکه با تکیه بر کلام بزرگان و بخصوص مقام محترم رهبری کشور را بدرستی اداره کنند، مُدام مصداق سازی میکنند. یکروز نامه ای به آقای الهام میدهند که گویا "امام راحل" هستند و دارند با استعفای "مهندس موسوی" مخالفت میکنند. فردایش از مافیای سیگار میگویند و بی پروا و طی یک پروسه ی خاص و با کمک گیری از یک سایت اینترنتی به فلان شخصیت نظام اتهام "سرکرده مافیا" میزنند. پس فردا میگویند که کشور را از تورم ۷۰% نجات داده اند. روز دیگر سخن از این میزنند که گویا تمامی مسئولان دیگر بسیج شده اند تا ایشان شکست بخورد. اینروزها هم که علنأ میگویند سال سختی در پیش خواهیم داشت. این حرفها، متأسفانه تکرار همان حرفهای نسنجیده ی دوم خردادی های تندرو است. همان بچه بازیها و به بنیادها و ارکان نظام پریدن. همان ادعاهای تند و تیز و سرانجام قدمی برنداشتن. الآن چند وقت است که تمامی ارکان نظام فریاد میزنند که چند شغلگی بر خلاف قانون اساسی ست؟ کار به جائی رسید که کیهان هم مقاله ای دراینباره نگاشت و انتقاد کرد...اما اینهمه اصرار و داد و فریاد و نامه ی "برادر توکل کن" و...آخر مگر آقای الهام دارد با "منافقین" میجنگد که اینگونه تند و تیزش میکنیم؟ متأسفانه اینها، همان اداهای دوم خردادی افراطی ست، همان دهن کجی ها به مقام محترم رهبری، همان "خودم بهتر میدانم ها" ی کودکانه.
اگر جدأ سال سختی پیش روی داریم، و کاری هم از دست رئیس جمهور عزیز ساخته نیست، به نظرم بهترین کار توکل ملت بر خداست، نه آقای الهام. اینهمه مقام عزیز رهبری میگویند "مصداق سازی نکنید" ، "حمله ی شخصی نکنید" و...این نتیجه اش اینست که از اخبار روزانه ی ما یک سوم اش همواره اسم آقای الهام باشد؟ آخر در کدام ناکجا آباد این جهان یک فرد ۵ شغل داشته است؟ متأسفانه اینها همه جنگ روانی ست.و ای کاش دستکم جنگ روانی برنامه ریزی شده بود. دریغا که نیست. اینها همه از گور سازمان منحرف مجاهدین خلق است که این تئوریهای "النصر بالرعب" و "شانتازیسم سیاسی" و "خشونت مآبی" و...را در دل بچه های انقلاب کاشت و پرورش داد...
من یک تار موی عزیز جان از دست رفته ام را به هزاران مدعی انقلابی گری نمیدهم. حق با عزیز جان بود که در دل آتش، معتدل میماند. کسی که "سختی" ندیده عرق میکند و گلایه های طوماری و نق هائی که بوی همان سوسول بازیهای دوم خردادی افراطی از آن بلند است،به چه درد انقلاب میخورد؟ اساسأ فرضأ با رفتن آقای احمدی نژاد، مگر قرار است چه بشود؟ این انقلاب با از دست دادن گُلهائی همچون باکری و شریف واقفی و هاشمی نژاد و همت و بروجردی تکان نخورد، اینهمه دل مردم را نلرزانیم. کشور را غرق بازیها نکنیم. ادامه ی این مچ گیریهای سیاسی تنها "عراقی دوم" در دل ایران ایجاد کرده دستاوردهای اساسی انقلاب را در معرض خطرات جدی قرار خواهد داد.
اگر حقیقتأ دنبال صلاح هستیم و باصطلاح "دوگانگی و نفاق روح" نداریم و "مریضی قلب"مانند ابوجهل ها در ما رخنه نکرده، یا الله؛ این راه این هم میدان، اما مردم را خسته و دلگیر نکنیم، مردم را با اخبار دروغین "تورم بالای کشورهای غربی" نترسانیم. به قول مدیر مسئول روزنامه ی رسالت "اکنون کشور ما جزو تنها دو، سه کشوری ست که هنوز نتوانسته مشکل تورم افسار گسیخته و نقدینگی مهار ناشدنی را کنترل کند"...اشتباهات را اعتراف، و دروغ ها را دائمی نسازیم.

با لو رفتن يهودي بودن زناكار اتريشي تمامي رسانه هاي صهيونيستي از جمله گوگل نه تنها از بعد الظهر امروز نمايه ي ستاره هاي داود
را از سر در زير زميني كه اين تجاوز سالها انجام ميشده حذف كردند كه حتي از دادن موتور جستجو در اين زمينه خوداري جدي مي نمايند! لطفا تا اين مسدود نشده از آن بازديد كنيد
براستي اگر اين اتفاق خداي ناكرده ميان ديگر اديان بخصوص مسلمانان مي افتاد ميدانيد چه جنجالي در جهان رسانه هاي صهيونيستي راه مي افتاد...

